It feels like + noun یعنی انگار که… / حسش مثل… است» It feels like yesterday. انگار که همین دیروز بود. It feels like summer. انگار که تابستونه It feels like rain. انگار که بارونه It feels like home. انگار که خونه است / حس خونه رو میده   نکته ؛ بعد از It feels […]

It feels like + noun

یعنی انگار که… / حسش مثل… است»

It feels like yesterday.

انگار که همین دیروز بود.

It feels like summer.

انگار که تابستونه

It feels like rain.

انگار که بارونه

It feels like home.

انگار که خونه است / حس خونه رو میده

 

نکته ؛ بعد از It feels like فقط اسم نمی آید؛ میتوانیم یک جمله کامل هم بیاوریم

It feels like + subject + verb

It feels like I’ve known you forever.

انگار که سالهاست میشناسمت.

It feels like we’re going to be late.

انگار که قراره دیرمون بشه.

It feels like nobody is listening.

انگار که هیچ کس گوش نمیده