جملات کاربردی در موقعیتهای متقاوت/ I took a wrong turn
I tripped over something پام به چیزی گیر کرد I almost fell نزدیک بود زمین بخورم My foot has gone numb پام خواب رفته My shoes are rubbing against my feet کفشم پامو میزنه There’s something in my shoe یه چیزی توی کفشم رفته The line isn’t moving at all […]
چند واژه مهم/ Spontaneous & Assertive
قاطع Assertive با ملاحظه Considerate دلسوز Compassionate همکاری کننده Cooperative با احترام Respectful با ملاحظه Thoughtful قابل اعتماد Reliable حواس جمع Attentive با نزاکت Tactful خودجوش Spontaneous تکانشی Impulsive محتاط Reserved منزوی، کناره گیر Aloof بی اعتنا Dismissive تدافعی Defensive […]
چند صفت انسانی/ Humble & Insecure
Introverted درونگرا Extroverted برونرا Confident با اعتماد به نفس Insecure کم اعتماد به نفس Optimistic خوشبین Pessimistic بدبین Calm آرام Aggressive پرخاشگر Humble فروتن
فعل عبارتی Account for
Account for=to give a reason or explanation for something توضیح دادن/ جواب پس دادن/توجیه کردن They had to ACCOUNT FOR all the money that had gone missing آنها باید برای تمام پولی که گم شده بود می باستی پاسخ می دادند ?How do you account for your success موفقیت خود را چگونه توجیه/ارزیابی […]
واژگان مرتبط با پرواز و فرودگاه
aisle =راهروی بین صندلیها در هواپیما baggage claim= محل تحویل چمدان boarding pass =بلیط مخصوص hand luggage= چمدان های قابل حمل flight =پرواز pilot =خلبان Co-pilot= کمک خلبان cockpit =کابین خلبان flight attendant=مهماندار هواپیما life jacket= جلیقه نجات seat belt =کمربند emergency exit= خروج اضطراری
14 لغت کاربردی/ Recommended & Depend
Handle — از عهده برآمدن / مدیریت کردن Deal — برخورد کردن / سروکله زدن Depend — بستگی داشتن Believe —باور داشتن Recommend — توصیه کردن Invite — دعوت کردن Prepare — آماده کردن Check — بررسی کردن Share — به اشتراک گذاشتن Join — ملحق شدن / شرکت کردن Reach — رسیدن Follow — […]
چند واژه (1) با پیشوند “il”
illiterate بی سواد illegal غیر قانونی illogical غیر منطقی illegible ناخوانا illegitimate نامشروع liberadyart مخالف آزادی
۲ عبارت/ brush off & condone
Brush off تحویل نگرفتن کسی، بی محلی کردن She brush me off when I ask her for help او وقتی من ازش کمک خواستم به من بی محلی کرد Condone چشم پوشی کردن، تحمل کردن اوضاع We should never condone violence ما نباید خشونت رو تحمل کنیم
واژه ای برای «رک و راست بودن» در انگلیسی
upfront صادق، رک و روراست ، بی غل و غش Adam has always been upfront with us آدام همیشه با ما روراست بوده است She wasn’t upfront about her real intentions او درمورد نیات واقعیش با ما روراست نبود.
افعال عبارتی «Look for» & «Pass out»
Look for=Try to find فعل عبارتی (phrasal verb) Look for به معنای دنبال (چیزی یا کسی) گشتن/پیش بینی کردن، نگران بودن I’ve been LOOKING FOR all their hidden files, but I can’t find them anywhere من در جستجوی همه پرونده های مخفی آنها هستم، اما آنها را در هیچ جایی پیدا نمی کنم. Pass […]
واژه «Spirits»
Spirits Happy; in a good mood=(to be) In good/high spirits سرحال/خوشحال بودن، حوصله داشتن، شاد و شنگول بودن، هیجان زده بودن After she won the tennis tournament, Elizabeth was in good spirits الیزابت بعد از اینکه در مسابقات تنیس برنده شد، خوشحال بود. Sam was in good spirits after receiving his Christmas bonus سام […]



















Friday, 30 October , 2026