بایگانیهای Brush off meaning - الفبای زبان
۲ عبارت/ brush off & condone
Brush off تحویل نگرفتن کسی، بی محلی کردن She brush me off when I ask her for help او وقتی من ازش کمک خواستم به من بی محلی کرد Condone چشم پوشی کردن، تحمل کردن اوضاع We should never condone violence ما نباید خشونت رو تحمل کنیم






Sunday, 27 September , 2026