اصطلاحی برای ” بدم نمیاد…”
برای این ساختار از I wouldn’t + verb ing استفاده می کنیم: I wouldn’t mind going on a trip بدم نمیاد برم سفر I wouldn’t like getting a little more sleep بدم نمیاد ی ذره بیشتر بخوابم
۳ اصطلاح/ ” in the nick of time” به چه معناست؟
To be in the loop در جریان امور بودن، یا در حلقه ارتباطات مهم قرار داشتن Out of the loop کسی که بی خبر است، در جریان امور نیست In the nick of Time یک موقعیت بسیار حساس و حیاتی
اصطلاح ” get cold feet” به چه معناست؟
get cold feet اصطلاح “get cold feet” در زبان انگلیسی به معنی “دو دل شدن” یا “دو به شک شدن” است و زمانی به کار میرود که از قبل برای انجام کاری برنامه ریزی کردیم ولی قبل از انجام آن دچار تردید میشویم. مثال: I was going to tell him but I got cold feet. […]
اصطلاحی برای ” جا زدن/ عقب نشینی کردن!!”
Chicken out جا زدن از تصمیم، عقب نشینی کردن از سر ترس یا هر چیزی! Syn=back down, back off, He was going to ask for a raise, but he chickened out at the last minute. او می خواست درخواست افزایش حقوق دهد اما آخرین لحظه جا زد
۳ اصطلاح/ I’ broke& I’ve campany به چه معناست؟
I’m broke “پول ندارم” / “دستم خالیه I can’t go out tonight, I’m broke! امشب نمیتونم بیام بیرون، پول ندارم! I have company مهمان دارم You’re full of it داری چرت میگی
2 لغت جذاب/ letdown & underwhelming
Letdown ضدحال، تو ذوق زن، حالگیری The movie was a huge letdown فیلم خیلی ضدحال بدی بود Underwhelming چیزی که فکر می کنی خوبه ولی غافلگیری می کنه، چیزی که انتظار داشتی خوب باشه ولی پایین تر از انتظارت بوده The movie was underwhelming, I expected it to be amazing فیلم پایین تر […]
4 اصطلاح جذاب/ “?What’s your 20” به چه معناست؟
What’s your 20? کجایی، لوکیشن کجاست؟ No buts, no cuts, no coconuts هیچ بهانه ای پذیرفته نیست، بهانه نیار What’s your poison? چی (نوشیدنی) می خوای؟ Wake up and smell the coffee با واقعیت روبه رو شدن
تفاوت عبارت Steal & Rob
زمانی که (object) جملهی ما مثلا پول، کیف، ساعت، ماشین و…. است که دزدیده شده است از “Steal” استفاده میکنیم. Steal something from somebody or Somewhere مثال: Someone has stolen all his money . شخصی همه پول او را دزدیده است. زمانی که مفعول جمله مثلا خانه، بانک، یک شخص و … باشد که از آن […]
اصطلاحی برای ” بدون دعوت جایی رفتن”
Crash someone’s party معنی: «بیدعوت رفتن به یه مهمونی یا جمع». We crashed their party last night! دیشب بیدعوت رفتیم مهمونیشون! Tom didn’t get an invite, but he crashed the party anyway! تام دعوت نشده بود، ولی بازم رفت مهمونی!
اصطلاحی برای ” تو ذوق کسی زدن”
Rain on someone’s parade معنی: حالِ کسی رو گرفتن / ذوق کسی رو کور کردن (معادل عامیانه فارسی: «تو ذوق کسی زدن») مثال: I don’t want to rain on your parade, but the event might get canceled. نمیخوام تو ذوقت بزنم، ولی احتمالاً برنامه لغو بشه.
اصطلاحی برای “تفاهم داشتن با فردی”
On the same wavelength Meaning: to understand each other easily / to think the same way معنی: با هم هماهنگ بودن، تفاهم داشتن، سریع همدیگه رو فهمیدن مثال: We work so well together because we’re on the same wavelength. خیلی خوب با هم کار میکنیم چون تفاهم داریم و همدیگه رو میفهمیم.




















Thursday, 13 August , 2026