اخبار ویژه
  • چند اصطلاح راجع به Time ۱۵ مهر ۱۴۰۵

    چند اصطلاح راجع به Time

    for the time being در حال حاضر it’s about time دیگه وقتشه/ موقعشه time is money وقت طلاست

  • اصطلاح put your mind at ease ۱۵ مهر ۱۴۰۵

    اصطلاح put your mind at ease

    I didn’t see that coming فکرشم نمیکردم put your mind at ease ذهنتو درگیر نکن

  • دو اصطلاح I’m into you &I’m onto you ۱۵ مهر ۱۴۰۵

    دو اصطلاح I’m into you &I’m onto you

    تفاوت دو اصطلاح I’m into you &I’m onto you I’m into you بهت علاقه دارم، دوست دارم I’m into football من به فوتبال علاقه دارم I’m into cars من به ماشین ها علاقه دارم I’m onto you=I’m aware of you می دونم یه کار بدی انجام دادی /حواسم بهت هست، پاییدن کسی I’m about to […]

اصطلاحات انگلیسیآرشیو
چند اصطلاح راجع به Time ۱۵ مهر ۱۴۰۵

چند اصطلاح راجع به Time

for the time being در حال حاضر it’s about time دیگه وقتشه/ موقعشه time is money وقت طلاست

:: ایران
«پشت صحنه نوشتن» منتشر شد

«پشت صحنه نوشتن» منتشر شد

نقد و نظری به رمان « کنعان»

نقد و نظری به رمان « کنعان»

چند جایگزینِ فارسی (1)

چند جایگزینِ فارسی (1)

انتشار فهرست تقاضاهای مجوز کتاب

انتشار فهرست تقاضاهای مجوز کتاب

واژگانآرشیو
چند واژه مهم/ Spontaneous & Assertive ۱۴ مهر ۱۴۰۵

چند واژه مهم/ Spontaneous & Assertive

قاطع Assertive   با ملاحظه Considerate   دلسوز Compassionate   همکاری کننده Cooperative   با احترام Respectful   با ملاحظه Thoughtful   قابل اعتماد Reliable   حواس جمع Attentive   با نزاکت Tactful   خودجوش Spontaneous   تکانشی Impulsive   محتاط Reserved   منزوی، کناره گیر Aloof   بی اعتنا Dismissive   تدافعی Defensive   […]

داستانک های انگلیسیآرشیو
جملات کوتاه انگلیسی (۱۰۵) ۰۶ مهر ۱۴۰۵

جملات کوتاه انگلیسی (۱۰۵)

Some people dream of success… Others wake up and work hard for it . بعضى آدمها روياى موفقيت ميبينن، بعضى ديگه هم بيدار ميشن و سخت براش كار ميكنن. Sometimes I feel like giving up, but then I remember I have a lot of people to prove wrong يه روزهايى حس ميكنم ميخوام جا بزنم، […]

برخی واژگان Homographs ۰۲ مهر ۱۴۰۵

برخی واژگان Homographs

کلماتی که چند معنی مختلف دارند در انگلیسی به نام Homographs می شناسیم. چندتا مثال: Bow: کمان، تعظیم کردن Tear: اشک، پاره کردن Match: مسابقه، کبریت Minute: خیلی ریز، دقیقه

داستان «Old clock»  با ترجمه ۳۱ شهریور ۱۴۰۵

داستان «Old clock» با ترجمه

Old clock John lived with his mother in a rather big house, and when she died, the house became too big for him so he bought a smaller one in the next street. There was a very nice old clock in his first house, and when the men came to take his furniture to the […]

چند اصطلاح راجع به Time ۱۵ مهر ۱۴۰۵

چند اصطلاح راجع به Time

for the time being در حال حاضر it’s about time دیگه وقتشه/ موقعشه time is money وقت طلاست

اصطلاح put your mind at ease ۱۵ مهر ۱۴۰۵

اصطلاح put your mind at ease

I didn’t see that coming فکرشم نمیکردم put your mind at ease ذهنتو درگیر نکن

دو اصطلاح I’m into you &I’m onto you ۱۵ مهر ۱۴۰۵

دو اصطلاح I’m into you &I’m onto you

تفاوت دو اصطلاح I’m into you &I’m onto you I’m into you بهت علاقه دارم، دوست دارم I’m into football من به فوتبال علاقه دارم I’m into cars من به ماشین ها علاقه دارم I’m onto you=I’m aware of you می دونم یه کار بدی انجام دادی /حواسم بهت هست، پاییدن کسی I’m about to […]

ساختار “It feels like + noun” ۱۳ مهر ۱۴۰۵

ساختار “It feels like + noun”

