عبارت “Burn out” به چه معناست؟
Burn out Meaning: to become extremely tired or exhausted because of too much work or stress معنی: فرسوده شدن / از پا افتادن / ته کشیدن انرژی مثال: She worked nonstop for months and finally burned out. ماهها بدون وقفه کار کرد و آخرش کاملاً از پا افتاد.
دو فعل عبارتی Go through &Get through
Go through = از سر گذروندن He was going through a very difficult time. اون دوره خیلی سختی رو داشت میگذروند. She’s gone through a really difficult time after her breakup اون بعد از جداییش خیلی دوران سختی رو از سر گذرونده Get through با موفقیت از پس چیزی بر اومدن اینجا تمرکز روی […]
انواع Eat در زبان انگلیسی
Eat out بیرون غذا خوردن Eat away آرام و تدریجی غذا خوردن Eat up کامل خوردن Eat into مصرف کردن و کاهش منابع ارزشمند Eat into
انواع دزدی در زبان انگلیسی/ Shoplifter به چه معناست؟
Robber: a person who robs the bank کسی که بانک را می زند. (بیشتر برای سارق بانک بکار میره) Thief: a person who steals something from somebody (کسی که چیزی را از شخصی می دزدد (دزد Burglar: a person who steals something from home کسی که از خانه ای دزدی میکند Kidnapper : a person […]
4 لغت کاربردي/ “Approach” به چه معناست؟
1. Analyze معنی: تحلیل کردن Scientists analyze data to find patterns. دانشمندان دادهها را برای یافتن الگوها تحلیل میکنند. 2. Recognize معنی: تشخیص دادن، شناختن I recognized her voice immediately. من فوراً صدای او را تشخیص دادم. 3. Approach معنی: رویکرد، روش برخورد با یک مسئله We need a different approach to solve this problem. […]
“Hardly ever” به چه معناست؟
Hardly ever Used to say that something happens very rarely. به ندرت / تقریباً هیچوقت She hardly ever watches TV. او به ندرت تلویزیون تماشا میکند. ساختار: Subject + hardly ever + verb نکته مهم: Hardly ever خودش معنای منفی دارد، بنابراین نباید با فعل منفی استفاده شود.
چند عبارت کاربردی/ “کی فکرشو می کرد” به انگلیسی
A lot is going on کلی اتفاق در حال افتادن است Who would’ve thought? کی فکرشو می کرد؟ Who would’ve thought he’s become famous? کی فکرشو می کرد اون معروف بشه؟ So called به اصلاح
چند اصلاح کاربردی/wiped out به چه معناست؟
I’m bummed خیلی ناراحتم I’m super psyched خیلی خوشحالم I’m low-key ticked off خیلی عصبانی لم I’m wiped out خیلی خسته ام I’m famished AF خیلی گرسنم
چه کسی درب/آب و باز گذاشته(به انگلیسی)؟
Who left the water running ? کی آب رو باز گذاشت؟ Who left the door open? کی در رو باز گذاشت؟ Who left the tv on? کی تلویزیون رو روشن گذاشت؟
چند لغت درباره جنگ
Conflict: درگیری Ceasefire: آتشبس Casualties: تلفات Occupation: اشغال Sanctions: تحریمها Airstrike: حمله هوایی Deployment: استقرار Invasion: تهاجم Troops: نیروهای نظامی Alliance: اتحاد یا ائتلاف Drone: پهپاد Enemy: دشمن
4 لغت درباره یادگیری
Topic: Education & Learning 1. Concentrate معنی: تمرکز کردن مثال: I can’t concentrate in a noisy room. من نمیتوانم در یک اتاق شلوغ تمرکز کنم. 2. Assignment معنی: تکلیف، پروژه درسی مثال: The teacher gave us a difficult assignment. معلم به ما یک تکلیف سخت داد. 3. Research معنی: تحقیق، پژوهش مثال: She is doing […]


















Wednesday, 22 July , 2026