تفاوت I believe you & I believe in you ۰۸ مهر ۱۴۰۵

تفاوت I believe you & I believe in you

استفاده از فعل believe به‌تنهایی و بدون هیچ حرف اضافه‌ای در جمله، به این معنی است که شما فکر می‌کنید که یک چیز درست است یا حرف کسی را باور می‌کنید. I believe you من (حرفاتو) باور می‌کنم I believe what you said is true I won’t believe a word you say یک کلمه از […]

بایگانی‌های اصطلاحات زبان انگلیسی - الفبای زبان
چند اصطلاح کاربردی انگلیسی/ take makes sence ۰۶ مهر ۱۴۰۵

چند اصطلاح کاربردی انگلیسی/ take makes sence

  1. It’s up to you  انتخاب با توئه 2. I’m looking forward to it  مشتاقانه منتظرشم 3. It’s not a big deal  چیز مهمی نیست 4. I’m getting used to it  دارم بهش عادت می‌کنم 5. That makes sense  منطقیه / قابل درکه 6. I’m not in the mood  حوصله‌اش رو ندارم 7. It […]

اصطلاح To go box به چه معناست؟ ۰۶ مهر ۱۴۰۵

اصطلاح To go box به چه معناست؟

To go box=takeout box=doggie bag پک کردن غذای مانده/ظرف غذای  بیرون بر این اصطلاح وقتی استفاده می شود که بخواهیم غذای مانده را در ظرفی پک کنیم و ببریم. Leftover غذای مانده (در رستوران)   May I have a to go box ممکنه ظرف پک برام بیارید؟    

۳ اصطلاح/ “Rumor has it that” به چه معناست؟ ۰۵ مهر ۱۴۰۵

۳ اصطلاح/ “Rumor has it that” به چه معناست؟

Rumor has it that شایعه شده که… Rumor has it that they’re getting married شایعه شده که آنها دارند ازدواج میکنند.   I wasn’t gonna bring it up, but نمی خواستم مطرحش کنم ولی… I wasn’t gonna bring it up, but I think you should know نمی خواستم مطرحش کنم ولی فکر میکنم بهتره بدونی […]

۲ عبارت/ brush off & condone ۰۴ مهر ۱۴۰۵

۲ عبارت/ brush off & condone

Brush off تحویل نگرفتن کسی، بی محلی کردن She brush me off when I ask her for help او وقتی من ازش کمک خواستم به من بی محلی کرد   Condone چشم پوشی کردن، تحمل کردن اوضاع We should never condone violence ما نباید خشونت رو تحمل کنیم

چند اصطلاح پرکاربرد انگلیسی/ اصطلاح «مچش را گرفتم» چه می شود؟ ۰۴ مهر ۱۴۰۵
اصطلاح I smell a rat به چه معناست؟

چند اصطلاح پرکاربرد انگلیسی/ اصطلاح «مچش را گرفتم» چه می شود؟

We caught her red handed مچش رو گرفتیم My boss drives me up the wall رئیسم منو خیلی عصبی میکنه ?Does it ring a bell این تورو یاد چیزی نمیندازه؟ I have bigger fish to fry من کارای مهمتری برای انجام دادم دارم Hold your horses آروم باش I smell a rat حس میکنم داری […]

اصطلاح …I’m good at ۰۱ مهر ۱۴۰۵

اصطلاح …I’m good at

…I’m good at برای گفتن اینکه من در فلان کار خوبم- با مهارت دارم از این عبارت استفاده می کنیم: I’m good at drawing I’m good at video games I’m good at swimming I’m good at driving I’m good at reading I’m good at sports I’m good at writing I’m good at math I’m good […]

 پارسال دوست، امسال آشنا+ چند اصطلاح دیگر ۰۱ مهر ۱۴۰۵

 پارسال دوست، امسال آشنا+ چند اصطلاح دیگر

Long time no see  پارسال دوست، امسال آشنا This name rings a bell  این اسم برام آشناست He is my distant acquaintance از آشناهای دور من است. I made his acquaintance at a party  من در یک مهمانی با او آشنا شدم. I have a nodding acquaintance with him در حد سلام علیک با او […]

چند اصطلاح کاربردی/ first rodeo به چه معناست؟ ۲۹ شهریور ۱۴۰۵

چند اصطلاح کاربردی/ first rodeo به چه معناست؟

It’s not my first rodeo بار اولم نیست، تجربه داشتم قبلا It’s my first rodeo بار اولم است I’m not one to gossip اهل غیبت نیستم I’m not one to argue اهل بحث نیستم Lay off بیخیال شو  

چند اصطلاح کاربردی/ It’s out of this world ۲۹ شهریور ۱۴۰۵

چند اصطلاح کاربردی/ It’s out of this world

Don’t take it out on me دقِ دلیتو سر من خالی نکن! Don’t walk away قسر در نرو!  It’s out of this world محشره! hangs in the balance در هاله‌ای از ابهامه!

3اصطلاح انگلیسی/ معنای the rest is history به چه معناست؟ ۲۸ شهریور ۱۴۰۵

3اصطلاح انگلیسی/ معنای the rest is history به چه معناست؟

The rest is history باقیش رو خودت می دونی! I’m in tip-top shape today امروز توپ توپم Work on توسعه دادن، بهبود بخشیدن