It feels like + noun یعنی انگار که… / حسش مثل… است» It feels like yesterday. انگار که همین دیروز بود. It feels like summer. انگار که تابستونه It feels like rain. انگار که بارونه It feels like home. انگار که خونه است / حس خونه رو میده   نکته ؛ بعد از It feels […]

تفاوت of & from ۱۲ مهر ۱۴۰۵

تفاوت of & from

هر دو این کلمات ” prepositions ” هستند و هر کدام جایگاه گرامری و موارد استفاده خود را خواهند داشت حرف اضافه of در قبل از اسامی و مضاف علیه ها به کار می رود . و در جایی که می خواهیم چیزی را به به چیز دیگر نسبت دهیم . همچنین of پس از […]

2 نکته از because ۱۲ مهر ۱۴۰۵

2 نکته از because

  1- وقتی because در ابتدای جمله بکار می‌رود، در وسط جمله (بین جمله وارۀ وابسته و مستقل) از ویرگول استفاده می‌شود مثال: because it was getting late, I went home 2- هیجگاه برای بیان دلیل به جای because از for یا why استفاده نمی‌گردد. I’m going to go to the office because there is […]

نمونه مکالمه انگلیسی در هواپیما ۰۲ مهر ۱۴۰۵

نمونه مکالمه انگلیسی در هواپیما

?Can i have a pillow   میتونم یه بالش داشته باشم؟ ?can i have a blanket   میتونم یه پتو داشته باشم؟ ?can i have a pair of headphones   میتونم یه هدفون داشته باشم؟  ?could i have some water   میتونم یه مقدار آب داشته باشم؟  ?Could i have some extra napkins   میشه […]

چند جمله کاربردی برای شروع مکالمه (۱۲۴) ۲۵ خرداد ۱۴۰۵

چند جمله کاربردی برای شروع مکالمه (۱۲۴)

What got you interested in that? چی باعث شد به اون علاقه‌مند بشی؟ How long have you been doing that? چند وقته داری اون کار رو انجام میدی؟ What’s the best part about it? بهترین بخشش چیه؟ What’s the most challenging part? سخت‌ترین بخشش چیه؟ That sounds exciting! خیلی هیجان‌انگیز به نظر میاد! I’ve always […]

چند جمله کاربردی برای شروع مکالمه(۱۲۳) ۲۵ خرداد ۱۴۰۵

چند جمله کاربردی برای شروع مکالمه(۱۲۳)

Hi, how’s it going? سلام، اوضاع چطوره؟ How have you been? حالت چطور بوده؟ (بعد از مدتی ندیدن) What have you been up to? این مدت مشغول چی بودی؟ Is this your first time here? اولین باره اینجایی؟ Where are you from originally? اصالتاً اهل کجایی؟ What do you do for a living? شغلت چیه؟ […]

«پشت صحنه نوشتن» منتشر شد ۰۲ آذر ۱۴۰۴
روایتی از ابراهیم حسن‌بیگی؛

«پشت صحنه نوشتن» منتشر شد

ابراهیم حسن‌بیگی روایتی از حواشی تالیف ۹ اثر داستانی خود را در قالب کتابی با عنوان «پشت صحنه نوشتن» منتشر کرد. به گزارش الفبای زبان، در معرفی ناشر از این کتاب آمده است: حسن‌بیگی در این کتاب روایتی بی‌پرده از چگونگی کشف سوژه برای نگارش هر اثر، تألیف، انتشار و بازخوردهای خود از انتشار این آثار […]

نقد و نظری به رمان « کنعان» ۲۹ شهریور ۱۴۰۴

نقد و نظری به رمان « کنعان»

رمان کنعان به قلم علی علی بیگی، ۲۹۴ صفحه و چهارده فصل دارد. رمان براساس زندگی شهید سیدعلی زنجانی در چهارده فصل نوشته شده. فصل‌ها عنوانی ندارند. رمان کنعان از نوجوانی سیدعلی، شهید مدافع حرم، شروع می‌شود. به گزارش الفبای زبان به نقل از ایسنا، رمان« کنعان» نوشته «علی علی‌بیگی» است و لیلا بهرامی به […]

چند جایگزینِ فارسی (1) ۲۵ شهریور ۱۴۰۴

چند جایگزینِ فارسی (1)

● مهمل =پوچ، بیهوده ● مهیج = برانگیزاننده، شورانگیز ● مهمات = جنگ‌افزار ● مهجور = جداشده، دورافتاده ● مهاجرت = کوچ

نمونه استان فعال شده تهران و خراسان رضوی