واژه ای برای «خستگی ناپذیر» در زبان انگلیسی
Indefatigable SYN: tireless (رسمی) خستگی ناپذیر، نَستوه Although the effort of taking out the garbage exhausted Wayne for the entire morning, when it came to partying, he was indefatigable اگرچه تلاش برای بیرون بردن زباله ها وین را کل صبح خسته کرد، اما وقتی نوبت به مهمانی رسید، خستگی ناپذیر بود. One can […]
ساختار گرامری “As soon as + clause” / به محض اینکه…
As soon as + clause Used to show that one action happens immediately after another. معنی: به محض اینکه مثال: I’ll call you as soon as I arrive home. به محض اینکه به خانه برسم، بهت زنگ میزنم. ساختار: As soon as + subject + verb, subject + verb نکته مهم: بعد از as soon […]
اصطلاح “line in a sand” به چه معناست؟
Draw a line in a sand معنی اول :حد و مرز تعیین کردن برای , خط قرمز تعیین کردن، موضعی قاطع داشتن It was time to draw a line in the sand, forget the past, and work together. وقتشه که بیایم حد و حدود تعیین کنیم و گدشته را فراموش کنیم و با هم […]
اصطلاح عبارتی “loose cannon”
Loose Cannon کسی که غیر قابل کنترل و غیر قابل پیش بینیه. خطرناک. کسی که باعث آبروریزی یا خرابکاری بزرگ میشه. ریشه کلمه از این میآد که در زمان قدیم، روی کشتیهای چوبی، توپ (توپخانه) فلزی داشتند که روی چرخ بودند. این توپها با زنجیر به عرشه کشتی محکم بسته شده بودند. اگر یکی از […]
۳ اصطلاح با” Boat”/ اصطلاح rock the boat
Don’t rock the boat دست نزن بهش، تو وضعیتی که هست رها کردن Being in the same boat شرایط شبیه هم داشتن، وضعیت مشابهی که افراد در آن درگیر هستند، درد مشترک Miss the boat از دست دادن فرصت، استفاده نکردن از فرصت و موقعیت
۲ اصطلاح کاربردی/”قلبم وایساد!” به انگلیسی
My heart skipped a beat قلبم وایساد! مُردم یک لحظه! از ترس مُردم! معنی دیگر؛ غش کرد از خوشی، از عشق قلبم تند تند می زند My heart skipped a beat when I heard the sudden noise in the dark. قلبم می خواست بایستد وقتی ناگهانی در تاریکی یک صدایی شنیدم Every time he smiles […]
اصطلاح برای “بلافاصله، بلاشک”
In a heartbeat = in an instant بلافاصله. بدون درنگ. مثل قرقی. بی شک I called and told her I needed help, and she came in a heartbeat. من باهاش تماس گرفتم و گفتم به کمکش نیاز دارم، و او خودشو بلافاصله رسوند Even though the job was difficult, he says he’d agree to do […]
اصطلاح “Fair enough” به چه معناست؟
Fair enough منطقي حق داری قابل قبوله. حرفت رو میفهمم نکته مهم اینه که Fair enough لزوماً به این معنی نیست که کاملاً با طرف مقابل موافقی فقط یعنی دلیلش رو منطقی میدونی و بحث رو ادامه نمیدی چه زمانی ازش استفاده میکنیم؟ وقتی دلیل یا توضيح طرف مقابل برات قانع کننده است. وقتی میخوای […]
۳ اصطلاح کاربردی/ “?are you up for”
I’m relived آخی، راحت شدم Are you up for something? حوصلشو داری؟ Are you up for walking? حوصله داری برای پیاده روی No matter the cost به هر قیمتی که شده I’ll go no matter the cost به هر قیمتی که شده می رم
3 اصطلاح کاربردی برای دوست داران قهوه
Coffee perks me up قهوه سر حالم می کنه I’m crazy about coffee من عاشق قهوه ام، یا هوس قهوه کردم I have a soft spot of coffee علاقه خاصی به قهوه دارم





















Tuesday, 22 September , 2026