کاربردهای Just/ اصطلاح “just because ” یعنی چه؟
Just so you know گفتم بدونی Just so you konw I be late tonight گفتم بدونی که امشب دیر میام Just in case محض اطمینان Take a jacket Just in case محض اطمینان یه ژاکت بردار Just because همینجوری What did you do that? چرا این کار و کردی؟ Just because همینجوری
واژه “Eradicate” به چه معناست؟
Eradicate معنی نابود کردن از بین بردن نقش فعل (Verb) مترادف ها؛ destroy, eliminate, wipe out The fire eradicate the entire forest آتش همه جنگل رو نابود کرد
تفاوت sanction& embargo & boycott
Boycott=people refuse to buy, support and from somthing تحریم مردمی، تحریمی که توسط اکثریت مردم جامعه اتفاق می افتد Sanction=governments impose restrictions تحریم ، محدودیت برای دولتها Some Sanctions were lifted while other remained in place برخی تحریم ها برداشته شد ولی بقیه به قوت خود باقی است Embargo= governments stop trade تحریمی که […]
2 لغت جذاب/ letdown & underwhelming
Letdown ضدحال، تو ذوق زن، حالگیری The movie was a huge letdown فیلم خیلی ضدحال بدی بود Underwhelming چیزی که فکر می کنی خوبه ولی غافلگیری می کنه، چیزی که انتظار داشتی خوب باشه ولی پایین تر از انتظارت بوده The movie was underwhelming, I expected it to be amazing فیلم پایین تر […]
4 اصطلاح جذاب/ “?What’s your 20” به چه معناست؟
What’s your 20? کجایی، لوکیشن کجاست؟ No buts, no cuts, no coconuts هیچ بهانه ای پذیرفته نیست، بهانه نیار What’s your poison? چی (نوشیدنی) می خوای؟ Wake up and smell the coffee با واقعیت روبه رو شدن
۲ اصطلاح/” قدمت به روی چشم” به انگلیسی
You are more than welcome قدمت سر چشم Be booking=an engagement for the performance of a musician or other entertainer. چیزی را برای آینده آماده کردن، رزرو کردن،
۳ لغت/ Enthusiastic به چه معناست؟
Enthusiastic معنی: مشتاق، پرشور مثال: She was enthusiastic about learning new skills. او برای یادگیری مهارتهای جدید مشتاق بود. Motivated معنی: باانگیزه مثال: The students are highly motivated to succeed. دانشآموزان انگیزه بالایی برای موفقیت دارند. After a while معنی: بعد از مدتی مثال: After a while, he started to enjoy the class. بعد از […]
3 لغت/ Gist & context به چه مفهوم است؟
Foreign / معنی: خارجی، بیگانه مثال: She loves learning foreign languages. او عاشق یادگیری زبانهای خارجی است. Gist معنی: مفهوم کلی، جوهره مثال: I didn’t understand every word, but I got the gist of the story. من هر کلمه را متوجه نشدم، اما مفهوم کلی داستان را فهمیدم. Context معنی: زمینه، متن پیرامون مثال: You […]
۳ عبارت کاربردی/ Accurately به چه معناست؟
Accurately معنی: بهطور دقیق مثال: She can accurately describe what happened. او میتواند آنچه را که اتفاق افتاده بهطور دقیق توصیف کند. Be aware of sth معنی: آگاه بودن از چیزی مثال: You should be aware of the risks. باید از خطرات آگاه باشی. Express sth معنی: بیان کردن چیزی مثال: He expressed his opinion […]
ساختاری برای بیان خواسته یا توصیه
وقتی میخوایم دربارهی خواسته، توصیه، الزام یا شرایط غیرواقعی حرف بزنیم، از Subjunctive استفاده میکنیم. ساختار: Subject + (suggest/insist/recommend/essential/important) + that + Subject + base verb مثالها: They suggested that he leave early. پیشنهاد دادن که او زودتر بره. It is essential that everyone be on time. ضروریه همه سر وقت باشن. فعل بعد از […]














Monday, 3 August , 2026