بایگانی‌های گرامر - الفبای زبان
رایج ترین قید زبان انگلیسی” Literally” ۲۲ شهریور ۱۴۰۵

رایج ترین قید زبان انگلیسی” Literally”

رایج ترین قید انگلیسی که در هر قسمتی از جمله می تواند بیاید Literally (adverb)   Literally, I ran 5 kilometers واقعا پنج کیلومتر دویدم   I’m literally exhausted من واقعا خیلی خسته ام   I fell asleep on my book, literally به معنای واقعی کلمه رو کتاب خوابم رفت

3 لغت/Thrilled به چه معناست؟ ۰۳ مرداد ۱۴۰۵

3 لغت/Thrilled به چه معناست؟

Thrilled معنی: خیلی خوشحال و هیجان‌زده He was thrilled to win the game. او از بردن بازی خیلی خوشحال و هیجان‌زده بود.  Furious معنی: بسیار عصبانی She was absolutely furious when she lost her keys. او وقتی کلیدهایش را گم کرد، به‌شدت عصبانی شد.  Astonished معنی: بسیار متعجب I was astonished to hear the news. […]

اصطلاحی برای ” تو ذوق کسی زدن” ۳۱ تیر ۱۴۰۵

اصطلاحی برای ” تو ذوق کسی زدن”

 Rain on someone’s parade معنی: حالِ کسی رو گرفتن / ذوق کسی رو کور کردن (معادل عامیانه فارسی: «تو ذوق کسی زدن») مثال: I don’t want to rain on your parade, but the event might get canceled. نمی‌خوام تو ذوقت بزنم، ولی احتمالاً برنامه لغو بشه.

اصطلاح “Bite off more than you can chew” ۳۱ تیر ۱۴۰۵

اصطلاح “Bite off more than you can chew”

Bite off more than you can chew معنی: کاری رو دست گرفتن که از توان آدم بیشتره (معادل عامیانه فارسی: «لقمه بزرگ‌تر از دهن برداشتن») مثال: I think I bit off more than I can chew by taking three tough courses this semester. فکر کنم با برداشتن سه تا درس سخت این ترم، لقمه بزرگ‌تر […]

عبارت “Burn out” به چه معناست؟ ۳۰ تیر ۱۴۰۵

عبارت “Burn out” به چه معناست؟

Burn out Meaning: to become extremely tired or exhausted because of too much work or stress معنی: فرسوده شدن / از پا افتادن / ته کشیدن انرژی مثال: She worked nonstop for months and finally burned out. ماه‌ها بدون وقفه کار کرد و آخرش کاملاً از پا افتاد.

چند لغت درباره ” Success & Personal Growth “ ۲۳ تیر ۱۴۰۵

چند لغت درباره ” Success & Personal Growth “

 Success & Personal Growth 

اصطلاح برای “بلافاصله، بلاشک” ۲۱ تیر ۱۴۰۵

اصطلاح برای “بلافاصله، بلاشک”

In a heartbeat = in an instant بلافاصله. بدون درنگ. مثل قرقی. بی شک I called and told her I needed help, and she came in a heartbeat. من باهاش تماس گرفتم و گفتم به کمکش نیاز دارم، و او خودشو بلافاصله رسوند Even though the job was difficult, he says he’d agree to do […]

اصطلاح “Hit the hay” به چه معناست؟ ۰۹ تیر ۱۴۰۵

اصطلاح “Hit the hay” به چه معناست؟

Hit the hay به معنای “رفتن به خواب” یا “خوابیدن” است. این اصطلاح عمدتاً در محیط‌های غیررسمی برای اعلام آمادگی برای خوابیدن به کار می‌رود. مثال: ” .Friend 1: ” It’s getting late; we should probably hit the hay ” !Friend 2: ” Yeah, I have an early meeting tomorrow. Goodnight در این مثال، دوست […]

۳ اصلاح مفید و کاربردی/”I know my onions” به چه معناست؟ ۰۸ تیر ۱۴۰۵

۳ اصلاح مفید و کاربردی/”I know my onions” به چه معناست؟

I know my onions من کار خودمو بلدم   No ifs, no buts اما و اگر نداریم   Get out of hand از دست رفته، غیرقابل کنترل

4 لغت کاربردي/ “Approach” به چه معناست؟ ۰۸ تیر ۱۴۰۵

4 لغت کاربردي/ “Approach” به چه معناست؟

1. Analyze  معنی: تحلیل کردن Scientists analyze data to find patterns. دانشمندان داده‌ها را برای یافتن الگوها تحلیل می‌کنند. 2. Recognize معنی: تشخیص دادن، شناختن I recognized her voice immediately. من فوراً صدای او را تشخیص دادم. 3. Approach معنی: رویکرد، روش برخورد با یک مسئله We need a different approach to solve this problem. […]