فعل عبارتی Account for
Account for=to give a reason or explanation for something توضیح دادن/ جواب پس دادن/توجیه کردن They had to ACCOUNT FOR all the money that had gone missing آنها باید برای تمام پولی که گم شده بود می باستی پاسخ می دادند ?How do you account for your success موفقیت خود را چگونه توجیه/ارزیابی […]
حرف اضافه Popular کدام است؟
popular = محبوب/ دوست داشتنی/ پرطرفدار Popular among و popular with هر دو می می توانند درست باشند اما تفاوت آنها در این است که: popular with برای اشخاص استفاده می شود popular among برای ایده ها، تفکرات ،اشیا و… مورد استفاده قرار می گیرد. اما معنای هر دو «محبوب در میان» یا «محبوب بین» […]
یک عبارت متفاوت ولی ساده برای ” فکر کنم”
sppose that’s a good idea فکر کنم ایده ی خوبیه I suppose I need more time. فکر کنم زمان بیشتری نیاز دارم suppose you’re right. فکر کنم حق با توئه !I suppose it’s possible. فکر کنم ممکنه I suppose I was wrong. فکر کنم اشتباه میکردم
نکته مهمی درباره واژه «Rare»
برای چیزهایی که تعداد کمی از آنها وجود دارد از کلمهی rare استفاده میشود: Rare coins are usually worth a lot of money برای رویدادهایی که خیلی کم رخ میدهند هم از کلمهی rare استفاده میشود: I was lucky enough to witness one of her rare public appearances برای توصیف چیزهایی که معمولاً رایج هستند […]
یک ساختار عالی با «leading cause of»
leading cause of علت اصلی 1️⃣Smoking is leading cause of death in many countries سیگار کشیدن دلیل اصلی مرگ ومیر در بسیاری از کشورها است.
عباراتی برای بیان «دلیل و علت»
Cause علت Establish the cause علت چیزی را یافتن. It’s our job to establish the cause of fire این وظیفه ماست که علت آتش سوزی را بیابیم. The root cause دلیل اصلی The cost of the project was enormous, but it was not the root cause of it’s failure هزینه پروژه خیلی زیاد بود ولی […]
4 لغت انگلیسی/ Accuse به چه معناست؟
Accuse متهم کردن Deny انکار کردن Ignore نادیده گرفتن Inspect بازرسی کردن
چند لغت کاربردی/ backwash & earworm یعنی چی؟
Zombie scrolling بی هدف در شبکه های اجتماعی چرخیدن Hangry عصبانیت به دلیل گرسنه بودن Brain freeze سر درد به خاطر خوردنی های سرد Earworm موزیکی که قفلی زدی روش Backwash نوشیدنی یا غذای دهنی
۵ لغت / “Grumpy ” به چه معناست؟
Demotivated بی انگیزه Productive مفید Skeptical شکاک Grumpy بدخلق Clumsy دست و پاچلفتی
عبارتی برای “نقطه قوت”
Painting is my forte نقاشی نقطه قوت منه Math is his forte ریاضی نقطه قوت اوست Cooking is her forte آشپزی نقطه قوت اوست
عبارتی برای گفتن ” از روی عادت/ ترس “
I drink coffee out of habit از روی عادت قهوه می خورم I gave her money out of pity از روی دلسوزی بهش پول دادم I locked the door out of fear از روی ترس در و قفل کردم




















Saturday, 3 October , 2026