نکته مهمی درباره واژه «Rare»
برای چیزهایی که تعداد کمی از آنها وجود دارد از کلمهی rare استفاده میشود: Rare coins are usually worth a lot of money برای رویدادهایی که خیلی کم رخ میدهند هم از کلمهی rare استفاده میشود: I was lucky enough to witness one of her rare public appearances برای توصیف چیزهایی که معمولاً رایج هستند […]
اصطلاح «اینم شد…/ به این میگی…»
You call that a /an به این میگی … ؟! اینم شد … ؟! الان این مثلا … بود ؟! call: نامیدن – فرض کردن – به حساب آوردن عبارت You call that a رو میگی، بعد اسم رو میاری: !?You call that a life به این میگی زندگی؟؟/ اینم شد زندگی!!؟ !?!You call that […]
اصطلاح (2) با go with
Go with = Be served with / Pair well with همراه چیزی سرو شدن / در کنار چیزی ارائه شدن What goes with the steak? استیک با چی سرو میشه؟ Does rice go with this curry? برنج با این کاری سرو میشه؟
۳ اصطلاح با Go with
Go with = Choose / انتخاب کردن Which one are you going with? کدوم یکی رو انتخاب میکنی؟ I’ll go with the cheaper option. گزینه ارزون تر رو انتخاب میکنم Go with = match/ جور شدن ، اومدن These curtains don’t go with the color of the walls. این پرده ها با رنگ […]
4 لغت انگلیسی/ Accuse به چه معناست؟
Accuse متهم کردن Deny انکار کردن Ignore نادیده گرفتن Inspect بازرسی کردن
عبارت انگلیسی ” that’s why”
That’s why به خاطر همینه… That’ why I wake up به خاطر همینه که بیدار شدم That’s why I love you به خاطر همینه که دوست دارم That’s why I won’t come به خاطر همینه که نمیام
۳ اصطلاح/ Don’t flex on me به چه معناست؟
Turn down رد کردن چیزی یا پیشنهادی She turned down the offer او پیشنهاد و رد کرد Perk up سر حال آمدن The coffee perks me up قهوه سرحالم میاره Don’t flex on me پز نده، قیافه نیا، کلاس نذار Stop talking your new car, don’t flex on me آنقدر از ماشین جدیدت نگو، آنقدر […]
چند جمله برای روحیه دادن به افراد/! way to go
Keep it up عالیه ادامه بده That’s the spirit آفرین به این روحیه You got this تو می تونی، از پسش بر میای You’re doing great عالی انجامش دادی، کارت عالیه Keep your chin up روحیه تو حفظ کن Stay strong قوی باش Way to go دمت گرم Hats off to you آفرین You nailed […]
اصطلاح “come up with”
Come up with چیزی به ذهن خطور کردن، نوآوری و ابداع کردن She came up with a creative solution to the problem او یک راه خلاقانه برای مشکل پیدا کرد
اصطلاح “Just like that”
He lost his job just like that. الکی الکی کارشو از داد. They broke up just like that. الکی الکی از هم جدا شدن My phone died just like that. الکی الکی گوشیم خاموش شد. He blocked me just like that. الکی الکی بلاکم کرد. She got angry just like that. الکی الکی عصبانی شد. […]
اصطلاحی برای “از دهنم پرید/ لو دادم”
I let it slip از دهنم پرید I let the secret slip.E راز رو لو دادم. let her name slip. let the details slip. جزئیات رو لو دادم. let the news slip. خبر رو لو دادم.




















Wednesday, 2 September , 2026