عبارتی برای “نقطه قوت” ۲۵ مرداد ۱۴۰۵

عبارتی برای “نقطه قوت”

Painting is my forte نقاشی نقطه قوت منه Math is his forte ریاضی نقطه قوت اوست Cooking is her forte آشپزی نقطه قوت اوست

بایگانی‌های عبارت واژگان - صفحه 73 از 158 - الفبای زبان
چند عبارت کاربردی درمورد “خواب” ۲۳ مهر ۱۴۰۲

چند عبارت کاربردی درمورد “خواب”

He is a heavy sleeper خوابش سنگینه ! He is a light sleeperخوابش سبکه ! I oversleptخواب موندم ! My dream came trueخوابم تعبیر شد ! Sweet dreamsخواب‌های خوش ببینی ! I feel sleepyخوابم میاد. I lost my beauty sleepخواب ناز رو از دست دادم ! I lay awakeخوابم نبرد.

sew&sow&saw ۲۳ مهر ۱۴۰۲

sew&sow&saw

همایندهای واژه “Mistake” ۲۳ مهر ۱۴۰۲

همایندهای واژه “Mistake”

Make a mistake اشتباه کردن Correct a mistake تصحیح کردن اشتباه Common mistake اشتباه رایج Serious mistake اشتباه جدی Stupid mistake اشتباه احمقانه

چند عبارت درباره «نمی دونم»! ۲۲ مهر ۱۴۰۲

چند عبارت درباره «نمی دونم»!

Beats me نمی دونم search me من چه می دونم how should I know از کجا باید بدونم Don’t ask me از من نپرس I have no idea نظری ندارم/ایده ای ندارم I have no clue ایده ای ندارم

4عبارت کاربردی ۲۲ مهر ۱۴۰۲

4عبارت کاربردی

It wasn’t intentional عمدی نبود Quit stalling نعطل نکن Suit yourself هر طور راحتی Goof off یللی تللی کردن/ ول چرخیدن

3 واژه مرتبط/ مستاجر و صاحبخانه ۲۲ مهر ۱۴۰۲

3 واژه مرتبط/ مستاجر و صاحبخانه

Tenant مستاجر landlord مرد صاحبخانه landlady زن صاحبخانه

۲ واژه مرتبط ۱۷ مهر ۱۴۰۲

۲ واژه مرتبط

fluctuate نا منظم / به طور بی نظم fleeting ناپایا

نکته‌ای در مورد کلمه water ۱۶ مهر ۱۴۰۲

نکته‌ای در مورد کلمه water

حتماً با کلمه water آشنا هستید و می‌دانید که به معنی “آب” است؛ کلمه water می‌تواند به عنوان فعل هم استفاده شود. کلمه water به عنوان یک فعل به معنی “آب دادن به” یا “آبیاری کردن” است که معمولا برای گل و گیاه و باغچه استفاده می‌شود. به مثال‌ها توجه کنید: Water your plants before […]

!Don’t be sarcastic ۱۶ مهر ۱۴۰۲

!Don’t be sarcastic

I’d like to make a doctor’s appointment یک وقت دکتر می خواهم !Don’t be sarcastic تیکه ننداز I need some space نیاز دارم تنها باشم

عباراتی که با فعل “Make” می‌آیند ۱۵ مهر ۱۴۰۲

عباراتی که با فعل “Make” می‌آیند

Make a decisionتصمیم گرفتن Make a predictionپیش بینی کردن Make an excuseعذر خواستن Make a warجنگ کردن Make a peaceصلح کردن Make a speechسخنرانی کردن Make fun ofتمسخر کردن Make progressپیشرفت کردن Make friendsدوست شدن Make a noiseسر و صدا کردن Make troubleمشکل درست کردن