۳ اصطلاح حرفه ای/ اصطلاح “I’m gonna sit this one out”
I didn’t think that was gonna happen فکر نمی کردم این اتفاق بیفته, فکر نمی کردم این طوری بشه They actually cancelled the whole thing. I didn’t think that was gonna happen. واقعاً کل برنامه رو کنسل کردن فکر نمی کردم این اتفاق بیفته I wasn’t even thinking about that اصلاً به […]
اصطلاح «رییس بازی درآوردن»
To boss sb around برای کسی رییس بازی دراوردن Stop bossing me around I’m not your employee بسه دیگه برام رییس بازی درنیار..من که کارگر تو نیستم. One of my colleagues is used to bossing me around یکی از همکارام عادت داره برام رییس بازی دربیاره.
تفاوت of & from
هر دو این کلمات ” prepositions ” هستند و هر کدام جایگاه گرامری و موارد استفاده خود را خواهند داشت حرف اضافه of در قبل از اسامی و مضاف علیه ها به کار می رود . و در جایی که می خواهیم چیزی را به به چیز دیگر نسبت دهیم . همچنین of پس از […]
2 نکته از because
1- وقتی because در ابتدای جمله بکار میرود، در وسط جمله (بین جمله وارۀ وابسته و مستقل) از ویرگول استفاده میشود مثال: because it was getting late, I went home 2- هیجگاه برای بیان دلیل به جای because از for یا why استفاده نمیگردد. I’m going to go to the office because there is […]
فعل عبارتی Account for
Account for=to give a reason or explanation for something توضیح دادن/ جواب پس دادن/توجیه کردن They had to ACCOUNT FOR all the money that had gone missing آنها باید برای تمام پولی که گم شده بود می باستی پاسخ می دادند ?How do you account for your success موفقیت خود را چگونه توجیه/ارزیابی […]
واژگان مرتبط با پرواز و فرودگاه
aisle =راهروی بین صندلیها در هواپیما baggage claim= محل تحویل چمدان boarding pass =بلیط مخصوص hand luggage= چمدان های قابل حمل flight =پرواز pilot =خلبان Co-pilot= کمک خلبان cockpit =کابین خلبان flight attendant=مهماندار هواپیما life jacket= جلیقه نجات seat belt =کمربند emergency exit= خروج اضطراری
اصطلاح «standing on your own feet»
standing on one’s [own] feet معنی تحت الفظی آن یعنی مثلا بعد از افتادن، بلند بشه کسی/ یا بچه برای اولین بار روی پای خودش بایسته/ یا مثلا بعد از مریضی/ از تخت دیگه پا شه. معنی اصطلاحی هم به مصداق جمله معروف روی پای خودش ایستاد/ مستقل شدن/ از نظر مالی مستقل شدن. He […]
تفاوت I believe you & I believe in you
استفاده از فعل believe بهتنهایی و بدون هیچ حرف اضافهای در جمله، به این معنی است که شما فکر میکنید که یک چیز درست است یا حرف کسی را باور میکنید. I believe you من (حرفاتو) باور میکنم I believe what you said is true I won’t believe a word you say یک کلمه از […]
درباره گرامر tag question ها
question tags گرامر، سؤالات کوتاهی هستند که در پایان جمله می آیند. آن ها در جمله می آیند زمانی که ما میخواهیم.در سؤالات کوتاه (tag question) از دو بخش فعل کمکی و ضمیر فاعلی استفاده می شود. ?Jack is from Spain, isn’t he جک اهل اسپانیاست، مگه نه؟ ?He had his lunch at school, […]
اصطلاح «نمی خوام صداتو بشنوم!»
Talk to the hand به حرفات گوش نمیدم ، واسم مهم نیست چی میگی فکت: یک اصطلاح عبارتی اسلنگ/ در معنای تحت الفظی به معنای« با دست صحبت کن»- یعنی نمیخواهم بشنوم اصلا چی میگی! She was fed up with her husband’s constant complaining over her cooking, so she finally said, “Talk to the […]

















Tuesday, 13 October , 2026