گرامر Ago & Before
Ago vs Before وقتی از یک زمان مشخص قبل از چیز دیگری صحبت میکنیم، before بکار میرود. اما ago همراه با یک عبارت زمانی “time expression” و فعل گذشته بکار میرود. بنابراین جملهی زیر غلط است: The train left at exactly 3 o’clock. Just five minutes ago I had been stuck in a traffic jam […]
4 اصطلاح کاربردی/ Upset the apple cart
Upset the apple cart خراب کاري کردن،گند زدن به کاري Jump down someone’s throat به کسي پريدن،پاچه کسي را گرفتن Flow with the tide با ديگران راه آمدن،با ديگران کنار آمدن Iron things out گره از مشکلي باز کردن
فعل ترکیبی run across
فعل ترکیبی run across دو معنی دارد؛ معنی اول این فعل ترکیبی ‘کسی را به صورت تصادفی دیدن’ است. به یک مثال توجه کنید: I ran across two of my old friends when I went back to my hometown وقتی که به زادگاهم برگشتم دو نفر از دوستان قدیمیم رو به صورت تصادفی دیدم. […]
عبارت و اصطلاح برای تقویت مهارت Speaking
“Make yourself at home.” یعنی “راحت باش، مثل خونهی خودت.” مثال: A: Thanks for having me over B: No problem! Make yourself at home الف: مرسی که دعوتم کردی. ب: قابلی نداره! راحت باش، مثل خونهی خودت. “It’s up to you.” یعنی “بستگی به خودت داره” یا “تصمیم با خودته.” مثال: ?A: Should we […]
چند فعل با فعل Take / فعل «take against» به چه معناست؟
take aback شوکه شدن take after شبیه بودن به کسی (از لحاظ اخلاق و رفتار) take against موضع گرفتن علیه کسی take apart جدا کردن take away چیزی و از کسی گرفتن take back پس گرفتن (حرف یا ادعا) take care of مراقبت کردن take for پنداشتن ، تصور کردن
نکته تلفظی مهم/ کلمه ای به mb ختم شود
هر موقع کلمه ای به mb ختم شود، حرف b تلفظ نمی شود. مثال ها؛ 1. Bomb – بمب 2. Thumb – شست دست 3. Numb – بیحس، کرخت 4. Dumb – لال، بیصدا؛ (غیررسمی: احمق) 5. Plumb – لوله کشی کردن 6. Tomb – آرامگاه، قبر بزرگ 7. Womb – (رحم (عضوی در […]
لغات کاربردی در ریاضیات مهندسی و متون زبان اصلی
دایره : Circle کره : Sphere مکعب : Cube مثلث : Triangle مربع : Square مستطیل : Rectangle گویا : Rational تابع: Function صحیح: Integer هم ارزی : Equivalent کران : Bound زیر مجموعه : Subset اصم : Irrational عدد حقیقی : Real number افراز : Partition ضرب در : Multiply by منها کردن: […]
4 اصطلاح کاربردی/ «Rest assured» به چه معناست؟
It’s confidential : محرمانه ست Rest assured : خیالت راحت My lips are sealed : دهنم قرصه What a relief : خیالم راحت شد
انواع تشکر در موقعیت های مختلف
Thanks a lot – خیلی ممنون Many thanks – سپاس فراوان Much appreciated – واقعاً قدردانم I owe you one – بهت مدیونم (غیررسمی) I’m grateful – ممنونم / قدردانم I appreciate it – ممنونم / قدر لطفت رو میدونم Cheers – مرسی (خیلی خودمونی و غیررسمی) Thanks a ton – یه دنیا ممنون (غیررسمی) […]
5 اصطلاح بسیار کاربردی در حرف زدن روزمره
I goofed سوتی دادم No bars here اینجا آنتن نمیده I’m bored to death حوصلم حسابی سر رفته I’m tied up دستم بنده My foot’s gone to sleep پام خواب رفته







Tuesday, 28 July , 2026