نمونه مکالمه انگلیسی در هواپیما ۰۲ مهر ۱۴۰۵

نمونه مکالمه انگلیسی در هواپیما

?Can i have a pillow   میتونم یه بالش داشته باشم؟ ?can i have a blanket   میتونم یه پتو داشته باشم؟ ?can i have a pair of headphones   میتونم یه هدفون داشته باشم؟  ?could i have some water   میتونم یه مقدار آب داشته باشم؟  ?Could i have some extra napkins   میشه […]

بایگانی‌های ویژه - الفبای زبان
3اصطلاح انگلیسی/ معنای the rest is history به چه معناست؟ ۲۸ شهریور ۱۴۰۵

3اصطلاح انگلیسی/ معنای the rest is history به چه معناست؟

The rest is history باقیش رو خودت می دونی! I’m in tip-top shape today امروز توپ توپم Work on توسعه دادن، بهبود بخشیدن

تفاوت so much & only so much ۲۴ شهریور ۱۴۰۵

تفاوت so much & only so much

so much یعنی مقدار زیاد ولی only so much میشه مقدار محدود. We have so much time. وقت زیادی داریم. We have only so much time. وقتمون محدوده   so many یعنی تعداد زیاد میشه تعداد محدود ولی only so many می شه تعداد محدود There are so many people here. اینجا آدم خیلی زیاده […]

گرامر who& whom ۲۴ شهریور ۱۴۰۵

گرامر who& whom

تهیه و تنظیم: صغری توحیدلو/ تعریف who در زبان انگلیسی، از کلمه who برای سوال پرسیدن در مورد این که چه کسی یا چه افرادی استفاده می کنیم، نه برای چیزها یا اجسام، مثلا برای شناختن فاعل جمله. فاعل به شخصی برمی گردد که یک فعالیت را انجام می دهد، به معنای این که فاعل […]

تفاوت Beside & Besides در چیست؟ ۲۳ شهریور ۱۴۰۵

تفاوت Beside & Besides در چیست؟

واژه besides  دو معنی متفاوتی دارد Besides=apart from به جز Besides=what’s more به علاوه اینکه   Besides English, she speaks French and German.   علاوه بر انگلیسی او فرانسوی و آلمانی هم صحبت میکند.   Besides Tom, nobody knew about the plan.   به جز تام هیچ کس از نقشه خبر نداشت.   What do […]

چند  عبارت با Due/ حرف اضافه Due چیست؟ ۲۲ شهریور ۱۴۰۵

چند عبارت با Due/ حرف اضافه Due چیست؟

  Due for بزودی اتفاق افتادن I’m due for a checkup   Be+due مهلت موعد The train is due at 8:00 AM/tomorrow   Due+date مهلت My project is due September 21st     Overdue مهلت گذشته My bills are overdue   Dues بدهی، عوارض I’m worried about my dues I paid my dues بهای چیزی […]

اصطلاح ” not gonna fly” ۱۸ شهریور ۱۴۰۵

اصطلاح ” not gonna fly”

That’s not gonna fly. جواب نمیده / قابل قبول نیست. That idea isn’t gonna fly. اون ایده جواب نمیده That excuse isn’t gonna fly. اون بهونه جواب نمیده This behavior isn’t gonna fly. این رفتار جواب نمیده This plan isn’t gonna fly. این برنامه جواب نمیده isn’t ganna fly. این داستان جواب نمیده

اصطلاح ” hit the spot” به چه معناست؟ ۱۷ شهریور ۱۴۰۵

اصطلاح ” hit the spot” به چه معناست؟

that coffee hit the spot. اون قهوه حسابی چسبید. i Cold water hit the spot. آب خنک حسابی چسبید.   That song hit the spot. اون آهنگ خیلی به دلم نشست.   i Your reply hit the spot. جوابت دقیق و به جا بود.   That nap hit the spot.  اون چرت حسابی چسبید.  

اصطلاح “I’m better of “ ۱۶ شهریور ۱۴۰۵

اصطلاح “I’m better of “

I’m better off single. مجردی برام بهتره I’m better off alone. تنهایی برام بهتره Il’m better off this way. اینطوری برام بهتره I’m better off not knowing. برام بهتره ندونم. I’m better off keeping quiet! برام بهتره سکوت کنم.

چند اصطلاح با  Hand ۱۵ شهریور ۱۴۰۵

چند اصطلاح با Hand

Hand down ارث گذاشتن و منتقل کردن به نسل بعد Hand in تحویل به چیزی به مقام رسمی Hand out پخش کردن چیزی بین افراد Hand round پخش کردن خوراکی بین افراد Hand over تحویل دادن کنترل یا مسئولیت جایی به کسی

۳ اصطلاح با Go with ۰۷ شهریور ۱۴۰۵

۳ اصطلاح با Go with

  Go with = Choose / انتخاب کردن Which one are you going with? کدوم یکی رو انتخاب میکنی؟ I’ll go with the cheaper option. گزینه ارزون تر رو انتخاب میکنم    Go with = match/ جور شدن ، اومدن These curtains don’t go with the color of the walls. این پرده ها با رنگ […]