۰۷ آبان ۱۴۰۵
چند اصطلاح/ “My heart skipped a beat” به چه معناست؟
She has a screw loose یه تختش کمه I jumped out of my skin زهره ترک شدم My heart skipped a beat دلم ریخت I have a bigger fish to fry کارهای مهم تر از اون دارم He walked all over me از من سو استفاده کرد When hell freeze over محاله، ممکن نیست
چند اصطلاح/ “Smart cookie” به چه معناست؟
۰۷ آبان ۱۴۰۵
اصطلاح «ignorance is bliss» به چه معناست؟
۰۴ آبان ۱۴۰۵
اصطلاحات Figure out & Get the hell out of here
۰۴ آبان ۱۴۰۵
چند اصطلاح/ اصطلاح “Pass the buck” به چه معناست؟
۰۳ آبان ۱۴۰۵
۰۶ آبان ۱۴۰۵
جملات کاربردی در موقعیتهای متقاوت/ I took a wrong turn
I tripped over something پام به چیزی گیر کرد I almost fell نزدیک بود زمین بخورم My foot has gone numb پام خواب رفته My shoes are rubbing against my feet کفشم پامو میزنه There’s something in my shoe یه چیزی توی کفشم رفته The line isn’t moving at all […]
تفاوت Talk To & Talk With
۰۶ آبان ۱۴۰۵
چند جمله کاربردی در مکالمات در مورد گوشی تلفن
۰۵ آبان ۱۴۰۵
۰۶ مهر ۱۴۰۵
جملات کوتاه انگلیسی (۱۰۵)
Some people dream of success… Others wake up and work hard for it . بعضى آدمها روياى موفقيت ميبينن، بعضى ديگه هم بيدار ميشن و سخت براش كار ميكنن. Sometimes I feel like giving up, but then I remember I have a lot of people to prove wrong يه روزهايى حس ميكنم ميخوام جا بزنم، […]
۰۲ مهر ۱۴۰۵
برخی واژگان Homographs
کلماتی که چند معنی مختلف دارند در انگلیسی به نام Homographs می شناسیم. چندتا مثال: Bow: کمان، تعظیم کردن Tear: اشک، پاره کردن Match: مسابقه، کبریت Minute: خیلی ریز، دقیقه
۳۱ شهریور ۱۴۰۵
داستان «Old clock» با ترجمه
Old clock John lived with his mother in a rather big house, and when she died, the house became too big for him so he bought a smaller one in the next street. There was a very nice old clock in his first house, and when the men came to take his furniture to the […]
چند اصطلاح/ “My heart skipped a beat” به چه معناست؟
She has a screw loose یه تختش کمه I jumped out of my skin زهره ترک شدم My heart skipped a beat دلم ریخت I have a bigger fish to fry کارهای مهم تر از اون دارم He walked all over me از من سو استفاده کرد When hell freeze over محاله، ممکن نیست
چند اصطلاح/ “Smart cookie” به چه معناست؟
Early bird آدم سحرخیز Chatterbox آدم پر حرف Smart cookie آدم باهوش و زرنگ Once in a blue moon خیلی به ندرت Get cold feet در لحظه آخر ترسیدن یا دودل شدن Call it a day کار را برای امروز تمام کردن Bite the […]
جملات کاربردی در موقعیتهای متقاوت/ I took a wrong turn
I tripped over something پام به چیزی گیر کرد I almost fell نزدیک بود زمین بخورم My foot has gone numb پام خواب رفته My shoes are rubbing against my feet کفشم پامو میزنه There’s something in my shoe یه چیزی توی کفشم رفته The line isn’t moving at all […]
واژههایی که به معنی «تعداد/مقدار زیاد» هستند
manifold زیاد The reasons for this situation are manifold دلایل این وضعیت زیاد هستند. a battery ofتعداد زیادی a battery of medical tests تعداد زیادی تست پزشکی a (great) wealth ofمقدار زیادی The new manager brings a great wealth of experience to the job مدیر جدید تجربهی زیادی برای شغل به ارمغان میآورد.
نقل قول مستقیم و غیرمستقیم
هنگاميکه ميخواهيم گفتههای شخص ديگری را نقل کنيم، میتوانيم از دو حالت مختلف استفاده کنيم: ميتوانيم گفتههای شخص مورد نظر را عيناً (واو به واو) تکرار کنيم (نقل قول مستقيم): She said, ‘It is raining و يا ميتوانيم از نقل قول غير مستقيم استفاده کنيم: She said that it was raining چند نکته در نقل […]
تفاوت دو عبارت allow of و allow for
فعل allow for (همچنین make allowance for) به معنی “با احتساب” است. It will take thirty minutes to get to the station, allowing for the traffic delays فعل allow of زمانی بکار می رود که بخواهیم بگوییم انجام کاری “جایی برای کاری دیگر باقی گذاشته/نگذاشته است“. Doing the job properly and on time leaves of […]
نمونه مکالمه انگلیسی در هواپیما
?Can i have a pillow میتونم یه بالش داشته باشم؟ ?can i have a blanket میتونم یه پتو داشته باشم؟ ?can i have a pair of headphones میتونم یه هدفون داشته باشم؟ ?could i have some water میتونم یه مقدار آب داشته باشم؟ ?Could i have some extra napkins میشه […]
چند جمله کاربردی برای شروع مکالمه (۱۲۴)
What got you interested in that? چی باعث شد به اون علاقهمند بشی؟ How long have you been doing that? چند وقته داری اون کار رو انجام میدی؟ What’s the best part about it? بهترین بخشش چیه؟ What’s the most challenging part? سختترین بخشش چیه؟ That sounds exciting! خیلی هیجانانگیز به نظر میاد! I’ve always […]
چند جمله کاربردی برای شروع مکالمه(۱۲۳)
Hi, how’s it going? سلام، اوضاع چطوره؟ How have you been? حالت چطور بوده؟ (بعد از مدتی ندیدن) What have you been up to? این مدت مشغول چی بودی؟ Is this your first time here? اولین باره اینجایی؟ Where are you from originally? اصالتاً اهل کجایی؟ What do you do for a living? شغلت چیه؟ […]
«پشت صحنه نوشتن» منتشر شد
ابراهیم حسنبیگی روایتی از حواشی تالیف ۹ اثر داستانی خود را در قالب کتابی با عنوان «پشت صحنه نوشتن» منتشر کرد. به گزارش الفبای زبان، در معرفی ناشر از این کتاب آمده است: حسنبیگی در این کتاب روایتی بیپرده از چگونگی کشف سوژه برای نگارش هر اثر، تألیف، انتشار و بازخوردهای خود از انتشار این آثار […]
نقد و نظری به رمان « کنعان»
رمان کنعان به قلم علی علی بیگی، ۲۹۴ صفحه و چهارده فصل دارد. رمان براساس زندگی شهید سیدعلی زنجانی در چهارده فصل نوشته شده. فصلها عنوانی ندارند. رمان کنعان از نوجوانی سیدعلی، شهید مدافع حرم، شروع میشود. به گزارش الفبای زبان به نقل از ایسنا، رمان« کنعان» نوشته «علی علیبیگی» است و لیلا بهرامی به […]
چند جایگزینِ فارسی (1)
● مهمل =پوچ، بیهوده ● مهیج = برانگیزاننده، شورانگیز ● مهمات = جنگافزار ● مهجور = جداشده، دورافتاده ● مهاجرت = کوچ





























Thursday, 29 October , 2026