اصطلاحی برای ” بدم نمیاد…”
برای این ساختار از I wouldn’t + verb ing استفاده می کنیم: I wouldn’t mind going on a trip بدم نمیاد برم سفر I wouldn’t like getting a little more sleep بدم نمیاد ی ذره بیشتر بخوابم
2 اصطلاح/ by the book & go the whole hog
By the book Meaning: to do something exactly according to the rules معنی: طبق قانون عمل کردن / مو به مو طبق مقررات مثال The officer did everything by the book. اون مأمور همهچیز رو دقیقاً طبق قانون انجام داد. Go the whole hog Meaning: to do something completely or as much as possible معنی: […]
اصطلاح “Little did I know” به چه معناست؟
Little did I know … «نمیدونستم که…» ولی رسمی و تأکیدی بگی، میتونی از این ساختار استفاده کنی: Little + auxiliary + subject + verb مثال: Little did I know that he was lying. نمیدانستم که او دروغ میگفت. Little did she realize the truth. اصلاً متوجه حقیقت نشد. نکته مهم: (نادرست) Little I knew… […]
ساختار گرامری “As soon as + clause” / به محض اینکه…
As soon as + clause Used to show that one action happens immediately after another. معنی: به محض اینکه مثال: I’ll call you as soon as I arrive home. به محض اینکه به خانه برسم، بهت زنگ میزنم. ساختار: As soon as + subject + verb, subject + verb نکته مهم: بعد از as soon […]
اصطلاح “line in a sand” به چه معناست؟
Draw a line in a sand معنی اول :حد و مرز تعیین کردن برای , خط قرمز تعیین کردن، موضعی قاطع داشتن It was time to draw a line in the sand, forget the past, and work together. وقتشه که بیایم حد و حدود تعیین کنیم و گدشته را فراموش کنیم و با هم […]
اصطلاح عبارتی “loose cannon”
Loose Cannon کسی که غیر قابل کنترل و غیر قابل پیش بینیه. خطرناک. کسی که باعث آبروریزی یا خرابکاری بزرگ میشه. ریشه کلمه از این میآد که در زمان قدیم، روی کشتیهای چوبی، توپ (توپخانه) فلزی داشتند که روی چرخ بودند. این توپها با زنجیر به عرشه کشتی محکم بسته شده بودند. اگر یکی از […]
۳ اصطلاح با” Boat”/ اصطلاح rock the boat
Don’t rock the boat دست نزن بهش، تو وضعیتی که هست رها کردن Being in the same boat شرایط شبیه هم داشتن، وضعیت مشابهی که افراد در آن درگیر هستند، درد مشترک Miss the boat از دست دادن فرصت، استفاده نکردن از فرصت و موقعیت
۲ اصطلاح کاربردی/”قلبم وایساد!” به انگلیسی
My heart skipped a beat قلبم وایساد! مُردم یک لحظه! از ترس مُردم! معنی دیگر؛ غش کرد از خوشی، از عشق قلبم تند تند می زند My heart skipped a beat when I heard the sudden noise in the dark. قلبم می خواست بایستد وقتی ناگهانی در تاریکی یک صدایی شنیدم Every time he smiles […]
اصطلاح برای “بلافاصله، بلاشک”
In a heartbeat = in an instant بلافاصله. بدون درنگ. مثل قرقی. بی شک I called and told her I needed help, and she came in a heartbeat. من باهاش تماس گرفتم و گفتم به کمکش نیاز دارم، و او خودشو بلافاصله رسوند Even though the job was difficult, he says he’d agree to do […]
اصطلاح “Fair enough” به چه معناست؟
Fair enough منطقي حق داری قابل قبوله. حرفت رو میفهمم نکته مهم اینه که Fair enough لزوماً به این معنی نیست که کاملاً با طرف مقابل موافقی فقط یعنی دلیلش رو منطقی میدونی و بحث رو ادامه نمیدی چه زمانی ازش استفاده میکنیم؟ وقتی دلیل یا توضيح طرف مقابل برات قانع کننده است. وقتی میخوای […]



















Thursday, 13 August , 2026