اصطلاح bad temper
He became bad-tempered and we argued constantly
یکی از کاربردهای انحصاری while
نشان دادن تضاد بین دو ایده یا شرایط با استفاده از while یکی از کاربردهای انحصاری while استفاده از آن برای نشان دادن تضاد بین دو شرایط یا ایده است. زمانی که از این کاربرد while استفاده می کنیم فارغ از اینکه while در ابتدای جمله باشد یا وسط جمله، همواره باید دو طرف را […]
اصطلاحات ضروری آیلتس
تهیه و تنظیم:زهرا کلاته عربی/ 1-A penny for your thoughts 1-در سرت (ذهنت) چه می گذرد: این اصطلاح زمانی کابرد دارد که فردی بسیار ساکت است و می خواهید بدانید در ذهنش چه می گذرد. مثال: آن ها چند دقیقه ساکت نشسته بودند، در نهایت نگاهی به او کرد و گفت: “والتر در سرت چه […]
اصطلاح «یاد آن روزها بخیر»!
Those were the days یاد اون روزا بخیر !When I was a kid, we spent our summers at the beach. Those were the days !وقتی بچه بودم، تابستان ها را در ساحل می گذراندیم. یاد آن روزها بخیر!
«پشت صحنه نوشتن» منتشر شد
ابراهیم حسنبیگی روایتی از حواشی تالیف ۹ اثر داستانی خود را در قالب کتابی با عنوان «پشت صحنه نوشتن» منتشر کرد. به گزارش الفبای زبان، در معرفی ناشر از این کتاب آمده است: حسنبیگی در این کتاب روایتی بیپرده از چگونگی کشف سوژه برای نگارش هر اثر، تألیف، انتشار و بازخوردهای خود از انتشار این آثار […]
اصطلاح Keep me informed
Let me know / Keep me informed=keep me up to date بهم خبر بدین/ بهم اطلاع بدید We will make sure to keep everyone informed of any new developments in the project ما مطمئن خواهیم شد که همه را از هرگونه پیشرفت جدید در پروژه مطلع خواهیم کرد
اصطلاح Clear as mud
Clear as mud=very difficult to understand : not clear at all غیرقابل فهم/مبهم/ گیج و گنگ The computer manual was as clear as mud, so we stopped reading it دفترچه راهنمای کامپیوتر اصلا قابل فهم نبود، بنابراین ما خواندن آن را متوقف کردیم mud= گل و لای
تفاوت افعال oversee و overlook
تفاوت افعال oversee و overlook فعل overlook به معنی “غفلت کردن” و “چشم پوشی کردن” است. .It is believed that accident happened because a number of safety checks were overlooked اعتقاد بر این است که تصادف به دلیل غفلت کردن تعدادی از بررسی های ایمنی رخ داده است. فعل oversee به معنی “نظارت کردن” است. […]
اصطلاحات کاربردی با “break”
Break a record رکورد زدن Break somebody’s heart شکستن دل Break the news to somebody خبر داغ “به کسی دادن” Break the ice شروع مكالمه و گفتگو با شخص غريبه كه دفعه اول ملاقات مى كنيم Break the silence شکستن سکوت
دو اصطلاح جذاب / «Fed up» به چه معناست؟
Fed up = خسته و کلافه بودن I’m fed up with this weather! از این هوا دیگه خسته شدم! Hang out = وقت گذروندن با کسی I usually hang out with my friends on weekends من معمولا آخر هفتهها با دوستانم وقت میگذرانم.






Wednesday, 22 July , 2026