اصطلاح “Lose the plot” به چه مفهوم است؟ ۳۱ تیر ۱۴۰۵

اصطلاح “Lose the plot” به چه مفهوم است؟

Lose the plot ▪️معنی: گیج شدن، کنترل اوضاع از دست رفتن (معادل عامیانه فارسی: «قافیه رو باخت»، «کلاً حواسش پرت شد») مثال: After studying all night, I was so tired that I completely lost the plot during the exam.  بعد از اینکه تا شب درس خوندم، انقدر خسته بودم که سر امتحان کامل قافیه رو […]

بایگانی‌های اصطلاحات زبان انگلیسی - صفحه 48 از 108 - الفبای زبان
اصطلاح «حرف کشیدن از کسی» ۰۹ اردیبهشت ۱۴۰۳

اصطلاح «حرف کشیدن از کسی»

Rise  Get a rise out of= To provoke a response from زیر زبان کسی را خالی کردن، از کسی حرف کشیدن  You can kid me all day about my mistake, but you won’t get a rise out of me میتونی تمام روز منو در مورد اشتباهم دست بیندازی، اما هرگز نمی‌تونی از من حرف بکشی. […]

3 اصطلاح با واژه «Act» ۰۸ اردیبهشت ۱۴۰۳

3 اصطلاح با واژه «Act»

Act of God خواست و تقدیرخداوند !the flooding was surely an act of God سیل قطعا خواست خدا بوده! be/get in on the act وارد عمل شدن/سهیم شدن و هم جریان شدن با چیزی We started selling them last year, and now other stores are getting into the act ما فروش آنها را از سال […]

چند ساختارهای مهم و ضروری(10) ۰۱ اردیبهشت ۱۴۰۳

چند ساختارهای مهم و ضروری(10)

is situated in the heart of urban center  در قلب مراکز شهری واقع شده است   drastically reduces کاهش چشمگیر/ چشم نواز  needs to be efficient  باید کارامد باشد  ….Proponents claim that حامیان ادعا می کنند  offers the promise of  این نوید را می دهد که… urban renewal بازسازی شهری sustainable production تولید پایدار year-round […]

چند اصطلاح کاربردی/ I’m not a mind reader ۰۱ اردیبهشت ۱۴۰۳

چند اصطلاح کاربردی/ I’m not a mind reader

Homebody=One whose interests center on the home معنی: خونه دوست؛ کسی که اهل فعالیت‌های بیرون خونه نیست و در خونه موندن رو ترجیح می‌ده.   I’m not a mind reader من علم غیب ندارم! A part from به غیر از… Apart from a sister, he’s got two brothers as well به غیر از یه خواهر، […]

چند اصطلاح کاربردی/ Rip me off ۲۹ فروردین ۱۴۰۳

چند اصطلاح کاربردی/ Rip me off

You’re in hot water تو هچل افتادی Rip me off رفت تو پاچه ام It’s too much for you از سرتم زیاده Why are you making faces چرا ادا در میاری It was a fender bender یه تصادف جزئی بود

عبارات و اصطلاحات کاربردی/ Can it ۲۹ فروردین ۱۴۰۳

عبارات و اصطلاحات کاربردی/ Can it

Can it, zip it دهنتو ببند Reza is a skirt chaser رضا دختر بازه Kind is my middle name مهربانی از خصوصیت های منه Stealth is my middle name پنهانکاری از خصوصیت های منه

اصطلاح «upper limit» ۲۸ فروردین ۱۴۰۳

اصطلاح «upper limit»

upper limit=the highest level or amount allowed سقف حداکثر مجاز-حد مجاز There’s no upper limit on how much a doctor can charge, so be careful هیچ محدودیتی در میزان هزینه ای که پزشک می تواند دریافت کند، وجود ندارد، بنابراین مراقب باشید

اصطلاح«bear a resemblance» ۲۸ فروردین ۱۴۰۳

اصطلاح«bear a resemblance»

bear a resemblance (to sb/sth) to look like, or be similar to, somebody or something شباهت بسیار داشتن He bears a striking resemblance to his father او شباهت زیادی به پدرش دارد

اصطلاح «ulterior motive» ۲۸ فروردین ۱۴۰۳

اصطلاح «ulterior motive»

ulterior motive=the hidden reason or purpose behind an action انگیزه پنهانی/ علت پنهانی He’d never helped his grandma before, so we assumed he had an ulterior motive او قبلاً هرگز به مادربزرگش کمک نکرده بود، بنابراین ما فرض کردیم که او یک انگیزه پنهانی داشته است

اصطلاح «cast a vote» به چه معنی است؟ ۲۸ فروردین ۱۴۰۳

اصطلاح «cast a vote» به چه معنی است؟

cast a vote=to vote in an election or poll رای دادن Anybody over the age of eighteen can register and cast a vote همه افراد بالای هجده سال می توانند ثبت نام کنند و رای دهند He refused to cast a vote for either candidate او از دادن رای به هر یک از نامزدها خودداری […]