بایگانی‌های english-idioms - الفبای زبان
عباراتی درباره مو /ponytail ۲۱ مهر ۱۴۰۵

عباراتی درباره مو /ponytail

 ponytail دم اسبی a center parting فرق وسط a side parting فرق کنار spiky موی سیخ سیخی shaved تراشیده dyed hair موی رنگ شده anti-dandruff ضد شوره conditioner نرم کننده implants کاشت ( مو) greasy hair موی چرب wig کلاه گیس dandruff شوره

اصطلاح !It’s gonna be ok ۲۱ مهر ۱۴۰۵

اصطلاح !It’s gonna be ok

!It’s gonna be ok همه چی درست میشه I know you’re worried, but everything‘s going to be OK I promise میدونم که نگرانی ، اما همه چی درست میشه قول میدم

pack heat & memo ۲۱ مهر ۱۴۰۵

pack heat & memo

  pack heat=to carry a gun اصلحه حمل کردن و آماده بودن برای استفاده از آن It’s American gangster slang ظاهرا از اوایل دهه سی اسلحه را «هیتر» می‌نامیدند، بنابراین حمل آن به معنای «بسته‌بندی گرما» بود ?Can you believe that some of these kids come to school packing heat? Where do they get the […]

اصطلاح «با دیوار که حرف نمیزنم!» ۱۴ مهر ۱۴۰۵

اصطلاح «با دیوار که حرف نمیزنم!»

?Am I talking to a brick wall با دیوار که حرف نمیزنم! ?Are you going my way مسیرت به مسیر من میخوره؟ ?Are you looking for trouble دنبال شر میگردی؟

کاربرد No matter در جملات انگلیسی ۱۳ مهر ۱۴۰۵

کاربرد No matter در جملات انگلیسی

نویسنده:مهدی کلاته عربی/ No matter what فرقی نمیکنه که چی No matter what he buys¸ his wife won’t like it فرقی نمیکنه چی بخره.همسرش ازش خوشش نمیاد No matter who فرقی نمیکنه که چه کسی He fires any body who won’t listen to him. no matter who فرقی نمیکنه،هرکی بهش گوش نده رو اخراج میکنه […]

۳ اصطلاح حرفه ای/ اصطلاح “I’m gonna sit this one out” ۱۲ مهر ۱۴۰۵

۳ اصطلاح حرفه ای/ اصطلاح “I’m gonna sit this one out”

I didn’t think that was gonna happen فکر نمی کردم این اتفاق بیفته, فکر نمی کردم این طوری بشه   They actually cancelled the whole thing. I didn’t think that was gonna happen.   واقعاً کل برنامه رو کنسل کردن فکر نمی کردم این اتفاق بیفته   I wasn’t even thinking about that اصلاً به […]

اصطلاح «رییس بازی درآوردن» ۱۲ مهر ۱۴۰۵

اصطلاح «رییس بازی درآوردن»

To boss sb around برای کسی رییس بازی دراوردن Stop bossing me around I’m not your employee بسه دیگه برام رییس بازی درنیار..من که کارگر تو نیستم. One of my colleagues is used to bossing me around یکی از همکارام عادت داره برام رییس بازی دربیاره.

2 نکته از because ۱۲ مهر ۱۴۰۵

2 نکته از because

  1- وقتی because در ابتدای جمله بکار می‌رود، در وسط جمله (بین جمله وارۀ وابسته و مستقل) از ویرگول استفاده می‌شود مثال: because it was getting late, I went home 2- هیجگاه برای بیان دلیل به جای because از for یا why استفاده نمی‌گردد. I’m going to go to the office because there is […]

واژگان مرتبط با پرواز و فرودگاه ۱۱ مهر ۱۴۰۵

واژگان مرتبط با پرواز و فرودگاه

aisle =راهروی بین صندلیها در هواپیما baggage claim= محل تحویل چمدان boarding pass =بلیط مخصوص hand luggage= چمدان های قابل حمل flight =پرواز pilot =خلبان Co-pilot= کمک خلبان cockpit =کابین خلبان flight attendant=مهماندار هواپیما life jacket= جلیقه نجات seat belt =کمربند emergency exit= خروج اضطراری

تفاوت I believe you & I believe in you ۰۸ مهر ۱۴۰۵

تفاوت I believe you & I believe in you

استفاده از فعل believe به‌تنهایی و بدون هیچ حرف اضافه‌ای در جمله، به این معنی است که شما فکر می‌کنید که یک چیز درست است یا حرف کسی را باور می‌کنید. I believe you من (حرفاتو) باور می‌کنم I believe what you said is true I won’t believe a word you say یک کلمه از […]