واژه besides  دو معنی متفاوتی دارد Besides=apart from به جز Besides=what’s more به علاوه اینکه   Besides English, she speaks French and German.   علاوه بر انگلیسی او فرانسوی و آلمانی هم صحبت میکند.   Besides Tom, nobody knew about the plan.   به جز تام هیچ کس از نقشه خبر نداشت.   What do […]

واژه besides  دو معنی متفاوتی دارد

  • Besides=apart from به جز
  • Besides=what’s more به علاوه اینکه

 

Besides English, she speaks French and German.

 

علاوه بر انگلیسی او فرانسوی و آلمانی هم صحبت میکند.

 

Besides Tom, nobody knew about the plan.

 

به جز تام هیچ کس از نقشه خبر نداشت.

 

What do you do besides teaching?

 

علاوه بر تدریس چه کار دیگری انجام میدهی؟

 

I don’t want to go. Besides, it’s too late.

 

نمیخواهم بروم تازه / ضمن اینکه خیلی هم دیر شده.

 

واژه beside به معنی کنار، نزدیک معنی می شود

  • Beside=next to کنار من، نزدیک من

 

She sat beside me.

 

او کنار من نشست.

 

There’s a small table beside the bed.

 

یک میز کوچک کنار تخت هست.

 

He stood beside his father.

 

او کنار پدرش ایستاد.

 

My school is beside the library.

 

مدرسه ام کنار کتابخانه است.