بایگانی‌های یادگیری زبان انگلیسی - الفبای زبان
فعل “Run into” ۱۳ آبان ۱۴۰۵

فعل “Run into”

Run into به مشکلی برخوردن، اتفاقی کسی را دیدن، برخورد تصادفی I ran into my friend yesterday من دیروز اتفاقی دوستمو دیدم I ran into a problem به یک مشکلی برخوردم

چند اصطلاح مهم/ I beg to differ & To be in limbo ۱۳ آبان ۱۴۰۵

چند اصطلاح مهم/ I beg to differ & To be in limbo

I beg to differ مخالفم[ رسمی و مودبانه] I’ll say موافقم Say when هر وقت اوکی بودی بگو I’m behind the wheel پشت فرمون هستم To be in limbo بلاتکلیف بودن، These days, most people are in limbo این روزها اکثر مردم بلاتکلیف هستند Unsolicited advice نصیحت ناخواسته So as a rule به عنوان یک […]

چند جمله کاربردی در مکالمات در مورد گوشی تلفن ۰۵ آبان ۱۴۰۵

چند جمله کاربردی در مکالمات در مورد گوشی تلفن

 My phone has frozen گوشیم هنگ کرده    My phone is running low on battery شارژ گوشیم داره تموم میشه    The internet keeps cutting out اینترنت هی قطع میشه   Is my voice cutting in and out? صدام قطع و وصل میشه؟   I accidentally tapped on something اشتباهی روی یه چیزی زدم   […]

افعال Get along with &  Get along ۰۴ آبان ۱۴۰۵

افعال Get along with &  Get along

Get along with To associate or work well with; to succeed or manage in doing  سازگاری داشتن با، ساختن با 2- سر کردن با، موفق بودن، ساختن با  Terry isn’t getting along with her new roommate; they argue constantly تری با هم اتاقی جدیدش نمی‌سازه، اونا همیشه با هم دعوا دارن.  ?How are you getting […]

یک نکته مهم درباره “Wonder” ۰۳ آبان ۱۴۰۵

یک نکته مهم درباره “Wonder”

I wonder این عبارت دو معنی دارد، یک معنی که اکثرا آن را می دانیم به معنای تعجب کردن It’s a wonder she got into Oxford   برام عجیبه که اون آکسفورد پذیرفته شده اما اگر بعد از wonder هر اسمی که wh دارد بیاید مثل when, where, what,how,why این عبارت به معنای “نمی دانم […]

چند اصطلاح/ اصطلاح “Pass the buck” به چه معناست؟ ۰۳ آبان ۱۴۰۵

چند اصطلاح/ اصطلاح “Pass the buck” به چه معناست؟

Cool, calm and collected. خونسرد و مسلط به خود بودن Cut a long story short. برو سر اصل مطلب Pass the buck. از مسئولیت شانه خالی کردن By hook or by crook. به هر قیمتی هرجور شده At loggerheads. سر جنگ داشتن شاخ به شاخ شدن

2 اصطلاح/  For the time being & For sure ۰۲ آبان ۱۴۰۵

2 اصطلاح/ For the time being & For sure

For the time being = For now  Temporarily موقتا، فعلا، عجالتا  For the time being, Janet is working as a waitress, but she really hopes to become an actress soon. جانت فعلا یک گارسون است، اما واقعا امیدوار است که روزی یک هنرپیشه شود.  We’re living in an apartment for now, but soon we’ll be […]

۴ اصطلاح/ اصطلاح I’m imploring you به چه معناست؟ ۲۸ مهر ۱۴۰۵

۴ اصطلاح/ اصطلاح I’m imploring you به چه معناست؟

Don’t get lippy with me جواب منو با گستاخی نده   I urge you اکیداً ازت میخوام، مصرانه ازت درخواست میکنم   I’m imploring you عاجزانه ازت خواهش میکنم   I’m pleading with you بهت التماس میکنم

اصطلاح «با دیوار که حرف نمیزنم!» ۱۴ مهر ۱۴۰۵

اصطلاح «با دیوار که حرف نمیزنم!»

?Am I talking to a brick wall با دیوار که حرف نمیزنم! ?Are you going my way مسیرت به مسیر من میخوره؟ ?Are you looking for trouble دنبال شر میگردی؟

کاربرد No matter در جملات انگلیسی ۱۳ مهر ۱۴۰۵

کاربرد No matter در جملات انگلیسی

نویسنده:مهدی کلاته عربی/ No matter what فرقی نمیکنه که چی No matter what he buys¸ his wife won’t like it فرقی نمیکنه چی بخره.همسرش ازش خوشش نمیاد No matter who فرقی نمیکنه که چه کسی He fires any body who won’t listen to him. no matter who فرقی نمیکنه،هرکی بهش گوش نده رو اخراج میکنه […]