اصطلاح “Lose the plot” به چه مفهوم است؟
Lose the plot ▪️معنی: گیج شدن، کنترل اوضاع از دست رفتن (معادل عامیانه فارسی: «قافیه رو باخت»، «کلاً حواسش پرت شد») مثال: After studying all night, I was so tired that I completely lost the plot during the exam. بعد از اینکه تا شب درس خوندم، انقدر خسته بودم که سر امتحان کامل قافیه رو […]
اصطلاح “The ball is in your court ” به چه معناست؟
The ball is in your court Meaning: It is your turn to make a decision or take action. معنی: حالا نوبت توست / تصمیم یا اقدام بعدی به عهده توست مثال: I’ve told you all the facts. Now the ball is in your court. من همه واقعیتها را بهت گفتم. حالا تصمیمگیری با توست.
اصطلاح “Jump on the bandwagon ” به چه معناست؟
Jump on the bandwagon Meaning: To join or support something because it has become popular. از روی مُد یا محبوبیت دنبالهرو چیزی شدن مثال: Everyone is jumping on the bandwagon of AI tools these days. این روزها همه دارند از روی مُد به موج ابزارهای هوش مصنوعی میپیوندند. این اصطلاح زمانی استفاده میشود که افراد […]
اصطلاح “Go the extra mile ” به چه معناست؟
Go the extra mile Meaning: To make more effort than is expected or required بیشتر از حد انتظار تلاش کردن / سنگ تمام گذاشتن She always goes the extra mile to help her customers. او همیشه برای کمک به مشتریانش سنگ تمام میگذارد.
اصطلاح “line in a sand” به چه معناست؟
Draw a line in a sand معنی اول :حد و مرز تعیین کردن برای , خط قرمز تعیین کردن، موضعی قاطع داشتن It was time to draw a line in the sand, forget the past, and work together. وقتشه که بیایم حد و حدود تعیین کنیم و گدشته را فراموش کنیم و با هم […]
اصطلاح عبارتی “loose cannon”
Loose Cannon کسی که غیر قابل کنترل و غیر قابل پیش بینیه. خطرناک. کسی که باعث آبروریزی یا خرابکاری بزرگ میشه. ریشه کلمه از این میآد که در زمان قدیم، روی کشتیهای چوبی، توپ (توپخانه) فلزی داشتند که روی چرخ بودند. این توپها با زنجیر به عرشه کشتی محکم بسته شده بودند. اگر یکی از […]
3 اصطلاح کاربردی/ “سر و کله شون پیدا شد”
Have the bandwidth to do something فراغت بال داشتن برای انجام کاری. وقت داشتن برای انجام کاری Have the mental capacity to do something ظرفیت ذهنی داشتن برای انجام کاری. خسته نبودن از نظر ذهنی Come out of the woodwork یکهو پیداشون شد. سر و کلهشون پیدا شد.
اصطلاح ” once in a blue moon”
Once in a blue moon اتفاق یا فرصت خیلی نادر. بعد از مدتهای مدید. خیلی به ندرت. The earthquakes hits once in a blue moon in this part of the earth, we never felt it. I don’t know why she bought that music system – she uses it once in a blue moon. “I think […]
۳ اصطلاح با” Boat”/ اصطلاح rock the boat
Don’t rock the boat دست نزن بهش، تو وضعیتی که هست رها کردن Being in the same boat شرایط شبیه هم داشتن، وضعیت مشابهی که افراد در آن درگیر هستند، درد مشترک Miss the boat از دست دادن فرصت، استفاده نکردن از فرصت و موقعیت
۲ اصطلاح/ “همرنگ جماعت شدن”
I understand where you are coming from من موضعت رو درک میکنم. میفهمم چی میگی. میدونم چرا این طور فکر میکنی مثال If Gina would explain her situation a little better, I think they’d see where she’s coming from. Yeah, I get where you’re coming from. Jump on the bandwagon دنبال بقیه راه افتادن. چون […]
۲ اصطلاح کاربردی/”قلبم وایساد!” به انگلیسی
My heart skipped a beat قلبم وایساد! مُردم یک لحظه! از ترس مُردم! معنی دیگر؛ غش کرد از خوشی، از عشق قلبم تند تند می زند My heart skipped a beat when I heard the sudden noise in the dark. قلبم می خواست بایستد وقتی ناگهانی در تاریکی یک صدایی شنیدم Every time he smiles […]





















Friday, 24 July , 2026