چند اصطلاح/ “My heart skipped a beat” به چه معناست؟ ۰۷ آبان ۱۴۰۵

چند اصطلاح/ “My heart skipped a beat” به چه معناست؟

She has a screw loose یه تختش کمه I jumped out of my skin زهره ترک شدم My heart skipped a beat دلم ریخت I have a bigger fish to fry کارهای مهم تر از اون دارم He walked all over me از من سو استفاده کرد When hell freeze over محاله، ممکن نیست

بایگانی‌های اصطلاحات زبان انگلیسی - صفحه 71 از 117 - الفبای زبان
How convenient به چه معناست؟ ۱۲ دی ۱۴۰۲

How convenient به چه معناست؟

How convenient واژه convenient به معنای راحت/بی دردسر است.  این عبارت زمانی استقاده می شود که فرد مقابل اغلب در مورد زمان یا شرایط یک موقعیت، طعنه یا تردید دارد که شما رو راست باشید و در ذهم خودشان فکر می کنند که دارید توجیه می کنید .این عبارت اغلب برای بیان ناامیدی یا ناباوری […]

2 اصطلاح کاربردی ۱۱ دی ۱۴۰۲

2 اصطلاح کاربردی

You are so mean= someone who’s stingy or ungenerous=unkind or unfair خیلی بدجنسی/گستاخ The middle of nowhere یک جای پرت، نا کجا آباد. He lives in a tiny house in the middle of nowhere اون تو یک خونه فسقلی تو یک جای دور افتاده و پرت زندگی میکنه

اصطلاح «Off the chain» ۱۱ دی ۱۴۰۲

اصطلاح «Off the chain»

off the chain=amazing= out of the ordinary=a great deal of fun لذت بخش و مهیج  – این عبارت می تواند به معنای “خارج از کنترل” باشد این عبارت در اصل برگرفته از سگی است که افسار یا زنجیر خود را پاره می کند I made it with extra cheese and it was off the chain […]

اصلاح «Cover up» ۱۰ دی ۱۴۰۲

اصلاح «Cover up»

Cover up=to keep something unpleasant or illegal secret or hidden لاپوشانی کردن/ برملا نکردن یک چیز ناخوشایند/سرپوش گذاشتن روی اتفاقی ناگوار He accused the police of covering up for each other. They’re trying to cover up the truth او پلیس را متهم به پنهان کاری نسبت به هم کرد. آنها سعی می کنند حقیقت را […]

beat up به چه معناست؟ ۱۰ دی ۱۴۰۲

beat up به چه معناست؟

beat up=assault and injuries someone , kicking, or punching لت و پار کردن، زدن، کتک زدن و یا ضرب و شتم کردن He claims he was beaten up by the police او مدعی است که توسط پلیس ضرب و شتم شده است

اصطلاح «dish out» به چه معنی است؟ ۱۰ دی ۱۴۰۲

اصطلاح «dish out» به چه معنی است؟

dish out=put food on to a plate or plates before a meal توزیع کردن؛ سرو کردن غذا اگر چیزی را بین افرادی تقسیم و یا توزیع کنید؛ می‌توانید از فعل dish out برای بیان این کار استفاده کنید علاوه بر موارد فوق، اصطلاح dish it out در محاوره، عامیانه و یا حالت informal و غیررسمی […]

chill out به چه معناست؟ ۰۹ دی ۱۴۰۲

chill out به چه معناست؟

chill/chill out=to relax and take it easy حونسرد باش/ آرام بگیر Mark was really upset about not getting the job, so we told him to chill and forget about it I’m just gonna chill out at home tonight and watch a movie

اصطلاح «شانس یک بار در خونه آدمو می زنه» ۰۹ دی ۱۴۰۲

اصطلاح «شانس یک بار در خونه آدمو می زنه»

Fortune knocks once at every man’s door=opportunity only knocks once شانس یک بار در خونه آدمو می زنه We all get at least one good opportunity in life; everybody has the opportunity to be successful in life

اصطلاح «در یک چشم به هم زدن» ۰۴ دی ۱۴۰۲

اصطلاح «در یک چشم به هم زدن»

In no time=very quickly or very soon در یک چشم به هم زدن!/سریع و زود Don’t worry, I’m on my way now. I’ll be there in no time نگران نباش، الان تو راهم. در یک چشم به هم زدن، اونجا خواهم بود. Now that we’re on the highway, we’ll be there in no time ما […]

اصطلاح «To hold out an olive branch» ۰۳ دی ۱۴۰۲

اصطلاح «To hold out an olive branch»

To hold out an olive branch انجام دادن یا گفتن چیزی در راستای نشان دادن حسن نیت و اتمام جر و بحث/پیشنهاد صلح و آتش بس If you’re holding out an olive branch, you’re extending a hand of friendship and offering peace to a rival After years of rivalry with her cousin, she decided to […]