جملات کاربردی در موقعیتهای متقاوت/ I took a wrong turn ۰۶ آبان ۱۴۰۵

جملات کاربردی در موقعیتهای متقاوت/ I took a wrong turn

I tripped over something پام به چیزی گیر کرد    I almost fell نزدیک بود زمین بخورم    My foot has gone numb پام خواب رفته   My shoes are rubbing against my feet کفشم پامو میزنه   There’s something in my shoe یه چیزی توی کفشم رفته    The line isn’t moving at all […]

بایگانی‌های عبارت واژگان - صفحه 2 از 160 - الفبای زبان
چند واژه مهم/ Spontaneous & Assertive ۱۴ مهر ۱۴۰۵

چند واژه مهم/ Spontaneous & Assertive

قاطع Assertive   با ملاحظه Considerate   دلسوز Compassionate   همکاری کننده Cooperative   با احترام Respectful   با ملاحظه Thoughtful   قابل اعتماد Reliable   حواس جمع Attentive   با نزاکت Tactful   خودجوش Spontaneous   تکانشی Impulsive   محتاط Reserved   منزوی، کناره گیر Aloof   بی اعتنا Dismissive   تدافعی Defensive   […]

چند صفت انسانی/   Humble & Insecure ۱۴ مهر ۱۴۰۵

چند صفت انسانی/ Humble & Insecure

Introverted درونگرا Extroverted برونرا Confident با اعتماد به نفس Insecure کم اعتماد به نفس   Optimistic خوشبین Pessimistic بدبین Calm آرام  Aggressive پرخاشگر Humble فروتن

فعل عبارتی Account for ۱۱ مهر ۱۴۰۵

فعل عبارتی Account for

  Account for=to give a reason or explanation for something توضیح دادن/ جواب پس دادن/توجیه کردن   They had to ACCOUNT FOR all the money that had gone missing آنها باید برای تمام پولی که گم شده بود می باستی پاسخ می دادند ?How do you account for your success موفقیت خود را چگونه توجیه/ارزیابی […]

واژگان مرتبط با پرواز و فرودگاه ۱۱ مهر ۱۴۰۵

واژگان مرتبط با پرواز و فرودگاه

aisle =راهروی بین صندلیها در هواپیما baggage claim= محل تحویل چمدان boarding pass =بلیط مخصوص hand luggage= چمدان های قابل حمل flight =پرواز pilot =خلبان Co-pilot= کمک خلبان cockpit =کابین خلبان flight attendant=مهماندار هواپیما life jacket= جلیقه نجات seat belt =کمربند emergency exit= خروج اضطراری

14 لغت کاربردی/ Recommended & Depend ۰۷ مهر ۱۴۰۵

14 لغت کاربردی/ Recommended & Depend

Handle — از عهده برآمدن / مدیریت کردن Deal — برخورد کردن / سروکله زدن Depend — بستگی داشتن Believe —باور داشتن Recommend — توصیه کردن Invite — دعوت کردن Prepare — آماده کردن Check — بررسی کردن Share — به اشتراک گذاشتن Join — ملحق شدن / شرکت کردن Reach — رسیدن Follow — […]

چند واژه (1) با پیشوند “il” ۰۴ مهر ۱۴۰۵

چند واژه (1) با پیشوند “il”

illiterate بی سواد illegal غیر قانونی illogical غیر منطقی illegible ناخوانا illegitimate نامشروع liberadyart مخالف آزادی

۲ عبارت/ brush off & condone ۰۴ مهر ۱۴۰۵

۲ عبارت/ brush off & condone

Brush off تحویل نگرفتن کسی، بی محلی کردن She brush me off when I ask her for help او وقتی من ازش کمک خواستم به من بی محلی کرد   Condone چشم پوشی کردن، تحمل کردن اوضاع We should never condone violence ما نباید خشونت رو تحمل کنیم

واژه ای برای «رک و راست بودن» در انگلیسی ۰۴ مهر ۱۴۰۵

واژه ای برای «رک و راست بودن» در انگلیسی

upfront صادق، رک و روراست ، بی غل و غش   Adam has always been upfront with us   آدام همیشه با ما روراست بوده است She wasn’t upfront about her real intentions او درمورد نیات واقعیش با ما روراست نبود.

افعال عبارتی «Look for» & «Pass out» ۰۲ مهر ۱۴۰۵

افعال عبارتی «Look for» & «Pass out»

Look for=Try to find فعل عبارتی (phrasal verb) Look for به معنای دنبال (چیزی یا کسی) گشتن/پیش بینی کردن، نگران بودن    I’ve been LOOKING FOR all their hidden files, but I can’t find them anywhere من در جستجوی همه پرونده های مخفی آنها هستم، اما آنها را در هیچ جایی پیدا نمی کنم. Pass […]

واژه «Spirits» ۳۱ شهریور ۱۴۰۵

واژه «Spirits»

Spirits  Happy; in a good mood=(to be) In good/high spirits  سرحال/خوشحال بودن، حوصله داشتن، شاد و شنگول بودن، هیجان زده بودن   After she won the tennis tournament, Elizabeth was in good spirits الیزابت بعد از اینکه در مسابقات تنیس برنده شد، خوشحال بود.  Sam was in good spirits after receiving his Christmas bonus سام […]