اصطلاح …I’m good at
…I’m good at برای گفتن اینکه من در فلان کار خوبم- با مهارت دارم از این عبارت استفاده می کنیم: I’m good at drawing I’m good at video games I’m good at swimming I’m good at driving I’m good at reading I’m good at sports I’m good at writing I’m good at math I’m good […]
اصطلاح “I’m better of “
I’m better off single. مجردی برام بهتره I’m better off alone. تنهایی برام بهتره Il’m better off this way. اینطوری برام بهتره I’m better off not knowing. برام بهتره ندونم. I’m better off keeping quiet! برام بهتره سکوت کنم.
اصطلاحی برای ” نظرم اینه، ترجیحم اینه”
I’m leaning toward the first one. بیشتر نظرم روی اولیه I’m leaning toward the blue one. بیشتر نظرم روی آبیه I’m leaning toward the cheaper one. بیشتر نظرم روی ارزونتره II’m leaning toward the bigger ore. بیشتر نظرم روی بزرگ تره .
چند اصطلاح با Hand
Hand down ارث گذاشتن و منتقل کردن به نسل بعد Hand in تحویل به چیزی به مقام رسمی Hand out پخش کردن چیزی بین افراد Hand round پخش کردن خوراکی بین افراد Hand over تحویل دادن کنترل یا مسئولیت جایی به کسی
معنی اصطلاح «the big picture»
the big picture=the situation as a whole تصویر کلی /نمای کلی/دورنما he’s so involved in the minutiae that he often overlooks the big picture او آنقدر درگیر جزئیات است که اغلب وضعیت کلی را نادیده می گیرد We need to look at the big picture before we can work out specific details قبل از اینکه […]
چند اصطلاح و عبارت کاربردی/You crack me up
He threw me under the bus او زیرآب مرا زد I’m delighted من خیلی خوشحالم I mess up with my mother everyday من هر روز با مادرم کل کل می کنم I have a loos tooth دندونم لق شده You crack me up تو منو می خندونی Happy belated birthday تولدت با تاخیر مبارک congratulations […]
4 روش گفتن به آرزوم رسیدم
I got my wish My wish came true My wish was fulfilled My wish was granted
اصطلاح «اینم شد…/ به این میگی…»
You call that a /an به این میگی … ؟! اینم شد … ؟! الان این مثلا … بود ؟! call: نامیدن – فرض کردن – به حساب آوردن عبارت You call that a رو میگی، بعد اسم رو میاری: !?You call that a life به این میگی زندگی؟؟/ اینم شد زندگی!!؟ !?!You call that […]
اصطلاح (2) با go with
Go with = Be served with / Pair well with همراه چیزی سرو شدن / در کنار چیزی ارائه شدن What goes with the steak? استیک با چی سرو میشه؟ Does rice go with this curry? برنج با این کاری سرو میشه؟
۳ اصطلاح با Go with
Go with = Choose / انتخاب کردن Which one are you going with? کدوم یکی رو انتخاب میکنی؟ I’ll go with the cheaper option. گزینه ارزون تر رو انتخاب میکنم Go with = match/ جور شدن ، اومدن These curtains don’t go with the color of the walls. این پرده ها با رنگ […]
عبارت انگلیسی ” that’s why”
That’s why به خاطر همینه… That’ why I wake up به خاطر همینه که بیدار شدم That’s why I love you به خاطر همینه که دوست دارم That’s why I won’t come به خاطر همینه که نمیام






















Wednesday, 23 September , 2026