چند اصطلاح/ “My heart skipped a beat” به چه معناست؟ ۰۷ آبان ۱۴۰۵

چند اصطلاح/ “My heart skipped a beat” به چه معناست؟

She has a screw loose یه تختش کمه I jumped out of my skin زهره ترک شدم My heart skipped a beat دلم ریخت I have a bigger fish to fry کارهای مهم تر از اون دارم He walked all over me از من سو استفاده کرد When hell freeze over محاله، ممکن نیست

بایگانی‌های اصطلاحات زبان انگلیسی - صفحه 55 از 117 - الفبای زبان
ضرب المثل یا اصطلاح «نوش دارو بعد از مرگ سهراب» ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۳

ضرب المثل یا اصطلاح «نوش دارو بعد از مرگ سهراب»

close the barn door after the horse has bolted این جمله را اگر تحت الفظی معنی کنیم می شه «درب طویله را بعد از در رفتن اسبها بستن» اما به عنوان اصطلاحی میشه همون ضرب المثل معروف خودمون که میگه «نوش دارو بعد از مرگ سهراب»/ کار بیهوده که دیگه خیلی دیره      

اصطلاح نمکی «بزار اوضاع آروم شه» ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۳

اصطلاح نمکی «بزار اوضاع آروم شه»

Let the dust settle بزار اوضاع آروم شه/ صبر کن گرد و خاکا بخوابه/ شرایط واواضع احوال مساعد شه Once the dust had settled Beck defended his decision هنگامی که اوضاع آروم شد، از تصمیم خود دفاع کرد I think we need to let the dust settle and see what’s going to happen after that […]

اصطلاح «as Clear as mud» به چه منظور است؟ ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۳

اصطلاح «as Clear as mud» به چه منظور است؟

as Clear as mud=Not clear at all= not easy to understand واژه mud یعنی لجن/ تیره. و این اصطلاح به این معنی است که مثل لجن تیره و نامشخص است پس یعنی چیزی که خیلی مشخص نباشه و فهمش سخت باشه/ مبهم/ غیرواضح   He’s a great scientist, but I find his explanation of bacteria […]

اصطلاح دوپهلوی «false friend» ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۳

اصطلاح دوپهلوی «false friend»

false friend منظور از این اصطلاح یعنی چیزی که در تناقض با تصور ماست /مثل رفیقی که در تصور ما رفیق است اما در واقع نیست!/ به عبارت کوتاهتر رفیق ناباب/ دوستان دروغین و سمی/ نارفیق/دوست و دشمن به عنوان مترادف برای این اصطلاح می توان از false flag & Frenemy بهره برد. The man […]

چند اصطلاح کاربردی/ There, there به چه معنیست؟ ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۳

چند اصطلاح کاربردی/ There, there به چه معنیست؟

There, there ناراحت نباش چیزی نیست No biggie عیبنی نداره I’m afraid so اره متاسفانه Call it off کنسلش کن Get off my back ولم کن/ دست از سرم بردار

eyeball به چه معناست؟ ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۳

eyeball به چه معناست؟

eyeball به عنوان اسم (noun) مردمک چشم تخم چشم است. اما بعنوان فعل و اصطلاح (verb) میشه گفت از نزدیک نگاه کردن یا خیره شدن changes inside the eyeball may lead to retinal detachment تغییرات داخل چشم ممکن است منجر به جداشدگی شبکیه شود   I was on the bus when this guy started eyeballing […]

10 عبارت برای گفتن اینکه چیزی آسان یا سخت است ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۳

10 عبارت برای گفتن اینکه چیزی آسان یا سخت است

Ten Phrases for Saying Something is Easy & Difficult  It’s a piece of cake It’s a cinch It’s a breeze Anyone can do it There’s nothing to it It’s hard It’s a bit tricky It’s really tough It’s not a walk in the park It’s very demanding (= it takes a lot of time and […]

اصطلاح «صحیح و سالم» ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۳

اصطلاح «صحیح و سالم»

in one piece=all in one piece صحیحو سالم/ بدون کم و کاست/ بدون صدمه It was a difficult trip, but we all made it home in one piece. All our furniture arrived in one piece سفر سختی بود، اما همه ما صحیح و سالم به خانه برگشتیم. تمام اثاثیه ما صحیح و سالم رسید.   […]

اصطلاح جذاب «cover your tracks» ۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۳

اصطلاح جذاب «cover your tracks»

cover your tracks رد گم کنی/ از بین بردن آثار He’s a smart guy and he knew how to cover his tracks so the police couldn’t connect him to the crime او پسر باهوشی است و می‌دانست چگونه ردپای خود را بپوشاند تا پلیس نتواند او را به جنایت مرتبط کند. Bob didn’t cover his […]

چند اصطلاح انگلیسی بامزه (109) ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۳

چند اصطلاح انگلیسی بامزه (109)

(جل الخالق) Holy moly (تپل مپل) Roly poly (کوتوله موتوله) Humpty Dumpty (کوچولو موچولو) Itsy bitsy (گوگولی مگولی) Goochy goochy goo (هوای دونفره) lovey dovey weather (باشه حتما) Okey dokey (آبکی شلکی) Wishy washy (یهویی، بخوای نخوای) Willy nilly (فس فس نکن) Don’t dilly dally