اصطلاح “Lose the plot” به چه مفهوم است؟
Lose the plot ▪️معنی: گیج شدن، کنترل اوضاع از دست رفتن (معادل عامیانه فارسی: «قافیه رو باخت»، «کلاً حواسش پرت شد») مثال: After studying all night, I was so tired that I completely lost the plot during the exam. بعد از اینکه تا شب درس خوندم، انقدر خسته بودم که سر امتحان کامل قافیه رو […]
3 اصطلاح کابردی/ on the house
رایگان….مجانی…صلواتی (غذا و نوشیدنی) on the house = if food or drink is on the house in a bar or restaurant, it is provided free by the owner These drinks are on the house. it’s the restaurant’s tenth anniversary این نوشیدنی ها مجانی هستن. مراسم دهمین سال فعالیت رستوران هستش. رفیق نیمه راه fair-weather friend […]
4 اصطلاح کاربردی/ In a nutshell
In a nutshell به طور مختصر وکلیدی سخن گفتن Once in a blue moon خیلی معمول نیست/ خیلی کم و ندرتا to keep up (with) رسیدن یا برابر شدن با چیزی یا کسی (معمولا در راه رفتن) to have a whale of a time خوش گذراندن و لذت بردن
4 اصطلاح کاربردی/ I went off the deep end
I went off the deep end از شدت غعصبانیت زد به سرم – از کوره در رفتم Don’t talk behind his back پشت سرش صحبت نکن- غیبت نکن They fight like cat and dog مثل سگ و گربه به جان هم می افتند Keep your eyes open حواستو جمع کن
4 اصطلاح کاربردی/ Keep your emotions in check
As time goes by با گذشت زمان Keep your emotions in check باید احساساتتو کنترل کنم Keep your emotions in check پولش اصلا مهم نیست Teaching is my bread and butter تدریس راه امرار معاش من است
4 اصطلاح کاربردی/ kick up your heals/ Land your self in trouble
kick up your heals کارهایی رو بکن که دوست داری- خوش بگذرون Throw cold water on توی ذوق کسی زدن- دلسرد کردن یک نفر Drive a wedge between us این مسئله داره بین ما جدایی می ندازه- شکاف افتادن در روابط Land your self in trouble خودت را در دردسر می اندازی
4 اصطلاح کاربردی/ Catch the wave
Water under the bridge گذشته ها گذشته- کاری است که شده-دیگه فکرشونکن Catch the wave از فرصت استفاده کردن Tread water درجا زدن I don’t have a leg to stand on هیچ دلیلی ندارم- دستم به جایی بند نیست
ساختار کاربردی «ارزشش را درد»
وقتی می خواهیم بگوییم چیزی ارزشش را دارد یا ارزش امتحان کردن را دارد از ساختار زیر استفاده می کنیم: to be (am/is/are) + worth + (verb + ing) /it This movie is worth watching این فیلم ارزش تماشا کردن رو دارد. That city is not worth visiting اون شهر ارزش رفتن(دیدن) رو نداره. It […]
اصطلاح « فکر کردی کی هستی؟!»
فکر کردی کی هستی؟! ؟!٬Who do you think you are who: چه کسی، کی think: فکر کردن – گمان کردن – تصور کردن اگه طرف دیگه خیلی فکر کرده بود کیه – میتونیم پیاز داغشو یه کم زیاد کنیم، بگیم: ?!Who the hell do you think you are عبارت the hell دقیقا برای زیاد کردن […]
اصطلاحات عامیانه (20)
You don’t say- نه بابا Cross my heart -به جووون خودم I mean it -جدی میگم I don’t buy it- باور نمیکنم No way -اصلا ، ابدا Suit yourself -هر جور راحتی
اصطلاح «هوس کردم»
I feel like + ingفعل هوس کردم .. دوست دارم .. I feel like going for a bike ride هوس كردم برم دوچرخه سواري. I feel like going to the beach هوس كردم برم كنار ساحل. I feel like having a snack هوس كردم يه اسنك بخورم. I feel like talking هوس كردم حرف بزنم. […]





















Thursday, 23 July , 2026