اصطلاح “Take something with a grain of salt: ۱۹ مرداد ۱۴۰۵

اصطلاح “Take something with a grain of salt:

Take something with a grain of salt Meaning: to not completely believe something / to view it with skepticism معنی: با دیده تردید نگاه کردن / صددرصد قبول نکردن مثال: These findings should be taken with a grain of salt due to the small sample size. به دلیل حجم نمونه کم، این یافته‌ها باید با […]

بایگانی‌های آخرین اخبار - الفبای زبان
اصطلاحی برای ” مستعد فلان چیز هستم” ۱۸ مرداد ۱۴۰۵

اصطلاحی برای ” مستعد فلان چیز هستم”

I’m vulnerable to feeling stressed. مستعد استرس گرفتن هستم   They’re vulnerable to being cheated.   آنها مستعد فریب خوردن هستند.   He’s vulnerable to temptation.   او در برابر وسوسه آسیب پذیر است.  

عبارتی برای ” اهل فلان چیز نیستم” ۱۸ مرداد ۱۴۰۵

عبارتی برای ” اهل فلان چیز نیستم”

I am not into drama اهل حاشیه نیستم I am not into coffee اهل قهوه نیستم I am not into cinema اهل سینما نیستم  

چند عبارت جایگزین “I’m tired” ۱۷ مرداد ۱۴۰۵

چند عبارت جایگزین “I’m tired”

I’m exhausted خیلی خسته‌ام I’m drained بی‌انرژی شدم I’m worn out داغون شدم از خستگی

چند اصطلاح/ چاپلوسی نکن به انگلیسی ۱۷ مرداد ۱۴۰۵

چند اصطلاح/ چاپلوسی نکن به انگلیسی

My hair stood on end. مو به تنم سیخ شد I am all eyes. من چهار چشمی مراقبم If I get my hands on him. اگه دستم بهش برسه Don’t brown-nose چاپلوسی نکن I’m tied up. دستم بنده / سرم شلوغه It’s none of your business. به تو هیچ ربطی نداره

چند اصطلاح ساده ولی پرکاربرد/Don’t seweat it به چه معناست؟ ۱۷ مرداد ۱۴۰۵

چند اصطلاح ساده ولی پرکاربرد/Don’t seweat it به چه معناست؟

Cut it out! بس کن دیگه! It’s up to you. به خودت بستگی داره. Don’t push your luck. زیاده‌روی نکن! I’m not buying it. باورت نمی‌کنم. Don’t sweat it. بی‌خیالش شو، نگران نباش. It’s not a big deal. چیز مهمی نیست. Don’t get me wrong. منو اشتباه برداشت نکن.

۴ اصطلاح/ “The more, the merrier ” به چه معناست؟ ۱۴ مرداد ۱۴۰۵

۴ اصطلاح/ “The more, the merrier ” به چه معناست؟

It works wonders معجزه می کنه How time flies چه زود گذشت The more, the merrier هر چی بیشتر بهتر Your excuse is flimsy بهانه ات خیلی آبکیه

 معانی متفاوت کلمه “vain” در انگلیسی ۱۴ مرداد ۱۴۰۵

 معانی متفاوت کلمه “vain” در انگلیسی

   بی‌فایده / بیهوده (بی‌نتیجه) She tried in vain to convince her mother. او بیهوده تلاش کرد تا مادرش را متقاعد کند. مغرور / خودپسند He’s too vain about his appearance. او خیلی به ظاهرش مغرور است. پوچ / توخالی (کمتر رایجه) Their promises were vain and meaningless. قول‌هایشان پوچ و بی‌معنی بود.

۳ اصطلاح/ ” in the nick of time” به چه معناست؟ ۱۴ مرداد ۱۴۰۵

۳ اصطلاح/ ” in the nick of time” به چه معناست؟

To be in the loop در جریان امور بودن، یا در حلقه ارتباطات مهم قرار داشتن Out of the loop کسی که بی خبر است، در جریان امور نیست In the nick of Time یک موقعیت بسیار حساس و حیاتی

۲ اصطلاح/ “In the black” به چه مفهوم است؟ ۱۲ مرداد ۱۴۰۵

۲ اصطلاح/ “In the black” به چه مفهوم است؟

What’s done is done! کاریه که شده! What’s done is done, we can’t change it. کاریه که شده، نمی‌تونیم تغییرش بدیم. In the black نونش تو روغنه This company has been in the black since last year! این شرکت از پارسال تا حالا نونش تو روغنه!

اصطلاح ” get cold feet” به چه معناست؟ ۱۲ مرداد ۱۴۰۵

اصطلاح ” get cold feet” به چه معناست؟

get cold feet اصطلاح “get cold feet” در زبان انگلیسی به معنی “دو دل شدن” یا “دو به شک شدن” است و زمانی به کار می‌رود که از قبل برای انجام کاری برنامه ریزی کردیم ولی قبل از انجام آن دچار تردید می‌شویم. مثال: I was going to tell him but I got cold feet. […]