بایگانی‌های اصطلاح روزانه - الفبای زبان
اصطلاح (2)  با go with ۰۷ شهریور ۱۴۰۵

اصطلاح (2) با go with

Go with = Be served with / Pair well with همراه چیزی سرو شدن / در کنار چیزی ارائه شدن What goes with the steak? استیک با چی سرو میشه؟ Does rice go with this curry? برنج با این کاری سرو میشه؟  

اصطلاح “come up with” ۰۴ شهریور ۱۴۰۵

اصطلاح “come up with”

Come up with چیزی به ذهن خطور کردن، نوآوری و ابداع کردن   She came up with a creative solution to the problem او یک راه خلاقانه برای مشکل پیدا کرد  

۳ اصطلاح / اصطلاح “I was out of it” یعنی چی؟ ۰۱ شهریور ۱۴۰۵

۳ اصطلاح / اصطلاح “I was out of it” یعنی چی؟

I was out of it حواسم نبود Read the room شرایط رو درک کنید  Out of the blue یهویی  

اصطلاح “Take something with a grain of salt: ۱۹ مرداد ۱۴۰۵

اصطلاح “Take something with a grain of salt:

Take something with a grain of salt Meaning: to not completely believe something / to view it with skepticism معنی: با دیده تردید نگاه کردن / صددرصد قبول نکردن مثال: These findings should be taken with a grain of salt due to the small sample size. به دلیل حجم نمونه کم، این یافته‌ها باید با […]

چند اصطلاح/ چاپلوسی نکن به انگلیسی ۱۷ مرداد ۱۴۰۵

چند اصطلاح/ چاپلوسی نکن به انگلیسی

My hair stood on end. مو به تنم سیخ شد I am all eyes. من چهار چشمی مراقبم If I get my hands on him. اگه دستم بهش برسه Don’t brown-nose چاپلوسی نکن I’m tied up. دستم بنده / سرم شلوغه It’s none of your business. به تو هیچ ربطی نداره

۳ عبارت کاربردی/ fed up & hang out به چه معناست؟ ۰۳ مرداد ۱۴۰۵

۳ عبارت کاربردی/ fed up & hang out به چه معناست؟

Hang out = وقت گذروندن با کسی I usually hang out with my friends on weekends. من معمولا آخر هفته‌ها با دوستانم وقت می‌گذرانم. Fed up = خسته و کلافه بودن I’m fed up with this weather! از این هوا دیگه خسته شدم! Break the ice معنی: شکستن سکوت یا شروع یه گفت‌وگو تو موقعیت‌های […]

اصطلاح “Lose the plot” به چه مفهوم است؟ ۳۱ تیر ۱۴۰۵

اصطلاح “Lose the plot” به چه مفهوم است؟

Lose the plot ▪️معنی: گیج شدن، کنترل اوضاع از دست رفتن (معادل عامیانه فارسی: «قافیه رو باخت»، «کلاً حواسش پرت شد») مثال: After studying all night, I was so tired that I completely lost the plot during the exam.  بعد از اینکه تا شب درس خوندم، انقدر خسته بودم که سر امتحان کامل قافیه رو […]

اصطلاح “Throw someone under the bus” ۳۰ تیر ۱۴۰۵

اصطلاح “Throw someone under the bus”

Throw someone under the bus Meaning: to sacrifice someone else to protect yourself  معنی: یکی رو قربانیِ خودت کردن / انداختن تقصیر گردنِ یکی دیگه مثال: He threw his teammate under the bus to avoid trouble. برای اینکه خودش به دردسر نیفته، تقصیر رو انداخت گردن هم‌تیمیش.

اصطلاح ” Jump the gun” به چه مفهوم است؟ ۲۹ تیر ۱۴۰۵

اصطلاح ” Jump the gun” به چه مفهوم است؟

Jump the gun عجله کردن / زودتر از موقع دست به کار شدن He jumped the gun and announced the news before it was confirmed. اون عجله کرد و خبر رو قبل از قطعی شدن اعلام کرد.

اصطلاح ” Get your ducks in a row” به چه معناست؟ ۲۷ تیر ۱۴۰۵

اصطلاح ” Get your ducks in a row” به چه معناست؟

 Get your ducks in a row Meaning: To organize things and prepare properly before doing something.  معنی: همه‌چیز را مرتب و آماده کردن / کارها را سر و سامان دادن مثال: Before starting your business, you should get your ducks in a row.  قبل از راه‌اندازی کسب‌وکارت، باید همه‌چیز را مرتب و آماده کنی.