انواع Eat در زبان انگلیسی ۱۰ تیر ۱۴۰۵

انواع Eat در زبان انگلیسی

Eat out بیرون غذا خوردن Eat away آرام و تدریجی غذا خوردن Eat up کامل خوردن Eat into مصرف کردن و کاهش منابع ارزشمند Eat into

بایگانی‌های عبارت واژگان - الفبای زبان
چند عبارت کاربردی/ “کی فکرشو می کرد” به انگلیسی ۳۱ خرداد ۱۴۰۵

چند عبارت کاربردی/ “کی فکرشو می کرد” به انگلیسی

A lot is going on کلی اتفاق در حال افتادن است     Who would’ve thought? کی فکرشو می کرد؟ Who would’ve thought he’s become famous? کی فکرشو می کرد اون معروف بشه؟   So called به اصلاح

چند اصلاح کاربردی/wiped out به چه معناست؟ ۲۷ خرداد ۱۴۰۵

چند اصلاح کاربردی/wiped out به چه معناست؟

I’m bummed خیلی ناراحتم I’m super psyched خیلی خوشحالم I’m low-key ticked off خیلی عصبانی لم I’m wiped out خیلی خسته ام I’m famished AF خیلی گرسنم

چه کسی درب/آب و باز گذاشته(به انگلیسی)؟ ۲۶ خرداد ۱۴۰۵

چه کسی درب/آب و باز گذاشته(به انگلیسی)؟

Who left the water running ? کی آب رو باز گذاشت؟ Who left the door open? کی در رو باز گذاشت؟ Who left the tv on? کی تلویزیون رو روشن گذاشت؟

چند لغت درباره جنگ ۲۵ خرداد ۱۴۰۵

چند لغت درباره جنگ

  Conflict: درگیری  Ceasefire: آتش‌بس Casualties: تلفات Occupation: اشغال Sanctions: تحریم‌ها  Airstrike: حمله هوایی Deployment: استقرار Invasion: تهاجم Troops: نیروهای نظامی Alliance: اتحاد یا ائتلاف Drone: پهپاد Enemy: دشمن

4 لغت درباره یادگیری ۲۳ خرداد ۱۴۰۵

4 لغت درباره یادگیری

Topic: Education & Learning   1. Concentrate  معنی: تمرکز کردن مثال: I can’t concentrate in a noisy room. من نمی‌توانم در یک اتاق شلوغ تمرکز کنم. 2. Assignment  معنی: تکلیف، پروژه درسی مثال: The teacher gave us a difficult assignment. معلم به ما یک تکلیف سخت داد. 3. Research  معنی: تحقیق، پژوهش مثال: She is doing […]

4 لغت درباره سلامتی و ورزش ۲۳ خرداد ۱۴۰۵

4 لغت درباره سلامتی و ورزش

Topic: Health & Fitness 1. Stamina  معنی: استقامت، بنیه بدنی  مثال: Running regularly improves your stamina. دویدن منظم استقامت بدنی را افزایش می‌دهد. 2. Balanced  معنی: متعادل  مثال:   A balanced diet is important for good health. رژیم غذایی متعادل برای سلامتی مهم است. 3. Recover  معنی: بهبود یافتن، ریکاوری کردن  مثال: It took him […]

همه چیز درباره up ۱۹ خرداد ۱۴۰۵

همه چیز درباره up

  (Noun) (Plural) (Verb – use participle) (Adjective) (Adverb) (Preposition) American English phonetic: ʌp British English phonetic: ʌp بالا، در حال کار بالا، روی، بالای، دربلندی، جلو، برفراز، سپری شده،سربالایی، برخاستن، بالارفتن، صعود کردن، ترقی کردن،بالا بردن یاترقی دادن – his house is up the road خانهی او در بالای جاده است. – hands up! […]

“persistent” به چه معناست؟ ۱۹ خرداد ۱۴۰۵

“persistent” به چه معناست؟

persistent (v. persist; n. persistence; adv.persistently)   پی در پی،بی وقفه   adj. continuous; refusing to give up; firm in action or decision syn. constant The attorney’s persistent questioning unsettled the witness. Her persistence earned her a spot on the team.  

چند عبارت مهم/ You’re wearing me out به چه معناست؟ ۱۷ خرداد ۱۴۰۵

چند عبارت مهم/ You’re wearing me out به چه معناست؟

I’m running out of patience صبرم داره تموم میشه You’re wearing me out داری خستم می‌کنی I’m not having this من اینو قبول نمی‌کنم Don’t push your luck شانست رو امتحان نکن You’re barking up the wrong tree اشتباه گرفتی / سراغ آدم اشتباه اومدی Get a grip خودتو جمع کن Cut me some slack […]

چند جمله و عبارت /  Don’t flatter yourself به چه معناست؟ ۱۷ خرداد ۱۴۰۵

چند جمله و عبارت / Don’t flatter yourself به چه معناست؟

Don’t get it twisted قضیه رو اشتباه نفهم Try me امتحانم کن ببین You wish آرزو به دل بمون Nice try تلاش خوبی بود، ولی نه Keep dreaming خوابشو ببینی I wasn’t born yesterday من ساده نیستم Give it a rest ولش کن دیگه Enough already دیگه بسه Who are you kidding? داری کیو گول […]