فعل Go در نقش های متفاوت
go + to + “مکان” I go to Yazd میرم به یزد go + ….ing I go shopping میرم خرید go + “صفت” go crazy دیوانه شدن go اینجا نقش “رفتن” نداره، نقشش “شدن” است go + on + “تفریح” I go on a trip میرم به سفر
جملات کوتاه انگلیسی همراه ترجمه (119)
When you are going through difficulty and wonder where god is, remember that the teacher is always quiet during the test وقتی دارى روزهاى سختی رو ميگذرونى و متعجبی كه پس خدا كجاست، يادت باشه استاد هميشه موقع امتحان سكوت ميكنه If your heart holds a place for me, then say so Say if […]
درباره دو عبارت despite و in spite of
دو عبارت despite و in spite of حرف اضافه (preposition) هستند؛ بنابراین پس از آنها از کلاز مستقل استفاده نمیشود، بلکه یک گروه اسمی (noun phrase) یا فعلی که ing گرفته استفاده میشود. وقتی لازم باشد از یک کلاز مستقل (independent clause) استفاده کنیم، باید Although/Even though/Though ( که نقش حرف ربط یا همان conjunction […]
قالب کاربردی «اگر جای تو بودم»
اگر جای تو بودم If I were you, I would If I were you, I would hurry اگر جای تو بودم، عجله میکردم. If I were you, I would think about it اگر جای تو بودم، درموردش فکر میکردم. If I were you, I wouldn’t do that اگر جای تو بودم، اون کار رو نمیکردم.
درباره گرامر All و Every
ALL و Every هم معنا هستند، ولی all با صورت جمع اسم به کار می رود: All towns have a post office ولی every با صورت مفرد اسم: Every town has a post office هر دو جمله بالا را می توان چنین ترجمه کرد: همه شهرها یک پستخانه دارند. همچنین در جملات منفی not all […]
یک مکالمه کوتاه درباره آدرس
خانه ات کجاست؟ ?Where is your house خانه من در خیابان الم است. My house is on Elm Street ممکن است لطفاً آدرس دقیقت را به من بدهی؟ ?Could you please give me the exact address خانه من مقابل بانک است. My house is across from the bank ببخشید، ممکنه لطفاً به من بگویید […]
درباره افعال inhabit & occupy
inhabit زندگی کردن در یک مکان یا منطقه برای مدت طولانی یا بطور همیشگی این فعل معمولاً بصورت مجهول بکار میرود. The island is mainly inhabited by sheep در آن جزیره عمدتاً گوسفندها زندگی میکنند. The remoter mountain regions are still inhabited by indigenous tribes occupy زندگی کردن در یک اتاق، خانه یا ساختمان (برای […]
درباره Everyone vs Every on
Everyone = all the people, everybody (one word, only for people) همهی مردم، همه (فقط برای انسان استفاده میشود) Hurry up! Everyone is waiting for you عجله کن! همه منتظر تو هستند. Everyone enjoyed the party. (= Everybody … ) همه از مهمانی لذت بردند. Every one = each single one (of a group […]
پارسال دوست، امسال آشنا+ چند اصطلاح دیگر
Long time no see پارسال دوست، امسال آشنا This name rings a bell این اسم برام آشناست He is my distant acquaintance از آشناهای دور من است. I made his acquaintance at a party من در یک مهمانی با او آشنا شدم. I have a nodding acquaintance with him در حد سلام علیک با او […]
اصطلاح You remind me of
زمانی که می خواهیم بگوییم تو منو یاد فلان چیز می ندازی از این عبارت ترکیبی استفاده می کنیم: …You remind me of مثال: You remind me of my past تو منو یاد گذشته خودم میندازی. You remind me of my late mother تو منو یاد مادر مرحومم میندازی. You remind me of my […]





Tuesday, 25 August , 2026