بایگانی‌های عبارات زبان انگلیسی - الفبای زبان
اصطلاح “Take sth with a pinch of salt” ۱۲ آبان ۱۴۰۵

اصطلاح “Take sth with a pinch of salt”

Take sth with a pinch of salt با احتیاط با چیزی برخورد کردن، شک داشتن نسبت به چیزی، چشم تردید داشتن، باور نداشتن به چیزی    I take all that fame with a pinch of salt من به همه آن شهرت شک دارم، چشم تردید دارم  I know they say I am a celebrity, but I […]

چند صفت درباره مکان / Spacious & Picturesque ۱۱ آبان ۱۴۰۵

چند صفت درباره مکان / Spacious & Picturesque

جادار و وسیع   Spacious   دنج و راحت   Cozy   بسیار تمیز و بی لکه   Spotless   زیبا و چشم نواز   Picturesque   آرام و بی سرو صدا   Tranquil   مناسب و در دسترس   Convenient   خوب نگهداری شده، تر و تمیز   Well-maintained   زنده و حیات بخش […]

چند اصطلاح جالب/ “You keep moving the goalposts” ۱۱ آبان ۱۴۰۵

چند اصطلاح جالب/ “You keep moving the goalposts”

I went the extra mile سنگ تمام گذاشتم I go/went all out همه تلاشمو کردم، صدمو گذاشتم going all out to win همه تلاشمو بکن برای بردن I pulled out all the stops از هیچ تلاشی دریغ نکردم You keep moving the goalposts همش بهانه میاری Don’t back out now الان دیگه زیرش نزن You […]

اصطلاح “might as well” به چه معناست؟ ۱۱ آبان ۱۴۰۵

اصطلاح “might as well” به چه معناست؟

Might as well همون بهتر که… We Might as well break up همون بهتر که بهم زدیم We might as well cancel date همون بهتر که قراره کنسل کردیم Rents are so high, You might as well buy a house. اجاره ها خیلی بالا رفته، بهتره خانه بخری.  

چند اصطلاح/ “Smart cookie” به چه معناست؟ ۰۷ آبان ۱۴۰۵

چند اصطلاح/ “Smart cookie” به چه معناست؟

Early bird   آدم سحرخیز   Chatterbox آدم پر حرف   Smart cookie   آدم باهوش و زرنگ   Once in a blue moon   خیلی به ندرت   Get cold feet   در لحظه آخر ترسیدن یا دودل شدن   Call it a day   کار را برای امروز تمام کردن   Bite the […]

جملات کاربردی در موقعیتهای متقاوت/ I took a wrong turn ۰۶ آبان ۱۴۰۵

جملات کاربردی در موقعیتهای متقاوت/ I took a wrong turn

I tripped over something پام به چیزی گیر کرد    I almost fell نزدیک بود زمین بخورم    My foot has gone numb پام خواب رفته   My shoes are rubbing against my feet کفشم پامو میزنه   There’s something in my shoe یه چیزی توی کفشم رفته    The line isn’t moving at all […]

تفاوت Talk To & Talk With ۰۶ آبان ۱۴۰۵

تفاوت Talk To & Talk With

وقتی می گوییم talk to یعنی یک گفتگوی معمولا یک طرفه که یک نفر بیشتر صحبت می کند و طرف دیگر گوش می دهد. اما در talk with یعنی هر دو طرف یک مکالمه یا یک گفتگوی فعال دارند. I hate the time, when someone talks to me and I have no choice but to […]

چند جمله کاربردی/ My hair is tangled به چه معناست؟ ۰۵ آبان ۱۴۰۵

چند جمله کاربردی/ My hair is tangled به چه معناست؟

My shoelace came undone بند کفشم باز شده    My zipper is undone زیپم بازه  My sleeve has ridden up آستینم رفته بالا    I have something stuck in my teeth یه چیزی لای دندونمه    My hair is stuck to my lips موهام به لبم چسبیده    My clothes got caught on something لباسم […]

چند جمله کاربردی در موقعیت های مختلف/ The faucet is dripping به چه معناست؟ ۰۵ آبان ۱۴۰۵

چند جمله کاربردی در موقعیت های مختلف/ The faucet is dripping به چه معناست؟

The water is about to boil over آب داره سر میره   The faucet is dripping شیر آب چکه میکنه   The door is stuck در گیر کرده   The drawer won’t open کشو باز نمیشه    The light bulb has burned out لامپ سوخته   My charger keeps disconnecting شارژرم هی قطع و وصل […]

افعال Get along with &  Get along ۰۴ آبان ۱۴۰۵

افعال Get along with &  Get along

Get along with To associate or work well with; to succeed or manage in doing  سازگاری داشتن با، ساختن با 2- سر کردن با، موفق بودن، ساختن با  Terry isn’t getting along with her new roommate; they argue constantly تری با هم اتاقی جدیدش نمی‌سازه، اونا همیشه با هم دعوا دارن.  ?How are you getting […]