Hang out = وقت گذروندن با کسی I usually hang out with my friends on weekends. من معمولا آخر هفتهها با دوستانم وقت میگذرانم. Fed up = خسته و کلافه بودن I’m fed up with this weather! از این هوا دیگه خسته شدم! Break the ice معنی: شکستن سکوت یا شروع یه گفتوگو تو موقعیتهای […]
Hang out = وقت گذروندن با کسی
I usually hang out with my friends on weekends.
من معمولا آخر هفتهها با دوستانم وقت میگذرانم.
Fed up = خسته و کلافه بودن
I’m fed up with this weather!
از این هوا دیگه خسته شدم!
- Break the ice
معنی: شکستن سکوت یا شروع یه گفتوگو تو موقعیتهای رسمی یا خجالتآور
یعنی یه کاری کنی فضا راحت و صمیمی بشه
When I met my classmates for the first time, I told a joke to break the ice.
https://alefbayezaban.ir/?p=11821

Saturday, 25 July , 2026