عبارتی برای گفتن ” از روی عادت/ ترس “
I drink coffee out of habit از روی عادت قهوه می خورم I gave her money out of pity از روی دلسوزی بهش پول دادم I locked the door out of fear از روی ترس در و قفل کردم
به آدم پر رو و نامحترم چی بگیم؟
!What a cheek ببین خیلی پر رویی بس کن دیگه! I’m amazed they had the cheek to ask in the first place من شگفت زده هستم که آنها در وهله اول این همه رو داشتند که بپرسند. ?how dare you چطور جرئت کردی؟ ?How dare you pick up the phone and listen in on […]
برخی اختصارات در تکست ها
😀lol=غش کردم ازخنده 🙏thx=ممنون 🙂btw=راستی 😌jk=شوخی کردم 🤔fyi=محض اطلاع شما 🖐brb=فورابرمیگردم. 🙏tgif=خداروشکرجمعس. 🙋ttyl=دوباره باهات حرف میزنم 👨❤️💋👨Best Friends For ever =bff=برای همیشه دوستان خوبی باشیم GM: Good Morning GN: Good Night SD: Sweet Dreams TC: Take Care TP: Time Pass ICU: I see you CICU: Can I Call You? TTYL: Talk To You Later […]
چند اصطلاح کاربردی / «It’s growing on me» به چه معناست؟
hit the wrong way چیزی که به بدن ما نمی سازه milk hit me the wrong way شیر بهم نمی سازه ?you want to piece of me چته بات من دعوا داری؟ It’s growing on me داره کم کم ازش خوشم میاد
اصطلاحات پرکاربرد با فعل take
take part in شرکت کردن در take place اتفاق افتادن take apart جدا کردن take pleasure لذت بردن از take a breath نفس کشیدن take pride in افتخار کردن به take a test امتحان دادن take notice توجه کردن take into account مد نظر قرار دادن take advice نصیحت کردن take time طول کشیدن take […]
معانی فعل ترکیبی run across
فعل ترکیبی run across دو معنی دارد؛ معنی اول این فعل ترکیبی ‘کسی را به صورت تصادفی دیدن’ است. به یک مثال توجه کنید: I ran across two of my old friends when I went back to my hometown وقتی که به زادگاهم برگشتم دو نفر از دوستان قدیمیم رو به صورت تصادفی دیدم. […]
عبارت «across from»
across from بهمعنی «روبهرویِ» یا «مقابلِ» است. A woman was sitting across from me on the train در قطار زنی روبهروی من نشسته بود. ▫Our house is across from the post office خانهی ما مقابلِ ادارهی پست است. برای اینکه نشان دهیم چه چیز فاصله انداخته است میان دو مکان یا …، لازم است بین […]
چند جمله کاربردی انگلیسی در تماس های تلفنی
?could you please put me through to Mr.hosseini می تونی لطفا منو به آقای حسینی وصل کنی؟ he is tied up now اون سرش شلوغه الان ok, transfer me to his assistant instead باشه منو به جاش به دستیارش وصل کن the line is crackly قطع و وصل می شه صدا ?could you […]
واژگان ضروری 504/ vigor & captive به چه معناست؟
emerge……………ظاهر شدن jagged……………..دندانه دار linger……………….ماندن ambush………….کمین crafty………………حیله گر defiant……………نافرمان vigor……………….توان perish…………….مردن fragile……………..شکننده captive……………زندانی prosper………موفق شدن devour……….بلعیدن
واژه «spite»
spite کینه، بدخواهی،خشمگین کردن، کینه ورزیدن He is jealous and full of spite او حسود و پر از کینه است You only denied his request out of spite فقط از روی کینه توزی درخواست او را رد کردی.
عباراتی با Owe
I owe you an apology من به تو یک عذرخواهی بدهکارم! I still owe on the car من هنوز بابت ماشین بدهکارم I owe you a drink بهت یک نوشیدنی بدهکارم I owe you my thanks مدیون تو هست/یکی طلب من به شما She still owes me for all the times I’ve helped her out […]



















Thursday, 13 August , 2026