اصطلاح «ignorance is bliss» به چه معناست؟ ۰۴ آبان ۱۴۰۵

اصطلاح «ignorance is bliss» به چه معناست؟

ignorance is bliss مصداق ضرب المثل معروف «بی خبری، خوش خبری است»/نادانی سعادت است if you do not know about something, you do not worry about it What’s the point in knowing about all these problems if we can’t do anything about them? Sometimes ignorance is bliss, you know اگر نتوانیم کاری در مورد آنها […]

بایگانی‌های اصطلاحات زبان انگلیسی - صفحه 7 از 117 - الفبای زبان
اصطلاح ” hit the spot” به چه معناست؟ ۱۷ شهریور ۱۴۰۵

اصطلاح ” hit the spot” به چه معناست؟

that coffee hit the spot. اون قهوه حسابی چسبید. i Cold water hit the spot. آب خنک حسابی چسبید.   That song hit the spot. اون آهنگ خیلی به دلم نشست.   i Your reply hit the spot. جوابت دقیق و به جا بود.   That nap hit the spot.  اون چرت حسابی چسبید.  

چند اصطلاح ساده برای ” مهم نیست” ۱۶ شهریور ۱۴۰۵

چند اصطلاح ساده برای ” مهم نیست”

It doesn’t matter مهم نیست / فرقی نمیکنه No big deal مسئله مهمی نیست / چیزی نیست It’ okay اشکالی نداره / اوکیه Forget it بی خیال / ولش کن  Never mind ونش کن / فراموشش کن

اصطلاح “does’t pay” ۱۶ شهریور ۱۴۰۵

اصطلاح “does’t pay”

Lying doesn’t pay. دروغ گفتن عاقبت نداره Skipping classes doesn’t pay. کلاس رو پیچوندن عاقبت نداره Not studying doesn’t pay. درس نخوندن عاقبت نداره Being rude doesn’t pay. بی ادب بودن عاقبت نداره Being lazy doesn’t pay. تنبلی کردن عاقبت نداره

اصطلاح “I’m better of “ ۱۶ شهریور ۱۴۰۵

اصطلاح “I’m better of “

I’m better off single. مجردی برام بهتره I’m better off alone. تنهایی برام بهتره Il’m better off this way. اینطوری برام بهتره I’m better off not knowing. برام بهتره ندونم. I’m better off keeping quiet! برام بهتره سکوت کنم.

اصطلاحی برای ” نظرم اینه، ترجیحم اینه” ۱۵ شهریور ۱۴۰۵

اصطلاحی برای ” نظرم اینه، ترجیحم اینه”

I’m leaning toward the first one. بیشتر نظرم روی اولیه I’m leaning toward the blue one. بیشتر نظرم روی آبیه   I’m leaning toward the cheaper one.   بیشتر نظرم روی ارزونتره II’m leaning toward the bigger ore.   بیشتر نظرم روی بزرگ تره   .

چند اصطلاح با  Hand ۱۵ شهریور ۱۴۰۵

چند اصطلاح با Hand

Hand down ارث گذاشتن و منتقل کردن به نسل بعد Hand in تحویل به چیزی به مقام رسمی Hand out پخش کردن چیزی بین افراد Hand round پخش کردن خوراکی بین افراد Hand over تحویل دادن کنترل یا مسئولیت جایی به کسی

معنی اصطلاح «the big picture» ۱۵ شهریور ۱۴۰۵

معنی اصطلاح «the big picture»

the big picture=the situation as a whole تصویر کلی /نمای کلی/دورنما he’s so involved in the minutiae that he often overlooks the big picture او آنقدر درگیر جزئیات است که اغلب وضعیت کلی را نادیده می گیرد We need to look at the big picture before we can work out specific details قبل از اینکه […]

چند اصطلاح و عبارت کاربردی/You crack me up ۱۵ شهریور ۱۴۰۵

چند اصطلاح و عبارت کاربردی/You crack me up

He threw me under the bus او زیرآب مرا زد I’m delighted من خیلی خوشحالم I mess up with my mother everyday من هر روز با مادرم کل کل می کنم I have a loos tooth دندونم لق شده You crack me up تو منو می خندونی Happy belated birthday تولدت با تاخیر مبارک congratulations […]

4 روش گفتن به آرزوم رسیدم ۱۱ شهریور ۱۴۰۵

4 روش گفتن به آرزوم رسیدم

I got my wish My wish came true My wish was fulfilled My wish was granted

اصطلاح «اینم شد…/ به این میگی…» ۱۰ شهریور ۱۴۰۵

اصطلاح «اینم شد…/ به این میگی…»

You call that a /an به این میگی … ؟! اینم شد … ؟! الان این مثلا … بود ؟! call: نامیدن – فرض کردن – به حساب آوردن عبارت You call that a رو میگی، بعد اسم رو میاری: !?You call that a life به این میگی زندگی؟؟/ اینم شد زندگی!!؟ !?!You call that […]