۳ اصطلاح/ “I rest my case” یعنی چه؟ ۲۵ مرداد ۱۴۰۵

۳ اصطلاح/ “I rest my case” یعنی چه؟

Another day, another dollar خبر خاصی نیست میگذره I rest my case دیگه حرفی ندارم من I let it slide بی خیالش شدم

بایگانی‌های اصطلاحات زبان انگلیسی - صفحه 56 از 111 - الفبای زبان
چند عبارت کاربردی (۱۰3) ۱۹ اسفند ۱۴۰۲

چند عبارت کاربردی (۱۰3)

Stop being so nosy این قدر فضولی (دخالت ) نکن Stop being such a baby این قدر بچه نشو (بچه بازی در نیار) That’s no excuse این که دلیل نمیشه That is called stealing اون کار دزدیه Use extreme caution باید آروم و با احتیاط کار کنی Be alert حواست جمع باشه Stop being a […]

مترادف فارسی برای اصطلاح « خرچنگ قورباغه» ۱۵ اسفند ۱۴۰۲

مترادف فارسی برای اصطلاح « خرچنگ قورباغه»

مترادف فارسی برای اصطلاح « خرچنگ قورباغه» می شود: chicken scratch زمانی به کار برده می شود که بخواهیم بگوییم دستخط کسی بسیار ناخوانا است. مثال کاربردی: Teacher: Please give me your homework معلم: لطفا تکلیفت رو بده به من Student: Here you go دانش آموز: بفرمایید Teacher: I can’t read this. It’s too messy […]

  اصطلاحاتی مربوط به اخطار و احتیاط ۱۴ اسفند ۱۴۰۲

  اصطلاحاتی مربوط به اخطار و احتیاط

(oh)Be prepared آماده باش (oh)Be careful مراقب باش! (oh)Watch out مواظب باش! (oh)Look out مراقب باش! (oh)Look sharp بجنب (oh)Hit the deck آماده ی کار شو. (oh) Caution احتیاط کن! (oh)Take care مراقب باش! (oh)Safety first امنیت مهم تر! (oh)Play it safe جانب احتیاط را رعایت کن !

اصطلاح See eye to eye ۱۴ اسفند ۱۴۰۲

اصطلاح See eye to eye

See eye to eye کاملا در توافق بودن، هم عقیده بودن    My cousin and I don’t see eye to eye about our children’s education من و پسرخاله‌م در مورد تحصیلات بچه هامون باهم موافق نیستیم.  The boss and I don’t always see eye to eye من و رییس همیشه باهم موافق نیستیم.  They finally […]

چند عبارت کاربردی (102) ۱۴ اسفند ۱۴۰۲

چند عبارت کاربردی (102)

What a nerve چه پر رو! چه گستاخ What a shame چه بد،شرم آوره What a pity چه حیف What a mess چه گندی، چه افتضاحی What a bummer چه ضد حالی! What a rip-off چقدر گران! What a drag چه کسل کننده! What a relief اخیش ، راحت شدم.

‍‍ چند اصطلاح کاربردی در مورد خواب ۱۴ اسفند ۱۴۰۲

‍‍ چند اصطلاح کاربردی در مورد خواب

I overslept خواب موندم” My alarm didn’t go off ساعتم زنگ نزد. Im awake من بیدارم My sister is asleep خواهرم خوابه She is sleepyhead او خواب آلود است Fall asleep یکدفعه خوابیدن/ خواب رفتن

My wish came true ۱۲ اسفند ۱۴۰۲

My wish came true

I got my wish به آرزوم رسیدم My wish came true آرزوم به حقیقت پیوست My wish was granted آرزوم برآورده شد

اصطلاح «go to waste» ۱۲ اسفند ۱۴۰۲

اصطلاح «go to waste»

go to waste هدر رفتن، نفله شدن، حرام شدن، بر باد رفتن to not be used to squander or miss an opportunity When the Native American Indians killed a buffalo absolutely nothing went to waste Our new apartment has a small refrigerator so now we can’t buy many groceries and nothing goes to waste

13 تا جمله کاربردی برای آرزوی موفقیت ۱۲ اسفند ۱۴۰۲

13 تا جمله کاربردی برای آرزوی موفقیت

1. Best of luck بهترین شانس را برای شما میخواهم 2. Break a leg موفق باشی 3. I hope everything will be all right امیدوارم همه چیز درست باشد. 4. I hope things will turn out fine امیدوارم همه چیز خوب شود. 5. You’ll do great شما عالی خواهید بود! 6. Wishing you lots of […]

سه اصطلاح کاربردی / Beyond the pale ۱۲ اسفند ۱۴۰۲

سه اصطلاح کاربردی / Beyond the pale

Beyond imagination The beauty of the sunset was beyond imagination زیبایی غروب خورشید فراتر از تصور من بود. Diana tried to explain what it was like, but I guess ice cream is one of those things that are beyond imagination دیانا سعی کرد توضیح بده که شبیه چی بود اما من حدس میزنم کن بستنی […]