Brush off تحویل نگرفتن کسی، بی محلی کردن She brush me off when I ask her for help او وقتی من ازش کمک خواستم به من بی محلی کرد   Condone چشم پوشی کردن، تحمل کردن اوضاع We should never condone violence ما نباید خشونت رو تحمل کنیم

Brush off

تحویل نگرفتن کسی، بی محلی کردن

She brush me off when I ask her for help

او وقتی من ازش کمک خواستم به من بی محلی کرد

 

Condone

چشم پوشی کردن، تحمل کردن اوضاع

We should never condone violence

ما نباید خشونت رو تحمل کنیم