اصطلاحی برای ” قطعی و غیرقابل تغییر” ۲۸ مرداد ۱۴۰۵

اصطلاحی برای ” قطعی و غیرقابل تغییر”

Set in stone  قطعی و غیر قابل تغییر The plan is Set in stone, there is not a room for discussion برنامه قطعیه، جای هیچ بحثی هم نداره  

بایگانی‌های اصطلاحات زبان انگلیسی - صفحه 10 از 111 - الفبای زبان
اصطلاح Keep me informed ۰۲ آذر ۱۴۰۴

اصطلاح Keep me informed

Let me know / Keep me informed=keep me up to date بهم خبر بدین/ بهم اطلاع بدید We will make sure to keep everyone informed of any new developments in the project ما مطمئن خواهیم شد که همه را از هرگونه پیشرفت جدید در پروژه مطلع خواهیم کرد

اصطلاح « چه کاسه ای زیر نیم کاسه هست؟» در انگلیسی ۲۴ آبان ۱۴۰۴

اصطلاح « چه کاسه ای زیر نیم کاسه هست؟» در انگلیسی

?What’s the catch چه کاسه ای زیر نیم کاسه هست؟ /ایراد کار کجاس؟ / چه کلکی تو کاره؟   ?When something is too good to be true we ask what’s the catch وقتی بعضی چیزها واقعا خوب پیش می رود ما می پرسیم چه کلکی در کار است؟

اصطلاحی برای «بعید بودن» در زبان انگلیسی ۲۴ آبان ۱۴۰۴
out of character؛

اصطلاحی برای «بعید بودن» در زبان انگلیسی

out of character بعید بودن مثال ها: The way she panicked was out of character for such a normally calm person از آدم آرومی مثل اون بعید بود اینطور وحشت زده بشه.   Her remark seemed so out of character that I wondered if I had misheard it اظهارات او به قدری ازش بعید بود […]

اصطلاح Clear as mud ۱۷ آبان ۱۴۰۴

اصطلاح Clear as mud

Clear as mud=very difficult to understand : not clear at all غیرقابل فهم/مبهم/ گیج و گنگ The computer manual was as clear as mud, so we stopped reading it دفترچه راهنمای کامپیوتر اصلا قابل فهم نبود، بنابراین ما خواندن آن را متوقف کردیم mud= گل و لای

اصطلاح «Getting cold feet» ۱۳ آبان ۱۴۰۴

اصطلاح «Getting cold feet»

Getting cold feet شک کردن در تصمیم انجام کاری. پشمان شدن از انجام کاری. ترسیدن از سختی کار و دچار شک و شبهه شدن The burglar has got cold feet, when the dog started barking وقتی سگ شروع به پارس کرد سارق از انجام کارش دو به شک شد Veronica gets cold feet once again […]

اصطلاح «Tit for tat» به چه معنی است؟ ۱۲ آبان ۱۴۰۴

اصطلاح «Tit for tat» به چه معنی است؟

    Tit for tat این به اون در! Meaning: actions done intentionally to punish other people because they have done something unpleasant to you An eye for an eye چشم در برابر چشم! Quid pro quo عوض – پاداش There’s a quid pro quo for everything in politics; you’ll soon learn that به زودی خواهی […]

اصطلاح «مرغِ همسایه غازه» ۱۲ آبان ۱۴۰۴

اصطلاح «مرغِ همسایه غازه»

The grass is greener on the other side other people always seem to be in a better situation than you, although they may not be این اصطلاح به این اشره دارد که اغلب دارایی دیگران از دارایی خود فرد، جذاب‌تر و بهتر به نظر می‌رسد/ اصطلاح خودمانی مرغ همسایه غاز است. Our bookkeeper always imagined […]

اصطلاح «cast a spell» به چه معنی است؟ ۱۲ آبان ۱۴۰۴

اصطلاح «cast a spell» به چه معنی است؟

cast a spell=to use magic to male something happen جادو کردن-طلسم کردن Merlin waved his magic wand and cast a spell مرلین عصای جادویش را تکان داد و طلسم کرد

چند اصطلاح کاربردی/ «Let the cat out of the bag» ۱۲ آبان ۱۴۰۴

چند اصطلاح کاربردی/ «Let the cat out of the bag»

Let the cat out of the bag لو دادن؛ رازی را فاش کردن Put in a good word for me سفارش منو بکن   You look familiar آشنا به نظر میرسی   Long story short کوتاه بگم Way to go دمت گرم

اصطلاحات کاربردی با “break” ۱۰ آبان ۱۴۰۴

اصطلاحات کاربردی با “break”

Break a record رکورد زدن Break somebody’s heart شکستن دل Break the news to somebody خبر داغ “به کسی دادن” Break the ice شروع مكالمه و گفتگو با شخص غريبه كه دفعه اول ملاقات مى كنيم Break the silence شکستن سکوت