چند اصطلاح/ “My heart skipped a beat” به چه معناست؟ ۰۷ آبان ۱۴۰۵

چند اصطلاح/ “My heart skipped a beat” به چه معناست؟

She has a screw loose یه تختش کمه I jumped out of my skin زهره ترک شدم My heart skipped a beat دلم ریخت I have a bigger fish to fry کارهای مهم تر از اون دارم He walked all over me از من سو استفاده کرد When hell freeze over محاله، ممکن نیست

بایگانی‌های اصطلاحات زبان انگلیسی - صفحه 4 از 117 - الفبای زبان
اصطلاح «رییس بازی درآوردن» ۱۲ مهر ۱۴۰۵

اصطلاح «رییس بازی درآوردن»

To boss sb around برای کسی رییس بازی دراوردن Stop bossing me around I’m not your employee بسه دیگه برام رییس بازی درنیار..من که کارگر تو نیستم. One of my colleagues is used to bossing me around یکی از همکارام عادت داره برام رییس بازی دربیاره.

اصطلاح «standing on your own feet» ۱۱ مهر ۱۴۰۵

اصطلاح «standing on your own feet»

standing on one’s [own] feet  معنی تحت الفظی آن یعنی مثلا بعد از افتادن، بلند بشه کسی/ یا بچه برای اولین بار روی پای خودش بایسته/ یا مثلا بعد از مریضی/ از تخت دیگه پا شه. معنی اصطلاحی هم به مصداق جمله معروف روی پای خودش ایستاد/ مستقل شدن/ از نظر مالی مستقل شدن. He […]

تفاوت I believe you & I believe in you ۰۸ مهر ۱۴۰۵

تفاوت I believe you & I believe in you

استفاده از فعل believe به‌تنهایی و بدون هیچ حرف اضافه‌ای در جمله، به این معنی است که شما فکر می‌کنید که یک چیز درست است یا حرف کسی را باور می‌کنید. I believe you من (حرفاتو) باور می‌کنم I believe what you said is true I won’t believe a word you say یک کلمه از […]

اصطلاح «نمی خوام صداتو بشنوم!» ۰۸ مهر ۱۴۰۵

اصطلاح «نمی خوام صداتو بشنوم!»

Talk to the hand به حرفات گوش نمیدم ، واسم مهم نیست چی میگی فکت: یک اصطلاح عبارتی اسلنگ/ در معنای تحت الفظی به معنای« با دست صحبت کن»- یعنی نمیخواهم بشنوم اصلا چی میگی!   She was fed up with her husband’s constant complaining over her cooking, so she finally said, “Talk to the […]

اصطلاحات پر تکرار در نامه نگاری انگلیسی ۰۷ مهر ۱۴۰۵

اصطلاحات پر تکرار در نامه نگاری انگلیسی

عباراتی که بیشتر در شروع نامه به کار برده می شود. In reply to your letter = در پاسخ نامه شما To meet a demand = برای برآوردن تقاضا We must apologies for = ما باید پوزش بخواهیم برای We wish to inform you that = ما مایل هستیم به استحضار شما برسانیم که We […]

اصطلاح «stand on ceremony» ۰۷ مهر ۱۴۰۵

اصطلاح «stand on ceremony»

stand on ceremony تعارف کردن – رودربایستی داشتن Don’t stand on ceremony تعارف نکن  Please sit down and make yourself comfortable, we don’t stand on ceremony here لطفا بنشین و راحت باش. ما اینجا تعارف نداریم.  Come on. Don’t stand on ceremony here at home بیا داخل، اینجا در خانه تعارف نکن .

چند اصطلاح کاربردی انگلیسی/ take makes sence ۰۶ مهر ۱۴۰۵

چند اصطلاح کاربردی انگلیسی/ take makes sence

  1. It’s up to you  انتخاب با توئه 2. I’m looking forward to it  مشتاقانه منتظرشم 3. It’s not a big deal  چیز مهمی نیست 4. I’m getting used to it  دارم بهش عادت می‌کنم 5. That makes sense  منطقیه / قابل درکه 6. I’m not in the mood  حوصله‌اش رو ندارم 7. It […]

اصطلاح To go box به چه معناست؟ ۰۶ مهر ۱۴۰۵

اصطلاح To go box به چه معناست؟

To go box=takeout box=doggie bag پک کردن غذای مانده/ظرف غذای  بیرون بر این اصطلاح وقتی استفاده می شود که بخواهیم غذای مانده را در ظرفی پک کنیم و ببریم. Leftover غذای مانده (در رستوران)   May I have a to go box ممکنه ظرف پک برام بیارید؟    

۳ اصطلاح/ “Rumor has it that” به چه معناست؟ ۰۵ مهر ۱۴۰۵

۳ اصطلاح/ “Rumor has it that” به چه معناست؟

Rumor has it that شایعه شده که… Rumor has it that they’re getting married شایعه شده که آنها دارند ازدواج میکنند.   I wasn’t gonna bring it up, but نمی خواستم مطرحش کنم ولی… I wasn’t gonna bring it up, but I think you should know نمی خواستم مطرحش کنم ولی فکر میکنم بهتره بدونی […]

۲ عبارت/ brush off & condone ۰۴ مهر ۱۴۰۵

۲ عبارت/ brush off & condone

Brush off تحویل نگرفتن کسی، بی محلی کردن She brush me off when I ask her for help او وقتی من ازش کمک خواستم به من بی محلی کرد   Condone چشم پوشی کردن، تحمل کردن اوضاع We should never condone violence ما نباید خشونت رو تحمل کنیم