بایگانی‌های انگلیسی روزانه - الفبای زبان
نکته سریع گرامر درباره Few & Little ۳۱ تیر ۱۴۰۵

نکته سریع گرامر درباره Few & Little

نکته سریع گرامر (Quick Grammar) Few vs. Little چه زمانی از “few” و چه زمانی از “little” استفاده کنیم؟ – A few (چندتا) → برای چیزهای قابل شمارش مثال: She bought a few apples. او چندتا سیب خرید. – A little (کمی) برای چیزهای غیرقابل شمارش مثال: He needs a little time. او به کمی […]

اصطلاح “Lose the plot” به چه مفهوم است؟ ۳۱ تیر ۱۴۰۵

اصطلاح “Lose the plot” به چه مفهوم است؟

Lose the plot ▪️معنی: گیج شدن، کنترل اوضاع از دست رفتن (معادل عامیانه فارسی: «قافیه رو باخت»، «کلاً حواسش پرت شد») مثال: After studying all night, I was so tired that I completely lost the plot during the exam.  بعد از اینکه تا شب درس خوندم، انقدر خسته بودم که سر امتحان کامل قافیه رو […]

اصطلاحی برای ” تو ذوق کسی زدن” ۳۱ تیر ۱۴۰۵

اصطلاحی برای ” تو ذوق کسی زدن”

 Rain on someone’s parade معنی: حالِ کسی رو گرفتن / ذوق کسی رو کور کردن (معادل عامیانه فارسی: «تو ذوق کسی زدن») مثال: I don’t want to rain on your parade, but the event might get canceled. نمی‌خوام تو ذوقت بزنم، ولی احتمالاً برنامه لغو بشه.

اصطلاح “Bite off more than you can chew” ۳۱ تیر ۱۴۰۵

اصطلاح “Bite off more than you can chew”

Bite off more than you can chew معنی: کاری رو دست گرفتن که از توان آدم بیشتره (معادل عامیانه فارسی: «لقمه بزرگ‌تر از دهن برداشتن») مثال: I think I bit off more than I can chew by taking three tough courses this semester. فکر کنم با برداشتن سه تا درس سخت این ترم، لقمه بزرگ‌تر […]

اصطلاحی برای “تفاهم داشتن با فردی” ۳۰ تیر ۱۴۰۵

اصطلاحی برای “تفاهم داشتن با فردی”

On the same wavelength Meaning: to understand each other easily / to think the same way  معنی: با هم هماهنگ بودن، تفاهم داشتن، سریع همدیگه رو فهمیدن مثال: We work so well together because we’re on the same wavelength. خیلی خوب با هم کار می‌کنیم چون تفاهم داریم و همدیگه رو می‌فهمیم.

اصطلاح “Throw someone under the bus” ۳۰ تیر ۱۴۰۵

اصطلاح “Throw someone under the bus”

Throw someone under the bus Meaning: to sacrifice someone else to protect yourself  معنی: یکی رو قربانیِ خودت کردن / انداختن تقصیر گردنِ یکی دیگه مثال: He threw his teammate under the bus to avoid trouble. برای اینکه خودش به دردسر نیفته، تقصیر رو انداخت گردن هم‌تیمیش.

۲ اصطلاح/ “Read the room” به چه معناست؟ ۳۰ تیر ۱۴۰۵

۲ اصطلاح/ “Read the room” به چه معناست؟

Read the room  Meaning: to understand the mood or situation before speaking or acting معنی: فضا رو سنجیدن / جوّ رو در نظر گرفتن مثال: He started joking, but clearly didn’t read the room. شروع کرد به شوخی، ولی اصلاً جوّ رو نسنجیده بود. Cut corners Meaning: to do something in the easiest or cheapest […]

عبارت “Burn out” به چه معناست؟ ۳۰ تیر ۱۴۰۵

عبارت “Burn out” به چه معناست؟

Burn out Meaning: to become extremely tired or exhausted because of too much work or stress معنی: فرسوده شدن / از پا افتادن / ته کشیدن انرژی مثال: She worked nonstop for months and finally burned out. ماه‌ها بدون وقفه کار کرد و آخرش کاملاً از پا افتاد.

2  اصطلاح/ by the book & go the whole hog ۲۹ تیر ۱۴۰۵

2 اصطلاح/ by the book & go the whole hog

By the book Meaning: to do something exactly according to the rules  معنی: طبق قانون عمل کردن / مو به مو طبق مقررات مثال The officer did everything by the book. اون مأمور همه‌چیز رو دقیقاً طبق قانون انجام داد.  Go the whole hog Meaning: to do something completely or as much as possible  معنی: […]

جملات کوتاه انگلیسی ۱۰۵ ۲۹ تیر ۱۴۰۵

جملات کوتاه انگلیسی ۱۰۵

No night lasts forever, light is always on its way. هیچ شبی ابدی نیست؛ نور همیشه در راهه. You don’t have to rush. Your journey is unfolding perfectly.  لازم نیست عجله کنی. مسیر زندگی‌ات دقیقاً همان‌طور که باید، در حال شکل گرفتن است. Peace grows when you stop fighting yourself. آرامش زمانی رشد می‌کند که […]