اصطلاحی برای ” جا زدن/ عقب نشینی کردن!!”
Chicken out جا زدن از تصمیم، عقب نشینی کردن از سر ترس یا هر چیزی! Syn=back down, back off, He was going to ask for a raise, but he chickened out at the last minute. او می خواست درخواست افزایش حقوق دهد اما آخرین لحظه جا زد
اصطلاحی برای ” سختش نکن”
It’s not that deep زیادی سختش نکن/مسئله انقدرها هم پیچیده نیست I was just joking about your haircut. It’s not that deep! من فقط در مورد مدل موت شوخی کردم. انقدرا هم جدی نیست!
کاربردهای Just/ اصطلاح “just because ” یعنی چه؟
Just so you know گفتم بدونی Just so you konw I be late tonight گفتم بدونی که امشب دیر میام Just in case محض اطمینان Take a jacket Just in case محض اطمینان یه ژاکت بردار Just because همینجوری What did you do that? چرا این کار و کردی؟ Just because همینجوری
ساختاری برای بیان خواسته یا توصیه
وقتی میخوایم دربارهی خواسته، توصیه، الزام یا شرایط غیرواقعی حرف بزنیم، از Subjunctive استفاده میکنیم. ساختار: Subject + (suggest/insist/recommend/essential/important) + that + Subject + base verb مثالها: They suggested that he leave early. پیشنهاد دادن که او زودتر بره. It is essential that everyone be on time. ضروریه همه سر وقت باشن. فعل بعد از […]
3 لغت/ offensive & slang
Slang معنی: زبان محاورهای و غیررسمی often use slang in their conversations. نوجوانها اغلب در مکالماتشان از زبان عامیانه استفاده میکنند. Offensive معنی: توهینآمیز، رنجاننده Some people found the joke offensive. بعضیها آن شوخی را توهینآمیز دانستند. Syllable معنی: بخش آوایی (هجا) The word ‘computer’ has three syllables. کلمهی «computer» سه بخش آوایی (هجا) دارد.
اصطلاحی برای ” بدون دعوت جایی رفتن”
Crash someone’s party معنی: «بیدعوت رفتن به یه مهمونی یا جمع». We crashed their party last night! دیشب بیدعوت رفتیم مهمونیشون! Tom didn’t get an invite, but he crashed the party anyway! تام دعوت نشده بود، ولی بازم رفت مهمونی!
نکته سریع گرامر درباره Few & Little
نکته سریع گرامر (Quick Grammar) Few vs. Little چه زمانی از “few” و چه زمانی از “little” استفاده کنیم؟ – A few (چندتا) → برای چیزهای قابل شمارش مثال: She bought a few apples. او چندتا سیب خرید. – A little (کمی) برای چیزهای غیرقابل شمارش مثال: He needs a little time. او به کمی […]
اصطلاح “Lose the plot” به چه مفهوم است؟
Lose the plot ▪️معنی: گیج شدن، کنترل اوضاع از دست رفتن (معادل عامیانه فارسی: «قافیه رو باخت»، «کلاً حواسش پرت شد») مثال: After studying all night, I was so tired that I completely lost the plot during the exam. بعد از اینکه تا شب درس خوندم، انقدر خسته بودم که سر امتحان کامل قافیه رو […]
اصطلاحی برای “تفاهم داشتن با فردی”
On the same wavelength Meaning: to understand each other easily / to think the same way معنی: با هم هماهنگ بودن، تفاهم داشتن، سریع همدیگه رو فهمیدن مثال: We work so well together because we’re on the same wavelength. خیلی خوب با هم کار میکنیم چون تفاهم داریم و همدیگه رو میفهمیم.
عبارت “Burn out” به چه معناست؟
Burn out Meaning: to become extremely tired or exhausted because of too much work or stress معنی: فرسوده شدن / از پا افتادن / ته کشیدن انرژی مثال: She worked nonstop for months and finally burned out. ماهها بدون وقفه کار کرد و آخرش کاملاً از پا افتاد.





Wednesday, 2 September , 2026