بایگانی‌های انگلیسی روزانه - الفبای زبان
چند اصطلاح/ Jig is up به چه معناست؟ ۲۱ مهر ۱۴۰۵

چند اصطلاح/ Jig is up به چه معناست؟

The jig is up دستت رو شده Till you die for all I care اگر بمیری هم برام مهم نیست For all I care برام مهم نیست She means well نیتش خیره، My name is mud اسمم بد در رفته

اصطلاحی برای ” منت گذاشتن” ۲۰ مهر ۱۴۰۵

اصطلاحی برای ” منت گذاشتن”

منت سر کسی گذاشتن Hold it over someone’s head   Stop holding that dinner over my head. انقدر منت شام اون شب رو سرم نزار   You helped me, but don’t hold it over my hea تو بهم کمک کردی ولی منتش رو سرم نذا.    

چند واژه مهم/ Spontaneous & Assertive ۱۴ مهر ۱۴۰۵

چند واژه مهم/ Spontaneous & Assertive

قاطع Assertive   با ملاحظه Considerate   دلسوز Compassionate   همکاری کننده Cooperative   با احترام Respectful   با ملاحظه Thoughtful   قابل اعتماد Reliable   حواس جمع Attentive   با نزاکت Tactful   خودجوش Spontaneous   تکانشی Impulsive   محتاط Reserved   منزوی، کناره گیر Aloof   بی اعتنا Dismissive   تدافعی Defensive   […]

چند صفت انسانی/   Humble & Insecure ۱۴ مهر ۱۴۰۵

چند صفت انسانی/ Humble & Insecure

Introverted درونگرا Extroverted برونرا Confident با اعتماد به نفس Insecure کم اعتماد به نفس   Optimistic خوشبین Pessimistic بدبین Calm آرام  Aggressive پرخاشگر Humble فروتن

چند اصطلاح ضروری/ اصطلاح “The ball is in your court” ۱۳ مهر ۱۴۰۵

چند اصطلاح ضروری/ اصطلاح “The ball is in your court”

Break a leg!  موفق باشی! مثال: Break a leg in your performance tonight! در اجرای امشبت موفق باشی! Piece of cake. خیلی آسان است. The test was a piece of cake. امتحان خیلی آسان بود. Hit the nail on the head. دقیقاً به نکتهٔ اصلی اشاره کردن. You hit the nail on the head. دقیقاً […]

ساختار “It feels like + noun” ۱۳ مهر ۱۴۰۵

ساختار “It feels like + noun”

It feels like + noun یعنی انگار که… / حسش مثل… است» It feels like yesterday. انگار که همین دیروز بود. It feels like summer. انگار که تابستونه It feels like rain. انگار که بارونه It feels like home. انگار که خونه است / حس خونه رو میده   نکته ؛ بعد از It feels […]

۳ اصطلاح حرفه ای/ اصطلاح “I’m gonna sit this one out” ۱۲ مهر ۱۴۰۵

۳ اصطلاح حرفه ای/ اصطلاح “I’m gonna sit this one out”

I didn’t think that was gonna happen فکر نمی کردم این اتفاق بیفته, فکر نمی کردم این طوری بشه   They actually cancelled the whole thing. I didn’t think that was gonna happen.   واقعاً کل برنامه رو کنسل کردن فکر نمی کردم این اتفاق بیفته   I wasn’t even thinking about that اصلاً به […]

چند اصطلاح کاربردی انگلیسی/ take makes sence ۰۶ مهر ۱۴۰۵

چند اصطلاح کاربردی انگلیسی/ take makes sence

  1. It’s up to you  انتخاب با توئه 2. I’m looking forward to it  مشتاقانه منتظرشم 3. It’s not a big deal  چیز مهمی نیست 4. I’m getting used to it  دارم بهش عادت می‌کنم 5. That makes sense  منطقیه / قابل درکه 6. I’m not in the mood  حوصله‌اش رو ندارم 7. It […]

جملات کوتاه انگلیسی (۱۰۵) ۰۶ مهر ۱۴۰۵

جملات کوتاه انگلیسی (۱۰۵)

Some people dream of success… Others wake up and work hard for it . بعضى آدمها روياى موفقيت ميبينن، بعضى ديگه هم بيدار ميشن و سخت براش كار ميكنن. Sometimes I feel like giving up, but then I remember I have a lot of people to prove wrong يه روزهايى حس ميكنم ميخوام جا بزنم، […]

۳ اصطلاح/ “Rumor has it that” به چه معناست؟ ۰۵ مهر ۱۴۰۵

۳ اصطلاح/ “Rumor has it that” به چه معناست؟

Rumor has it that شایعه شده که… Rumor has it that they’re getting married شایعه شده که آنها دارند ازدواج میکنند.   I wasn’t gonna bring it up, but نمی خواستم مطرحش کنم ولی… I wasn’t gonna bring it up, but I think you should know نمی خواستم مطرحش کنم ولی فکر میکنم بهتره بدونی […]