۲ اصطلاح کاربردی/”قلبم وایساد!” به انگلیسی
My heart skipped a beat قلبم وایساد! مُردم یک لحظه! از ترس مُردم! معنی دیگر؛ غش کرد از خوشی، از عشق قلبم تند تند می زند My heart skipped a beat when I heard the sudden noise in the dark. قلبم می خواست بایستد وقتی ناگهانی در تاریکی یک صدایی شنیدم Every time he smiles […]
اصطلاح “Fair enough” به چه معناست؟
Fair enough منطقي حق داری قابل قبوله. حرفت رو میفهمم نکته مهم اینه که Fair enough لزوماً به این معنی نیست که کاملاً با طرف مقابل موافقی فقط یعنی دلیلش رو منطقی میدونی و بحث رو ادامه نمیدی چه زمانی ازش استفاده میکنیم؟ وقتی دلیل یا توضيح طرف مقابل برات قانع کننده است. وقتی میخوای […]
3 اصطلاح کاربردی برای دوست داران قهوه
Coffee perks me up قهوه سر حالم می کنه I’m crazy about coffee من عاشق قهوه ام، یا هوس قهوه کردم I have a soft spot of coffee علاقه خاصی به قهوه دارم
2 اصطلاح کاربردی/ “off the charts” به چه معناست؟
off the charts سطح بالا، دست نیافتنی If something is off the charts, then it is at a very high level Just what the doctor ordered همونی که می خواستم دقیقا (نیاز داشتم و لازمم بود) This idiom is used to express something that is exactly wanted or needed.
اصطلاح “Hit the hay” به چه معناست؟
Hit the hay به معنای “رفتن به خواب” یا “خوابیدن” است. این اصطلاح عمدتاً در محیطهای غیررسمی برای اعلام آمادگی برای خوابیدن به کار میرود. مثال: ” .Friend 1: ” It’s getting late; we should probably hit the hay ” !Friend 2: ” Yeah, I have an early meeting tomorrow. Goodnight در این مثال، دوست […]
۳ اصلاح مفید و کاربردی/”I know my onions” به چه معناست؟
I know my onions من کار خودمو بلدم No ifs, no buts اما و اگر نداریم Get out of hand از دست رفته، غیرقابل کنترل
اصلاح “Bite the bullet” به چه معناست؟
Bite the bullet به معنای “مواجهه با مشکل با شجاعت و بدون تردید” است . مثال: ” .Employee: ” I have to talk to the boss about my performance issues. It’s not going to be easy ” .Friend: ” I know it’s tough, but you need to bite the bullet and address it. It’s the […]
“Hardly ever” به چه معناست؟
Hardly ever Used to say that something happens very rarely. به ندرت / تقریباً هیچوقت She hardly ever watches TV. او به ندرت تلویزیون تماشا میکند. ساختار: Subject + hardly ever + verb نکته مهم: Hardly ever خودش معنای منفی دارد، بنابراین نباید با فعل منفی استفاده شود.
“A shady character” به چه معناست؟
A shady character آدم ناجور، مرموز They know some very shady characters. اونا چند تا آدم ناباب میشناسن. The security guard caught a shady character hanging around the back entrance to the warehouse. نگهبانا یه شخص مرموزی که دور و بر در ورودی پشتی انبار میگشت رو دستگیر کردن. T.me/karavani_Class
2 ساختار گرامری کاربردی/ مشغول بودن به کاری
۱. Be busy + (verb+ing) مشغول … بودن I’m busy preparing for the presentation. مشغول آماده کردن ارائهام ۲. Have fun + (verb+ing) از … لذت بردن We had fun playing football. از فوتبال بازی کردن لذت بردیم







Wednesday, 23 September , 2026