14 لغت کاربردی/ Recommended & Depend
Handle — از عهده برآمدن / مدیریت کردن Deal — برخورد کردن / سروکله زدن Depend — بستگی داشتن Believe —باور داشتن Recommend — توصیه کردن Invite — دعوت کردن Prepare — آماده کردن Check — بررسی کردن Share — به اشتراک گذاشتن Join — ملحق شدن / شرکت کردن Reach — رسیدن Follow — […]
تفاوت عبارت Steal & Rob
زمانی که (object) جملهی ما مثلا پول، کیف، ساعت، ماشین و…. است که دزدیده شده است از “Steal” استفاده میکنیم. Steal something from somebody or Somewhere مثال: Someone has stolen all his money . شخصی همه پول او را دزدیده است. زمانی که مفعول جمله مثلا خانه، بانک، یک شخص و … باشد که از آن […]
3 لغت/ offensive & slang
Slang معنی: زبان محاورهای و غیررسمی often use slang in their conversations. نوجوانها اغلب در مکالماتشان از زبان عامیانه استفاده میکنند. Offensive معنی: توهینآمیز، رنجاننده Some people found the joke offensive. بعضیها آن شوخی را توهینآمیز دانستند. Syllable معنی: بخش آوایی (هجا) The word ‘computer’ has three syllables. کلمهی «computer» سه بخش آوایی (هجا) دارد.
3 لغت/Thrilled به چه معناست؟
Thrilled معنی: خیلی خوشحال و هیجانزده He was thrilled to win the game. او از بردن بازی خیلی خوشحال و هیجانزده بود. Furious معنی: بسیار عصبانی She was absolutely furious when she lost her keys. او وقتی کلیدهایش را گم کرد، بهشدت عصبانی شد. Astonished معنی: بسیار متعجب I was astonished to hear the news. […]
عبارت “Burn out” به چه معناست؟
Burn out Meaning: to become extremely tired or exhausted because of too much work or stress معنی: فرسوده شدن / از پا افتادن / ته کشیدن انرژی مثال: She worked nonstop for months and finally burned out. ماهها بدون وقفه کار کرد و آخرش کاملاً از پا افتاد.
چند لغت درباره ” Success & Personal Growth “
Success & Personal Growth
2 لغت درباره غمگین بودن/Heartbroken&Heartache
Heartbroken دل شکسته، به شدت غمگین He was completely heartbroken when his girlfriend of five years ended their relationship. Wilburn said that his daughter’s death had left him heartbroken. At some point, sports fans are guaranteed to go home heartbroken. The jacket quickly sold out, leaving a lot of heartbroken fans in its wake. یک […]
چند جمله مرتبط با لباسشویی
I need to do laundry. باید لباسارو بشورم My clothes still feel damp. لباس هام هنوز نم دارن I need to fold these. باید اینا رو تا کنم Can you hang these up? میتونی اینا رو آویزون کنی؟ This stain won’t come out. این لکه پاک نمیشه What detergent do you use از چه مایع […]
دو فعل عبارتی Go through &Get through
Go through = از سر گذروندن He was going through a very difficult time. اون دوره خیلی سختی رو داشت میگذروند. She’s gone through a really difficult time after her breakup اون بعد از جداییش خیلی دوران سختی رو از سر گذرونده Get through با موفقیت از پس چیزی بر اومدن اینجا تمرکز روی […]
انواع Eat در زبان انگلیسی
Eat out بیرون غذا خوردن Eat away آرام و تدریجی غذا خوردن Eat up کامل خوردن Eat into مصرف کردن و کاهش منابع ارزشمند Eat into
انواع دزدی در زبان انگلیسی/ Shoplifter به چه معناست؟
Robber: a person who robs the bank کسی که بانک را می زند. (بیشتر برای سارق بانک بکار میره) Thief: a person who steals something from somebody (کسی که چیزی را از شخصی می دزدد (دزد Burglar: a person who steals something from home کسی که از خانه ای دزدی میکند Kidnapper : a person […]



















Friday, 2 October , 2026