Bite off more than you can chew معنی: کاری رو دست گرفتن که از توان آدم بیشتره (معادل عامیانه فارسی: «لقمه بزرگ‌تر از دهن برداشتن») مثال: I think I bit off more than I can chew by taking three tough courses this semester. فکر کنم با برداشتن سه تا درس سخت این ترم، لقمه بزرگ‌تر […]

Bite off more than you can chew

معنی: کاری رو دست گرفتن که از توان آدم بیشتره
(معادل عامیانه فارسی: «لقمه بزرگ‌تر از دهن برداشتن»)

مثال:

I think I bit off more than I can chew by taking three tough courses this semester.

فکر کنم با برداشتن سه تا درس سخت این ترم، لقمه بزرگ‌تر از دهنم برداشتم.