اصطلاح “Take something with a grain of salt:
Take something with a grain of salt Meaning: to not completely believe something / to view it with skepticism معنی: با دیده تردید نگاه کردن / صددرصد قبول نکردن مثال: These findings should be taken with a grain of salt due to the small sample size. به دلیل حجم نمونه کم، این یافتهها باید با […]
چند عبارت جایگزین “I’m tired”
I’m exhausted خیلی خستهام I’m drained بیانرژی شدم I’m worn out داغون شدم از خستگی
چند اصطلاح/ چاپلوسی نکن به انگلیسی
My hair stood on end. مو به تنم سیخ شد I am all eyes. من چهار چشمی مراقبم If I get my hands on him. اگه دستم بهش برسه Don’t brown-nose چاپلوسی نکن I’m tied up. دستم بنده / سرم شلوغه It’s none of your business. به تو هیچ ربطی نداره
چند اصطلاح ساده ولی پرکاربرد/Don’t seweat it به چه معناست؟
Cut it out! بس کن دیگه! It’s up to you. به خودت بستگی داره. Don’t push your luck. زیادهروی نکن! I’m not buying it. باورت نمیکنم. Don’t sweat it. بیخیالش شو، نگران نباش. It’s not a big deal. چیز مهمی نیست. Don’t get me wrong. منو اشتباه برداشت نکن.
۴ اصطلاح/ “The more, the merrier ” به چه معناست؟
It works wonders معجزه می کنه How time flies چه زود گذشت The more, the merrier هر چی بیشتر بهتر Your excuse is flimsy بهانه ات خیلی آبکیه
۳ اصطلاح/ ” in the nick of time” به چه معناست؟
To be in the loop در جریان امور بودن، یا در حلقه ارتباطات مهم قرار داشتن Out of the loop کسی که بی خبر است، در جریان امور نیست In the nick of Time یک موقعیت بسیار حساس و حیاتی
۲ اصطلاح/ “In the black” به چه مفهوم است؟
What’s done is done! کاریه که شده! What’s done is done, we can’t change it. کاریه که شده، نمیتونیم تغییرش بدیم. In the black نونش تو روغنه This company has been in the black since last year! این شرکت از پارسال تا حالا نونش تو روغنه!
اصطلاح ” get cold feet” به چه معناست؟
get cold feet اصطلاح “get cold feet” در زبان انگلیسی به معنی “دو دل شدن” یا “دو به شک شدن” است و زمانی به کار میرود که از قبل برای انجام کاری برنامه ریزی کردیم ولی قبل از انجام آن دچار تردید میشویم. مثال: I was going to tell him but I got cold feet. […]
اصطلاح ” a blessing in disguise” به چه معناست؟
a blessing in disguise معنی: یک اتفاق ظاهراً بد که در نهایت نتیجهی خوبی داره؛ نعمتی که در ابتدا به شکل مشکل یا بدشانسی به نظر میرسه. مثال: Losing that job was actually a blessing in disguise, it pushed me to start my own business. از دست دادن اون شغل در واقع یه نعمت پنهان […]
اصطلاحی برای ” جا زدن/ عقب نشینی کردن!!”
Chicken out جا زدن از تصمیم، عقب نشینی کردن از سر ترس یا هر چیزی! Syn=back down, back off, He was going to ask for a raise, but he chickened out at the last minute. او می خواست درخواست افزایش حقوق دهد اما آخرین لحظه جا زد
۳ اصطلاح/ I’ broke& I’ve campany به چه معناست؟
I’m broke “پول ندارم” / “دستم خالیه I can’t go out tonight, I’m broke! امشب نمیتونم بیام بیرون، پول ندارم! I have company مهمان دارم You’re full of it داری چرت میگی




















Wednesday, 12 August , 2026