چند اصطلاح/ “I’m in a pickle” به چه معناست؟
She’s full of beans. اون خیلی پرانرژیه It’s cheap as chips. خیلی ارزونه I’m as cool as a cucumber. من خیلی خونسردم I’m in a pickle. تو دردسر افتادم He’s a big cheese. اون آدم مهمیه. She’s a smart cookie. اون خیلی باهوشه
اصطلاح «It’s not my cup of tea»
It’s not my cup of tea باب میلم نیست She is the apple of my eye نور چشم منه
چند اصلاح جالب/French leave به چه معناست؟
French leave یواشکی رفتن بدون خداحافظی “He took French leave after dinner” بعد از شام بی سرو صدا رفت. Indian summer دوره کوتاه گرما وسط پاییز “We’re having an Indian summer this week.” این هفته به گرمای پاییزی داریم Chinese whispers حرفی که دهان به دهان میچرخه و تغییر میکنه . “The story […]
اصطلاح bad temper
He became bad-tempered and we argued constantly
یکی از کاربردهای انحصاری while
نشان دادن تضاد بین دو ایده یا شرایط با استفاده از while یکی از کاربردهای انحصاری while استفاده از آن برای نشان دادن تضاد بین دو شرایط یا ایده است. زمانی که از این کاربرد while استفاده می کنیم فارغ از اینکه while در ابتدای جمله باشد یا وسط جمله، همواره باید دو طرف را […]
اصطلاحات ضروری آیلتس
تهیه و تنظیم:زهرا کلاته عربی/ 1-A penny for your thoughts 1-در سرت (ذهنت) چه می گذرد: این اصطلاح زمانی کابرد دارد که فردی بسیار ساکت است و می خواهید بدانید در ذهنش چه می گذرد. مثال: آن ها چند دقیقه ساکت نشسته بودند، در نهایت نگاهی به او کرد و گفت: “والتر در سرت چه […]
اصطلاح «یاد آن روزها بخیر»!
Those were the days یاد اون روزا بخیر !When I was a kid, we spent our summers at the beach. Those were the days !وقتی بچه بودم، تابستان ها را در ساحل می گذراندیم. یاد آن روزها بخیر!
۰۲ آذر ۱۴۰۴
اصطلاح «Hang up» به چه معناست؟
Hang up فعل عبارتی (phrasal verb) Hang up به معنای “قطع کردن تماس تلفنی” است. مترادف یا توصیف این فعل عبارتی: end a phone call مثال: He didn’t say goodbye before he hung up او قبل از اینکه تلفن را قطع کند خداحافظی نکرد.
اصطلاح Keep me informed
Let me know / Keep me informed=keep me up to date بهم خبر بدین/ بهم اطلاع بدید We will make sure to keep everyone informed of any new developments in the project ما مطمئن خواهیم شد که همه را از هرگونه پیشرفت جدید در پروژه مطلع خواهیم کرد
اصطلاح « چه کاسه ای زیر نیم کاسه هست؟» در انگلیسی
?What’s the catch چه کاسه ای زیر نیم کاسه هست؟ /ایراد کار کجاس؟ / چه کلکی تو کاره؟ ?When something is too good to be true we ask what’s the catch وقتی بعضی چیزها واقعا خوب پیش می رود ما می پرسیم چه کلکی در کار است؟
اصطلاحی برای «بعید بودن» در زبان انگلیسی
out of character بعید بودن مثال ها: The way she panicked was out of character for such a normally calm person از آدم آرومی مثل اون بعید بود اینطور وحشت زده بشه. Her remark seemed so out of character that I wondered if I had misheard it اظهارات او به قدری ازش بعید بود […]





















Tuesday, 18 August , 2026