Run into به مشکلی برخوردن، اتفاقی کسی را دیدن، برخورد تصادفی I ran into my friend yesterday من دیروز اتفاقی دوستمو دیدم I ran into a problem به یک مشکلی برخوردم

Run into

به مشکلی برخوردن، اتفاقی کسی را دیدن، برخورد تصادفی

I ran into my friend yesterday

من دیروز اتفاقی دوستمو دیدم

I ran into a problem

به یک مشکلی برخوردم