اصطلاح “Lose the plot” به چه مفهوم است؟ ۳۱ تیر ۱۴۰۵

اصطلاح “Lose the plot” به چه مفهوم است؟

Lose the plot ▪️معنی: گیج شدن، کنترل اوضاع از دست رفتن (معادل عامیانه فارسی: «قافیه رو باخت»، «کلاً حواسش پرت شد») مثال: After studying all night, I was so tired that I completely lost the plot during the exam.  بعد از اینکه تا شب درس خوندم، انقدر خسته بودم که سر امتحان کامل قافیه رو […]

بایگانی‌های اصطلاحات زبان انگلیسی - صفحه 68 از 108 - الفبای زبان
اصطلاح keep me posted ۱۷ آبان ۱۴۰۲

اصطلاح keep me posted

!keep me posted من رو درجریان بزار.خبری چیزی شد به منم بگو. من روبی خبرنزاری ها. !Keep me posted on how the project is coming along, please لطفا منو در جریان چگونگی اجرای پروژه قرار بده   Keep me posted on how things go in your new job من را در جریان کار جدید خود […]

دو اصطلاح  push your luck& Just my luck ۱۷ آبان ۱۴۰۲

دو اصطلاح push your luck& Just my luck

Just my luck بخشکی شانسس/ گند بزنن به شانس ما Just my luck, they’d sold out by the time I got there ایی بخشکی شانسسس! اونا همه رو فروخته بودن وقتی ک من رسیدم اونجا دیگ! The last ticket was sold a minute before I got there just my luck آخرین بلیط یک دقیقه قبل […]

تا دم در بدرقه تون میکنم +چند اصطلاح دیگر ۱۷ آبان ۱۴۰۲

تا دم در بدرقه تون میکنم +چند اصطلاح دیگر

Help yourself از خودتون پذیرایی کنید Make yourself at home اینجارو منزل خودتون بدونید Do this more often بیشتر از این کارا بکنید We would like to see more of you دوست داریم شمارو بیشتر ببینیم I’ll see you to the door تا دم در بدرقه تون میکنم

جملات و اصطلاحات کاربردی (103) ۱۶ آبان ۱۴۰۲

جملات و اصطلاحات کاربردی (103)

That’s just a guts feeling ‎این فقط یک احساس درونییه follow your heart ببین دلت چی میگه My heart is heavy ‎ دلم گرفته است Don,t bottle up your heart/feeling احساستو قایم نکن..حرف دلتو بزن.. I’m blowing some steam on ‎ دارم عقده دلم رو خالی می کنم That’s very truthful of me ‎ با […]

چند اصطلاح کاربردی (102) ۱۵ آبان ۱۴۰۲

چند اصطلاح کاربردی (102)

My way or the high way یا هر چی من میگم یا هیچی   To pop the question خواستگاری کردن She is tight-lipped ذهنش قرص است (راز دارهِ) He always tried to blacken my name او همیشه تلاش می کنه “اعتبار” من وخراب کنه

چند اصطلاح روزمره (101) ۱۵ آبان ۱۴۰۲

چند اصطلاح روزمره (101)

They cannot handle it ازعهده اش برنمیان، Dream on مگه خوابشو ببینی Pick on someone your own size با يکی شوخی کن که هم قد خودت باشه Help yourself بفرمایید میل کنید Be tough as nails سرسخت باش مثل میخ (به فارسی:مثل کوه استوار)

اصطلاح شنیدن موضوعی از یک منبع موثق ۱۴ آبان ۱۴۰۲

اصطلاح شنیدن موضوعی از یک منبع موثق

Straight from a horse’s mouth= you hear it from the person who has direct personal knowledge of it شنیدن موضوعی از یک منبع موثق   I don’t believe it that she did it. I’m going to go to ask her and hear it straight from the horse’s mouth من باور نمی کنم که او این […]

اصطلاح Either now or never ۱۴ آبان ۱۴۰۲

اصطلاح Either now or never

Either now or never یا الان یا هیچوقت Don’t mess me up با من کل کل نکن He always gets on my nerve همش رو اعصابم

اصطلاح Basket case به چه معناست؟ ۱۳ آبان ۱۴۰۲

اصطلاح Basket case به چه معناست؟

Basket case  خسته و درمانده، کوفته، عاجز و وامانده  After working a 12-hour day and then coming home and cooking dinner for her family, Tanya felt like a basket case تانیا وقتی پس از 12 ساعت کار روزانه به خونه برگشت و برای خانواده شام پخت، احساس درماندگی نمود.   I was so worried about […]

اصطلاحی درباره وسواس یا اشتغال ذهنی داشتن ۱۳ آبان ۱۴۰۲

اصطلاحی درباره وسواس یا اشتغال ذهنی داشتن

To have a bee in one’s bonnet=To be extremely busy=to be preoccupied or obsessed with something  خود واژه Bee به معناز زنبور است/ اشتغال ذهنی یا وسواس یا دلمشغولی داشتن/    He has a serious problem. So, he has a bee in his bonnet about removing the problem  او یک مشکل جدی دارد. بنابراین ذهنش […]