اصطلاح “Lose the plot” به چه مفهوم است؟ ۳۱ تیر ۱۴۰۵

اصطلاح “Lose the plot” به چه مفهوم است؟

Lose the plot ▪️معنی: گیج شدن، کنترل اوضاع از دست رفتن (معادل عامیانه فارسی: «قافیه رو باخت»، «کلاً حواسش پرت شد») مثال: After studying all night, I was so tired that I completely lost the plot during the exam.  بعد از اینکه تا شب درس خوندم، انقدر خسته بودم که سر امتحان کامل قافیه رو […]

بایگانی‌های اصطلاحات زبان انگلیسی - صفحه 52 از 108 - الفبای زبان
معادل‌های «It is important» ۱۴ فروردین ۱۴۰۳

معادل‌های «It is important»

 عبارت “It is important” یکی از عبارت‌های پرتکرار و پرکاربرد در مکالمات روزمره‌ی انگلیسی به حساب میاد که تو این پست به معادل‌های اون اشاره می‌کنیم:  It’s significant  It’s essential  It’s remarkable  It’s notable  It’s substantial  It’s meaningful  It’s considerable  It’s serious

اصطلاح «put (one’s) back up» ۲۷ اسفند ۱۴۰۲

اصطلاح «put (one’s) back up»

put (one’s) back up کسی را عصبانی کردن/ آزار دادن To be or become angry, hostile, defensive, defiant, or irritable, or to instill such a feeling in someone else John put his back up when his parents brought up the subject of college جان اذیت شد وقتی پدر و مادرش موضوع دانشگاه را مطرح کردند […]

اصطلاح «Wear your heart on your sleeve» ۲۷ اسفند ۱۴۰۲

اصطلاح «Wear your heart on your sleeve»

Wear your heart on your sleeve=to show your feeling openly خود را آشکارا نشان دهید، در مورد احساسات خود باز باشید My boyfriend’s never been too shy to wear his heart on his sleeve but I’m the opposite دوست پسر من هرگز آنقدر خجالتی نبوده که احساساتش را نشان ندهد، اما من برعکس هستم That’s […]

چند اصطلاح جذاب ۲۳ اسفند ۱۴۰۲

چند اصطلاح جذاب

?when do you come for me کی میای دنبالم؟ ?are you for real جدی؟ راست میگی؟ ? what are you up to برنامت چیه؟ thare you go again دوباره شروع کردی hurry back زود برگرد to see eye to eye به توافق رسیدیم ?can I get by میشه رد شوم؟

!Give me a break ۲۳ اسفند ۱۴۰۲

!Give me a break

Hard to please سخت پسند و مشکل پسند He is very hard to pleaseاو خیلی سخت پسند است چطور بگیم : بزار استراحت کنم! Give me a break از این اصطلاح غیر رسمی زمانی استفاده می کنیم که شخصی رگباری به ما انتقاد می کند یا حرفی می زند که ما باور نداریم- مثل زبان […]

اصطلاح you had me at hello ۲۳ اسفند ۱۴۰۲

اصطلاح you had me at hello

I’m not the marrying kind من اهل ازدواج نیستم you had me at hello در نگاه اول عاشقت شدم مثال: Will you marry me? You had me at hello با من ازدواج می کنی؟ من با یک نگاه عاشقت شدم I’m eager too see you مشتاقم ببینمت

اصطلاح «keeping my mouth shut» ۲۲ اسفند ۱۴۰۲

اصطلاح «keeping my mouth shut»

keeping my mouth shut سکوت کردن / خفه شدن و حرف نزدن   When he starts talking about politics, I just keep my mouth shut وقتی در مورد سیاست شروع به صحبت می کنه من حرفی نمی زنم /سکوت می کنم   She told me to keep my mouth shut about the news او به […]

عبارت های کمی در زبان انگلیسی ۲۲ اسفند ۱۴۰۲

عبارت های کمی در زبان انگلیسی

این عبارت ها (quantifiers)را با هم مرور می کنیم: Much ,Many ,Some ,Any ,a little ,Little ,a few ,Few ,a lot of مثال : .There are a few vacant seats in this room تعدادی صندلی خالی در اتاق وجود دارد. .He has a little money او کمی پول دارد. بخش اول در بخش اول به […]

3 اصطلاح کاربردی/ Rat out به چه معناست؟ ۲۱ اسفند ۱۴۰۲

3 اصطلاح کاربردی/ Rat out به چه معناست؟

 چندتا افعال عبارتی پر کاربرد که بعید میدونم بلد باشی To size up ارزیابی کردن the interviewer sized me up اینترویور (شخصی که از شما مصاحبه میگیرد) من رو ارزیابی کرد before buying the business I had sized up the company قبل از خرید بیزنس من شرکت رو ارزیابی کرده بودم. Rat out چوغولی کردن، […]

3 اصطلاح کاربردی / «منت سرم نذار» ۲۱ اسفند ۱۴۰۲

3 اصطلاح کاربردی / «منت سرم نذار»

میشه لطفا سرم منت نذاری؟/ یادآوری نکن !Don’t rub it in my face Don’t twist me for the favor u did Don’t confer an obligation on me ?Could you please don’t mention it she will have to face the consequences اون مجبوره با عواقبش روبرو شه It saddens me این منو ناراحت میکنه