Hardly ever Used to say that something happens very rarely. به ندرت / تقریباً هیچ‌وقت She hardly ever watches TV. او به ندرت تلویزیون تماشا می‌کند. ساختار: Subject + hardly ever + verb نکته مهم: Hardly ever خودش معنای منفی دارد، بنابراین نباید با فعل منفی استفاده شود.

Hardly ever

Used to say that something happens very rarely.

به ندرت / تقریباً هیچ‌وقت

She hardly ever watches TV.
او به ندرت تلویزیون تماشا می‌کند.

ساختار:
Subject + hardly ever + verb

نکته مهم: Hardly ever خودش معنای منفی دارد، بنابراین نباید با فعل منفی استفاده شود.