بایگانی‌های #الفبای زبان ستاره کوشا - الفبای زبان
اصطلاح (2)  با go with ۰۷ شهریور ۱۴۰۵

اصطلاح (2) با go with

Go with = Be served with / Pair well with همراه چیزی سرو شدن / در کنار چیزی ارائه شدن What goes with the steak? استیک با چی سرو میشه؟ Does rice go with this curry? برنج با این کاری سرو میشه؟  

۳ اصطلاح با Go with ۰۷ شهریور ۱۴۰۵

۳ اصطلاح با Go with

  Go with = Choose / انتخاب کردن Which one are you going with? کدوم یکی رو انتخاب میکنی؟ I’ll go with the cheaper option. گزینه ارزون تر رو انتخاب میکنم    Go with = match/ جور شدن ، اومدن These curtains don’t go with the color of the walls. این پرده ها با رنگ […]

4 لغت انگلیسی/ Accuse به چه معناست؟ ۰۷ شهریور ۱۴۰۵

4 لغت انگلیسی/ Accuse به چه معناست؟

  Accuse متهم کردن Deny انکار کردن Ignore نادیده گرفتن  Inspect بازرسی کردن  

عبارت انگلیسی ” that’s why” ۰۷ شهریور ۱۴۰۵

عبارت انگلیسی ” that’s why”

That’s why به خاطر همینه… That’ why I wake up به خاطر همینه که بیدار شدم  That’s why I love you به خاطر همینه که دوست دارم That’s why I won’t come به خاطر همینه که نمیام

چند لغت کاربردی/ backwash & earworm یعنی چی؟ ۰۲ شهریور ۱۴۰۵

چند لغت کاربردی/ backwash & earworm یعنی چی؟

Zombie scrolling بی هدف در شبکه های اجتماعی چرخیدن    Hangry عصبانیت به دلیل گرسنه بودن Brain freeze سر درد به خاطر خوردنی های سرد Earworm موزیکی که قفلی زدی روش Backwash نوشیدنی یا غذای دهنی  

چند اصطلاح/ معنی “You’re so full of yourself” چیست؟ ۰۱ شهریور ۱۴۰۵

چند اصطلاح/ معنی “You’re so full of yourself” چیست؟

Mark my word این حرفم یادت بمونه All bark and no bite فقط لب و دهنه   Got up on the wrong side of the bed   از دنده چپ بلند شده It’s written all over your face قیافت داد میزنه You’re so full of yourself خیلی خودتو تحویل میگیری It’s not brain n surgery […]

اصطلاح ” Bear in mind” ۲۸ مرداد ۱۴۰۵

اصطلاح ” Bear in mind”

Bear in mind در نظر داشتن، به خاطر داشتن  When writing your essay, bear in mind the word limit وقتی مقاله ات رو می نویسی محدودیت کلمات رو در نظر داشته باش

۳ اصطلاح/ اصطلاح “I am a couch potato “ ۲۷ مرداد ۱۴۰۵

۳ اصطلاح/ اصطلاح “I am a couch potato “

It’s not my cup of tea باب میلم نیست I am a couch potato خیلی تنبلم Walk on eggshells با احتیاط راه رفتن

۳ اصطلاح/ I’ on a roll یعنی چی؟ ۲۷ مرداد ۱۴۰۵

۳ اصطلاح/ I’ on a roll یعنی چی؟

I’m on a roll امروز رو شانسم Spare me ولم کن Take a toll on  آسیب زدن، تأثیر منفی داشتن

۵ لغت / “Grumpy ” به چه معناست؟ ۲۶ مرداد ۱۴۰۵

۵ لغت / “Grumpy ” به چه معناست؟

Demotivated بی انگیزه Productive مفید Skeptical شکاک Grumpy بدخلق Clumsy دست و پاچلفتی