ساختاری برای ” دیگه وقتشه…”
It’s time + past simple Used to say that something should be done now or is overdue. وقتش رسیده که … / دیگه باید … It’s time we went home. وقتشه که بریم خونه. Structure: It’s time + subject + past simple نکته مهم: بعد از It’s time با اینکه منظور حال یا آینده است، […]
افعال hope &promiss
۱. I hope to + (verb) امیدوارم که … I hope to visit Paris next year. امیدوارم سال بعد پاریس رو ببینم. ۲. I promise to + (verb) قول میدم … I promise to help you. قول میدم کمکت کنم
چند قالب برای جمله سازی کاربردی
It’s time to + (verb) معنی: وقتشه که … It’s time to start studying for the exam. ترجمه: وقتشه برای امتحان درس خوندن رو شروع کنی. I feel like + (verb+ing) معنی: دلم میخواد … I feel like going for a walk in the park. ترجمه: دلم میخواد برم تو پارک قدم بزنم
ساختار گرامری Would rather + verb
Would rather + verb Meaning: Used to express preference; what you prefer to do. معنی: ترجیح دادن / مایل بودن که مثال: I’d rather stay home tonight. ترجیح میدم امشب خونه بمونم. ساختار: Subject + would rather + base verb I’d rather walk than take a taxi. She’d rather watch a movie. بعد از […]
اصلاحی برای توصیه یا هشدار دادن
Had better + verb برای توصیه جدی یا هشدار دادن استفاده میشود. You had better take an umbrella. It looks like rain. بهتره چتر ببری. انگار میخواد بارون بیاد. ساختار: Subject + had better + base verb نه “to” میگیره! نه فعل بعدش -ing میاد!
ساختار گرامری “Be supposed to + verb”
Be supposed to + verb Used to talk about obligations, expectations, or what is intended to happen. معنی: قرار بودن / انتظار رفتن / موظف بودن مثال: We are supposed to meet at 8 p.m. قرار است ساعت ۸ شب همدیگر را ببینیم. ساختار: Subject + be (am/is/are) + supposed to + base verb
پیشوند «Dead» در عبارت اسمی /Dead color
واژه dead اگر قبل از صفت بیاد به معنی absolutely و دقیقا می باشد. Dead right:دقیقا درست Dead shot :کسی که هدفش را دقیق میزند Dead color: رنگ مات Dead sound: صدای گرفته و سنگین که طنین ندارد Dead wall:دیوار بدون پنجره Deadpan: چهره بی احساس Dead certainty: مطلب کاملا اطمینان بخش Dead end: […]
حرف اضافه برای in the beginning
IN OR AT THE BEGINNING در زبان انگلیسی برای بیان چیزی که درست در شروع یک رویدادی خاص یا در دوره ای معین اتفاق می افتد از عبارت at the beginning of استفاده می کنیم : مثال : At the beginning of the 2000s, the ice was much more complex, more difficult and thicker اما […]
کلمات ربط in order to/so as to / to
in order to، so as to و to هر سه نوعی کلمه ربط محسوب می شوند که در ابتدای یک عبارت وابسته قرار می گیرند تا هدف از انجام فعالیت اشاره شده در عبارت اصلی جمله را عنوان کنند. I want to get back home soon in order to go to bed early I […]
مختضر و مفید/ تفاوت Look, See و Watch
تفاوت Look, See و Watch See → دیدن (اتفاقی) Look → نگاه کردن (عمداً) Watch → تماشا کردن (چیزی در حال حرکت) مثال: I see a bird Look at that picture I watch movies every night
Wh Questions
What چه چیزیپرسیدن در مورد چیزی Who چه کسیپرسیدن در مورد کسی Where کجاپرسیدن در مورد جایی When کِیپرسیدن در مورد زمانی Why چراپرسیدن دلیل How many چه تعدادپرسیدن تعداد(قابل شمارش) How much چقدرپرسیدن تعداد (غیرقابل شمارش) How چطور و چگونهپرسیدن در مورد راه و روش Whose چه کسیپرسیدن در مورد مالکیت Which کدامیکپرسیدن در […]




















Wednesday, 1 July , 2026