چند واژه (1) با پیشوند “il”
illiterate بی سواد illegal غیر قانونی illogical غیر منطقی illegible ناخوانا illegitimate نامشروع liberadyart مخالف آزادی
۲ عبارت/ brush off & condone
Brush off تحویل نگرفتن کسی، بی محلی کردن She brush me off when I ask her for help او وقتی من ازش کمک خواستم به من بی محلی کرد Condone چشم پوشی کردن، تحمل کردن اوضاع We should never condone violence ما نباید خشونت رو تحمل کنیم
واژه ای برای «رک و راست بودن» در انگلیسی
upfront صادق، رک و روراست ، بی غل و غش Adam has always been upfront with us آدام همیشه با ما روراست بوده است She wasn’t upfront about her real intentions او درمورد نیات واقعیش با ما روراست نبود.
چند اصطلاح پرکاربرد انگلیسی/ اصطلاح «مچش را گرفتم» چه می شود؟
We caught her red handed مچش رو گرفتیم My boss drives me up the wall رئیسم منو خیلی عصبی میکنه ?Does it ring a bell این تورو یاد چیزی نمیندازه؟ I have bigger fish to fry من کارای مهمتری برای انجام دادم دارم Hold your horses آروم باش I smell a rat حس میکنم داری […]
برخی واژگان Homographs
کلماتی که چند معنی مختلف دارند در انگلیسی به نام Homographs می شناسیم. چندتا مثال: Bow: کمان، تعظیم کردن Tear: اشک، پاره کردن Match: مسابقه، کبریت Minute: خیلی ریز، دقیقه
افعال عبارتی «Look for» & «Pass out»
Look for=Try to find فعل عبارتی (phrasal verb) Look for به معنای دنبال (چیزی یا کسی) گشتن/پیش بینی کردن، نگران بودن I’ve been LOOKING FOR all their hidden files, but I can’t find them anywhere من در جستجوی همه پرونده های مخفی آنها هستم، اما آنها را در هیچ جایی پیدا نمی کنم. Pass […]
نمونه مکالمه انگلیسی در هواپیما
?Can i have a pillow میتونم یه بالش داشته باشم؟ ?can i have a blanket میتونم یه پتو داشته باشم؟ ?can i have a pair of headphones میتونم یه هدفون داشته باشم؟ ?could i have some water میتونم یه مقدار آب داشته باشم؟ ?Could i have some extra napkins میشه […]
اصطلاح …I’m good at
…I’m good at برای گفتن اینکه من در فلان کار خوبم- با مهارت دارم از این عبارت استفاده می کنیم: I’m good at drawing I’m good at video games I’m good at swimming I’m good at driving I’m good at reading I’m good at sports I’m good at writing I’m good at math I’m good […]
پارسال دوست، امسال آشنا+ چند اصطلاح دیگر
Long time no see پارسال دوست، امسال آشنا This name rings a bell این اسم برام آشناست He is my distant acquaintance از آشناهای دور من است. I made his acquaintance at a party من در یک مهمانی با او آشنا شدم. I have a nodding acquaintance with him در حد سلام علیک با او […]
واژه «Spirits»
Spirits Happy; in a good mood=(to be) In good/high spirits سرحال/خوشحال بودن، حوصله داشتن، شاد و شنگول بودن، هیجان زده بودن After she won the tennis tournament, Elizabeth was in good spirits الیزابت بعد از اینکه در مسابقات تنیس برنده شد، خوشحال بود. Sam was in good spirits after receiving his Christmas bonus سام […]












Sunday, 27 September , 2026