عبارتی برای ” اهل فلان چیز نیستم”
I am not into drama اهل حاشیه نیستم I am not into coffee اهل قهوه نیستم I am not into cinema اهل سینما نیستم
چند اصطلاح/ چاپلوسی نکن به انگلیسی
My hair stood on end. مو به تنم سیخ شد I am all eyes. من چهار چشمی مراقبم If I get my hands on him. اگه دستم بهش برسه Don’t brown-nose چاپلوسی نکن I’m tied up. دستم بنده / سرم شلوغه It’s none of your business. به تو هیچ ربطی نداره
اصطلاحی برای ” جا زدن/ عقب نشینی کردن!!”
Chicken out جا زدن از تصمیم، عقب نشینی کردن از سر ترس یا هر چیزی! Syn=back down, back off, He was going to ask for a raise, but he chickened out at the last minute. او می خواست درخواست افزایش حقوق دهد اما آخرین لحظه جا زد
عبارت “To Enhance”
“To Enhance“ معنی: بهبود بخشیدن، تقویت کردن (کمک به بهتر یا مؤثرتر شدن چیزی) مترادف: improve, boost مثال: 1.Using visuals enhances the learning experience. استفاده از تصاویر، تجربه یادگیری را تقویت میکند. 2.This cream claims to enhance skin quality. این کرم ادعا میکند کیفیت پوست را بهبود میبخشد. نکته: معمولاً برای تغییرات مثبت و حرفهای […]
4 اصطلاح جذاب/ “?What’s your 20” به چه معناست؟
What’s your 20? کجایی، لوکیشن کجاست؟ No buts, no cuts, no coconuts هیچ بهانه ای پذیرفته نیست، بهانه نیار What’s your poison? چی (نوشیدنی) می خوای؟ Wake up and smell the coffee با واقعیت روبه رو شدن
۳ لغت/ Enthusiastic به چه معناست؟
Enthusiastic معنی: مشتاق، پرشور مثال: She was enthusiastic about learning new skills. او برای یادگیری مهارتهای جدید مشتاق بود. Motivated معنی: باانگیزه مثال: The students are highly motivated to succeed. دانشآموزان انگیزه بالایی برای موفقیت دارند. After a while معنی: بعد از مدتی مثال: After a while, he started to enjoy the class. بعد از […]
۳ عبارت کاربردی/ fed up & hang out به چه معناست؟
Hang out = وقت گذروندن با کسی I usually hang out with my friends on weekends. من معمولا آخر هفتهها با دوستانم وقت میگذرانم. Fed up = خسته و کلافه بودن I’m fed up with this weather! از این هوا دیگه خسته شدم! Break the ice معنی: شکستن سکوت یا شروع یه گفتوگو تو موقعیتهای […]
اصطلاح “Jump on the bandwagon ” به چه معناست؟
Jump on the bandwagon Meaning: To join or support something because it has become popular. از روی مُد یا محبوبیت دنبالهرو چیزی شدن مثال: Everyone is jumping on the bandwagon of AI tools these days. این روزها همه دارند از روی مُد به موج ابزارهای هوش مصنوعی میپیوندند. این اصطلاح زمانی استفاده میشود که افراد […]
2 اصطلاح کاربردی/ “off the charts” به چه معناست؟
off the charts سطح بالا، دست نیافتنی If something is off the charts, then it is at a very high level Just what the doctor ordered همونی که می خواستم دقیقا (نیاز داشتم و لازمم بود) This idiom is used to express something that is exactly wanted or needed.
اصطلاح «being hampered by something»
استفاده از این ساختار در مقاله نویسی و Writing امتیاز شما را بسیار بالا می برد. being hampered by something بوسیله چیزی مختل شدن یا با مانع مواجه شدن being hampered by bad weather تحت تاثیر آب و هوای بد قرار گرفته است





Thursday, 13 August , 2026