14 لغت کاربردی/ Recommended & Depend ۰۷ مهر ۱۴۰۵

14 لغت کاربردی/ Recommended & Depend

Handle — از عهده برآمدن / مدیریت کردن Deal — برخورد کردن / سروکله زدن Depend — بستگی داشتن Believe —باور داشتن Recommend — توصیه کردن Invite — دعوت کردن Prepare — آماده کردن Check — بررسی کردن Share — به اشتراک گذاشتن Join — ملحق شدن / شرکت کردن Reach — رسیدن Follow — […]

بایگانی‌های عبارت واژگان - صفحه 3 از 159 - الفبای زبان
عبارتی برای ” اهل فلان چیز نیستم” ۱۸ مرداد ۱۴۰۵

عبارتی برای ” اهل فلان چیز نیستم”

I am not into drama اهل حاشیه نیستم I am not into coffee اهل قهوه نیستم I am not into cinema اهل سینما نیستم  

 معانی متفاوت کلمه “vain” در انگلیسی ۱۴ مرداد ۱۴۰۵

 معانی متفاوت کلمه “vain” در انگلیسی

   بی‌فایده / بیهوده (بی‌نتیجه) She tried in vain to convince her mother. او بیهوده تلاش کرد تا مادرش را متقاعد کند. مغرور / خودپسند He’s too vain about his appearance. او خیلی به ظاهرش مغرور است. پوچ / توخالی (کمتر رایجه) Their promises were vain and meaningless. قول‌هایشان پوچ و بی‌معنی بود.

چند عبارت مخصوص داشتن زندگی سالم ۱۱ مرداد ۱۴۰۵
Stay hydrated؛

چند عبارت مخصوص داشتن زندگی سالم

1. Balanced diet – رژیم غذایی متعادل A balanced diet includes fruits, vegetables, proteins, and whole grains. (رژیم متعادل شامل میوه، سبزی، پروتئین و غلات کامل می‌شه.) 2. Stay hydrated – آب کافی نوشیدن  It’s important to stay hydrated, especially in hot weather. (آب کافی نوشیدن، مخصوصاً تو هوای گرم، خیلی مهمه.) 3. Regular exercise […]

عبارت “To Enhance” ۱۰ مرداد ۱۴۰۵

عبارت “To Enhance”

“To Enhance“  معنی: بهبود بخشیدن، تقویت کردن (کمک به بهتر یا مؤثرتر شدن چیزی)  مترادف: improve, boost مثال: 1.Using visuals enhances the learning experience. استفاده از تصاویر، تجربه یادگیری را تقویت می‌کند. 2.This cream claims to enhance skin quality. این کرم ادعا می‌کند کیفیت پوست را بهبود می‌بخشد. نکته: معمولاً برای تغییرات مثبت و حرفه‌ای […]

واژه “Eradicate” به چه معناست؟ ۰۷ مرداد ۱۴۰۵

واژه “Eradicate” به چه معناست؟

Eradicate معنی نابود کردن از بین بردن نقش فعل (Verb) مترادف ها؛ destroy, eliminate, wipe out   The fire eradicate the entire forest آتش همه جنگل رو نابود کرد

تفاوت sanction& embargo & boycott ۰۷ مرداد ۱۴۰۵

تفاوت sanction& embargo & boycott

Boycott=people refuse to buy, support and from somthing تحریم مردمی، تحریمی که توسط اکثریت مردم جامعه اتفاق می افتد Sanction=governments impose restrictions تحریم ، محدودیت برای دولت‌ها Some Sanctions were lifted while other  remained in place برخی تحریم ها برداشته شد ولی بقیه به قوت خود باقی است   Embargo= governments stop trade تحریمی که […]

2 لغت جذاب/ letdown & underwhelming ۰۷ مرداد ۱۴۰۵

2 لغت جذاب/ letdown & underwhelming

Letdown ضدحال، تو ذوق زن، حالگیری The movie was a huge letdown فیلم خیلی ضدحال بدی بود   Underwhelming چیزی که فکر می کنی خوبه ولی غافلگیری می کنه، چیزی که انتظار داشتی خوب باشه ولی پایین تر از انتظارت بوده   The movie was underwhelming, I expected it to be amazing فیلم پایین تر […]

۳ لغت/ Enthusiastic به چه معناست؟ ۰۶ مرداد ۱۴۰۵

۳ لغت/ Enthusiastic به چه معناست؟

Enthusiastic معنی: مشتاق، پرشور مثال: She was enthusiastic about learning new skills. او برای یادگیری مهارت‌های جدید مشتاق بود. Motivated معنی: باانگیزه مثال: The students are highly motivated to succeed. دانش‌آموزان انگیزه بالایی برای موفقیت دارند. After a while معنی: بعد از مدتی مثال: After a while, he started to enjoy the class. بعد از […]

3 لغت/ Gist & context به چه مفهوم است؟ ۰۵ مرداد ۱۴۰۵

3 لغت/ Gist & context به چه مفهوم است؟

Foreign / معنی: خارجی، بیگانه مثال: She loves learning foreign languages. او عاشق یادگیری زبان‌های خارجی است. Gist معنی: مفهوم کلی، جوهره مثال: I didn’t understand every word, but I got the gist of the story. من هر کلمه را متوجه نشدم، اما مفهوم کلی داستان را فهمیدم. Context معنی: زمینه، متن پیرامون مثال: You […]

3 لغت کاربردی/ Accurate & Frustrating ۰۴ مرداد ۱۴۰۵

3 لغت کاربردی/ Accurate & Frustrating

Encouraging معنی: دلگرم‌کننده مثال: The teacher’s words were very encouraging. حرف‌های معلم بسیار دلگرم‌کننده بود. Accurate معنی: دقیق مثال: The report was accurate in every detail. گزارش در هر جزئیات دقیق بود. Frustrating معنی: ناامیدکننده، کلافه‌کننده مثال: Waiting for the bus in the rain was frustrating. منتظر ماندن برای اتوبوس زیر باران کلافه‌کننده بود.